عاشورا در آیینه شعر فارسی؛ از کسایی مروزی تا قیصر امینپور
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ عاشورا تنها یک واقعه تاریخی و مذهبی نیست؛ رویدادی است که در طول بیش از هزار سال، الهامبخش شاعران فارسیزبان بوده و یکی از مهمترین جریانهای ادبیات آیینی را شکل داده است.
مرور تاریخ شعر فارسی نشان میدهد که کمتر موضوعی به اندازه واقعه کربلا توانسته است در دورههای مختلف، شاعران را به سرودن وادارد و مفاهیمی، چون آزادگی، ایثار، حقطلبی و مبارزه با ظلم را در قالب شعر به نسلهای مختلف منتقل کند.
شعر عاشورایی در ادبیات فارسی پیشینهای طولانی دارد. از نخستین شاعرانی که در مدح اهل بیت (ع) و بیان مصائب خاندان پیامبر (ص) شعر سرود، کسایی مروزی بود. او که در قرن چهارم هجری میزیست از نخستین شاعران فارسیزبان به شمار میرود که اشعاری در ستایش اهل بیت (ع) سرود و نامش در تاریخ ادبیات فارسی به عنوان یکی از پیشگامان شعر آیینی ثبت شده است.
پس از او، سنایی غزنوی در آثار خود بارها به جایگاه اهل بیت (ع) اشاره کرد و از نخستین شاعرانی بود که مضامین مربوط به اهل بیت (ع) را با زبان عرفانی و اخلاقی در شعر فارسی درآمیخت.
در شعر سنایی، مفاهیمی، چون حقطلبی، عدالت و معنویت جایگاهی ویژه دارد. مفاهیمی که بعدها در ادبیات عاشورایی نیز حضوری پررنگ یافتند.
در قرن ششم و هفتم هجری، عطار نیشابوری نیز در آثار خود به فضائل اهل بیت (ع) و مفاهیم مرتبط با شهادت و حقیقتجویی پرداخت. نگاه عرفانی عطار به مفاهیم دینی، تاثیر قابل توجهی بر ادبیات آیینی فارسی بر جای گذاشت.
در همین دوره، سیف فرغانی یکی از مشهورترین مراثی عاشورایی زبان فارسی را سرود. ترکیببند معروف او با مطلع «ای قوم در این عزا بگریید» از برجستهترین نمونههای سوگسرودههای عاشورایی به شمار میرود و بسیاری از پژوهشگران آن را از مهمترین مراثی فارسی پیش از محتشم کاشانی میدانند.
در سدههای بعد، شاعرانی، چون ابن حسام خوسفی، اهلی شیرازی، وحشی بافقی و صائب تبریزی نیز در آثار خود به فضائل اهل بیت (ع)، واقعه کربلا و مفاهیم عاشورایی پرداختند و در تداوم سنت شعر آیینی نقش داشتند.
با این حال نام محتشم کاشانی بیش از هر شاعر دیگری با شعر عاشورایی گره خورده است. ترکیببند جاودانه او با مطلع «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» از شناختهشدهترین مراثی ادبیات فارسی به شمار میرود؛ اثری که نه تنها در محافل ادبی بلکه در آیینهای سوگواری محرم نیز حضوری ماندگار داشته و بر نسلهای متعدد شاعران پس از خود تاثیر گذاشته است.
در دوره قاجار، عمان سامانی با سرودن منظومه «گنجینهالاسرار» روایتی عرفانی از واقعه عاشورا ارائه کرد. این اثر از مهمترین منظومههای عاشورایی ادبیات فارسی به شمار میرود و همچنان مورد توجه پژوهشگران و علاقهمندان ادبیات آیینی است.
شعر عاشورایی در دوران معاصر نیز به حیات خود ادامه داده است. محمدحسین شهریار با سرودههای مذهبی خود، علی موسوی گرمارودی با شعر ماندگار «خط خون»، سیدحسن حسینی با نگاهی نو به مفاهیم عاشورایی و قیصر امینپور با زبانی شاعرانه و امروزی، هر یک سهمی در تداوم این سنت ادبی داشتهاند.
آنان کوشیدهاند پیام عاشورا را برای مخاطب معاصر بازخوانی کنند و آن را از محدوده یک روایت تاریخی فراتر ببرند.
مرور آثار این شاعران نشان میدهد که عاشورا در شعر فارسی تنها موضوعی برای سوگواری نبوده است. شاعران در دورههای مختلف، واقعه کربلا را نمادی از آزادی، عدالتخواهی، مقاومت در برابر ظلم و وفاداری به حقیقت دانستهاند. از کسایی مروزی تا قیصر امینپور، این جریان ادبی همچنان زنده مانده و یکی از پربارترین شاخههای ادبیات فارسی را شکل داده است؛ شاخهای که روایت عاشورا را در حافظه فرهنگی ایرانیان ماندگار کرده است.
انتهای پیام/