مردی که تاریخ را با دوربین و موتورسیکلت ثبت کرد
فریبا نباتی: در روزگاری که سفر برای بسیاری از مردم، تماشای بناهای تاریخی یا استراحت در هتلهای لوکس بود، مردی از دل کوهپایههای البرز، با برادرش، با دو موتورسیکلت و ۱۸۰ دلار پول، راهی سفری ۱۰ ساله شد، تا آنچه را که از چشمهای گردشگران عادی پنهان میماند، ثبت کند.
سفر عیسی و عبدالله امیدوار فراتر از یک گردشگری ساده بود. کار آنها در دهههای میانی قرن بیستم، ریشهای عمیق در مردمشناسی داشت. برادران امیدوار از اولین ایرانیهایی بودند که با رویکردی پژوهشی، به نقاط بکر و کمتر شناختهشده جهان قدم گذاشتند. تمرکز آنها بر مستندسازی دقیق آداب و رسوم، پوششها، زبانها و ساختارهای اجتماعی جوامعی بود که در آن دوران، کمتر در منابع مکتوب جهان ثبت شده بود. آنها با ابزارهای ساده، به مناطقی دست یافتند که امروزه به دلیل تغییرات اقلیمی، سیاسی یا توسعه شهری، دیگر با آن شکوه و اصالت پیشین وجود ندارند یا برای همیشه از بین رفتهاند.



ثبت تاریخ با دوربین
اوایل پاییز ۱۳۳۳ (۱۹۵۴ میلادی)، ماجراجویی این دو برادر با موتورسیکلت ماچلس ۵۰۰ سیسی از خانه پدری (واقع در خیابان سیمتری نظامی، خیابان طوسی در تهران) و سپس با یک خودروی سیتروئن ۲سیوی، آغاز شد. آنها در دو سفره ۷ و سپس ۳ ساله، از مسیر شرق، از پاکستان و هند عبور کرده و به جنوب شرقی آسیا و استرالیا رسیدند. سپس با عبور از اقیانوس آرام، از طریق آلاسکا و کانادا، خود را به قطب شمال رساندند.
این تلاش با سفری به جنوبگان و بازگشتی کوتاه به ایران ادامه یافت. در دور جدید اکتشافات، آنها با همان خودروی سیتروئن، از دل قاره آفریقا گذشتند و با پشتکار فراوان، توانستند با وسیله نقلیهشان از میان موانع دشوار، از جمله جنگلهای انبوه و دشوار «ایتوری» در کنگو عبور کنند.
عیسی امیدوار در توصیف انگیزه و روش کارشان در گفتوگویی توضیح داده است: «کار ما طوری بود که مردم جهان با ما بسیار خوب تا میکردند. هدف ما مطالعه روی اقوام ابتدایی بود. ما ماهها با اسکیموها در قطب شمال زندگی کردیم تا سبک زندگیشان را بررسی کنیم. به سراغ عقبافتادهترین قبایل رفتیم و با آنها زندگی کردیم همانهایی که تا آن روز حتی یک انسان سفیدپوست را هم ندیده بودند، مانند «جیواروها» که به شکارچیان کلهانسان معروف بودند.»


از کتاب و فیلم تا موزه
برادران امیدوار در سال ۱۳۴۳، پس از بازگشت به ایران، کتاب «سفرهای برادران امیدوار» را منتشر کردند که با استقبال گستردهای روبهرو شد. شیوه نگارش این سفرنامه ساده، با زبانی روان و مبتنی بر روایت تجربهها است. این کتاب با نثری صمیمی و قابلفهم، خواننده را در جریان سفر و ماجراها قرار میدهد.
در پایان سفرهایشان، عبدالله در شیلی ساکن شد و یک شرکت سینمایی و سینما تاسیس کرد، اما عیسی در ایران ماند تا میراثشان را در قالب «موزه برادران امیدوار» در مجموعه کاخ سعدآباد ماندگار کند. این موزه در روز ۵ مهر ۱۳۸۲ راهاندازی شد.
میراث برادران امیدوار، مجموعهای بیبدیل از اسناد بصری و فرهنگی است؛ از فیلمهای مستند قبایل دورافتاده گرفته تا آرشیو عکسهای مردمشناسی و اشیای فرهنگی. در این موزه، مجموعهای عظیم از دستسازههای مردمان آفریقا، آسیا، آمریکا و استرالیا، موسیقیهای بومی کشورهای مختلف (از تاهیتی و پاناما تا زنگبار و اندونزی) و مجموعهای منحصربهفرد از عکسها، اسلایدها (ثبت دقیق چهرهها، لباسها) و حتی دستنوشتهها و امضاهای شخصیتهای سرشناس جهان و ابزارهای زندگی جوامعی که دگرگون یا ناپدید شدند، نگهداری میشود.
این آثار برای پژوهشگران علوم اجتماعی و انسانشناسی، منبعی دستاول محسوب میشود؛ چرا که تغییرات بنیادین فرهنگی نیمه دوم قرن بیستم را با دقت خیرهکنندهای ثبت کردهاند.


پایان یک مسیر طولانی
عیسی امیدوار که در دوم دی ۱۳۰۸ در روستای فشندک طالقان چشم به جهان گشوده بود، پس از ۹۷ سال زندگی پربار، در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ پس از یک دوره بستری در بیمارستان چشم از جهان فروبست. با درگذشت او، دوران حضور این دو برادر در عرصه جهانگردی پژوهشی به پایان رسید؛ چرا که عبدالله نیز پیش از این در ۲۳ تیر ۱۴۰۱ در شیلی از دنیا رفته بود.
طبق برنامهریزی قرار بود در روز ۲۸ اردیبهشت امسال، همزمان با روز جهانی موزه، از دستاوردهای عیسی امیدوار تجلیل شود، اما درگذشت او فضای فرهنگی کشور را به سوگ نشاند. درگذشت عیسی امیدوار، فقدان یک شخصیت برجسته در حوزه گردشگری و مستندسازی نیست؛ خاموشی نگاهی است که به جزئیات اهمیت میداد و تا عمق فرهنگها راه پیدا میکرد.


انتهای پیام/