زندگینامهای تازه از امیلی برونته؛ روایتی جدید از نویسنده «بلندیهای بادگیر»
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ هم امیلی برونته و هم تنها رمانش «بلندیهای بادگیر» بارها با صفتهایی مانند «دیوانه»، «مجنون» یا بهویژه در فضای آنلاین و پس از اقتباس سینمایی اخیر «بیمهار» توصیف شدهاند. به همین دلیل، خواندن زندگینامهای که در آن، برونته بهعنوان فردی متعادل، ثابتقدم و سالم به تصویر کشیده میشود، نوعی آسودگی به همراه دارد.
دبورا لوتز که پیشتر با کتاب «کابینت برونته» (۲۰۱۵) شناخته شده بود، روایت خود را بر جزئیات ملموس استوار میکند. تخت کوتاهی که امیلی خود را در آن جا میداد، جیبهایی که با کاغذ، مداد و اشیای طبیعت پر میکرد و لباسهایی که از آنها نگهداری میکرد، از جمله جورابهایی با علامت «AB5» که نشان میداد متعلق به پنجمین جفت جوراب خواهرش آن است.
در این روایت، امیلی زنی کاملا عملگراست که «در حین پختوپز، کنار آتش زغالسنگ روی چهارپایهای کوچک، یا هنگام قدمزدن» مینوشت و «از نظم ملموس زندگی بهعنوان ابزاری برای غرق شدن در هنر و طبیعت استفاده میکرد».
از نگاه لوتز، نوشتار امیلی نیز «ملموس» است. او نمونه دوختودوزی را که امیلی در ۱۰ سالگی انجام داده، یکی از نخستین آثار نوشتاری او میداند. در حالی که برخی پژوهشگران آن را صرفا مجموعهای از جملات تقلیدی دانستهاند، لوتز به جملهای اشاره میکند که از کتاب امثال اقتباس شده: «چه کسی باد را در مشت خود جمع کرده است؟» جملهای که بهنظر او شاید نشانهای از شکلگیری ایده «بادهای سهمگین» باشد. او همچنین دفترچههای کوچک کودکان برونته را «اشیایی ظریف و دلنشین» توصیف میکند و یادداشتهای روزانه یکصفحهای امیلی و آن را نوعی شیوه نوشتاری مدرن و حتی پیشرو میداند که شباهتی به جریان سیال ذهن، پیش از دوره ویرجینیا ولف، دارد.
در این کتاب، روایتهای عجیب نیز مطرح میشوند اما لوتز از بزرگنمایی آنها پرهیز میکند. برای مثال، داستان گاز گرفته شدن امیلی توسط سگ هار و سوزاندن زخم با آهن داغ تأیید میشود اما در چارچوب توصیههای پزشکی زمان خود توضیح داده میشود. همچنین به درونگرایی او اشاره میشود، بدون آنکه تلاش شود تشخیصهای روانشناختی پس از مرگ ارائه شود. درباره احتمال روابط عاطفی نیز فرضیههایی مطرح است، اما لوتز بیشتر بر تأثیرپذیری امیلی از شخصیتهایی مانند آن لیستر، زنی پیشرو در همان منطقه، تأکید میکند.
لوتز که پیشتر درباره آیینهای سوگواری در دوره ویکتوریایی نوشته، در تحلیل رابطه امیلی با مرگ نیز موفق عمل میکند. او احتمال میدهد تجربه دیدن مادرش در وضعیتی میان مرگ و زندگی، دلیل حضور مداوم گور و مرگ در آثار او باشد. لوتز «بلندیهای بادگیر» را یکی از برجستهترین داستانهای «خانه تسخیرشده» میداند و توضیح میدهد که چگونه تجربههای واقعی امیلی از مرگ اعضای خانواده، رفتار شخصیتهایی مانند هیتکلیف را قابل درکتر میکند.
این زندگینامه «بلندیهای بادگیر» را نه اثری افراطی و صرفاً احساسی، بلکه نتیجه سالها تمرین و شکلگیری تدریجی سبک نویسنده میداند. لوتز با بررسی نامههای شارلوت برونته، تلاش میکند روند نگارش این رمان را بازسازی کند و نشان دهد که این اثر حاصل یک فرآیند پیچیده و حسابشده بوده است.
در پاسخ به این پرسش که آیا امیلی برونته در حال نوشتن رمان دومی بوده، لوتز معتقد است چنین اثری احتمالاً وجود داشته و حتی این احتمال را مطرح میکند که شاید نسخهای از آن هنوز جایی پنهان مانده باشد.
این زندگینامه، تصویری واقعگرایانهتر از امیلی برونته ارائه میدهد و تلاش میکند او را از قالب کلیشههای رایج خارج کند؛ روایتی که نه بر اغراق، بلکه بر جزئیات زندگی و فرآیند خلاقه او تمرکز دارد.
انتهای پیام/