وقتی یک شهر، تکه‌ای از خاطره‌اش را دوباره پیدا می‌کند

|
۱۴۰۵/۰۴/۲۹
|
۱۱:۳۳:۳۱
| کد خبر: ۲۳۶۷۸۹۷
.
برنا- گروه استانها: بعضی بناها فقط از آجر، سنگ و گچ ساخته نشده‌اند؛ از خاطره ساخته شده‌اند. از قدم‌هایی که روزی در ایوانشان برداشته شده، از نگاه‌هایی که به پنجره‌هایشان دوخته شده و از روایت‌هایی که نسل به نسل نقل شده‌اند. وقتی چنین بنایی از میان می‌رود، فقط یک ساختمان فرو نمی‌ریزد؛ انگار تکه‌ای از حافظه یک شهر نیز گم می‌شود. داستان عمارت کلاه‌فرنگی باغشمال، از همین جنس است.

به گزارش خبرگزاری برنا در آذربایجان شرقی، گل نسا پارسا: شاید بسیاری از جوانان امروز تبریز، نام باغشمال را بیشتر با ورزشگاه و خیابان‌های اطرافش بشناسند؛ اما همین نقطه، روزگاری یکی از باشکوه‌ترین باغ‌های ایران بود. باغی که ریشه‌هایش به روزگار آق‌قویونلوها می‌رسید، در عصر صفوی رونق گرفت و در دوره عباس‌میرزا، ولیعهد نامدار قاجار، به یکی از مهم‌ترین باغ‌های حکومتی کشور تبدیل شد. در قلب این باغ، عمارتی قرار داشت که همه آن را به نام «کلاه‌فرنگی» می‌شناختند؛ بنایی با گنبد هشت‌ضلعی که سال‌ها بخشی از سیمای تبریز بود.

اما شهرها همیشه آن‌گونه که دوست داریم با گذشته خود رفتار نمی‌کنند.

در آغاز قرن گذشته، وقتی تبریز نیز مانند بسیاری از شهرهای ایران به استقبال خیابان‌کشی‌ها و توسعه کالبدی رفت، باغشمال آرام‌آرام رنگ باخت. عمارت‌های تاریخی یکی پس از دیگری از میان رفتند و کلاه‌فرنگی نیز به سرنوشت بسیاری از بناهایی دچار شد که قربانی شتاب تغییر شدند. از آن پس، نزدیک به یک قرن، این عمارت فقط در چند عکس قدیمی، کتاب‌های تاریخ و خاطرات سالمندان شهر زندگی می‌کرد.

شاید همین یک قرن غیبت، ارزش بازگشت امروز آن را بیشتر کرده باشد.

چندی پیش، عمارت کلاه‌فرنگی پس از سال‌ها، دوباره در باغشمال قد کشید. این بار نه به عنوان نسخه‌ای خیالی، بلکه حاصل بازآفرینی بر پایه اسناد تاریخی، نقشه‌ها، مطالعات تخصصی و همکاری شهرداری تبریز، اداره‌کل میراث فرهنگی، استادان دانشگاه و کارشناسان حوزه مرمت. عمارتی با زیربنای حدود ۱۹۰۰ مترمربع، شامل دو تالار اصلی و یک فضای گنبدی هشت‌ضلعی که دوباره به چشم‌انداز باغشمال بازگشته است.

شاید کسی بگوید این همان عمارت قدیمی نیست؛ و درست هم می‌گوید. هیچ بازآفرینی نمی‌تواند زمان را به عقب برگرداند یا جای اصل بنا را بگیرد. اما مگر قرار است چنین باشد؟ ارزش این کار، در ساختن دوباره یک ساختمان نیست؛ در زنده نگه داشتن یک روایت است. گاهی شهرها برای آنکه گذشته خود را فراموش نکنند، باید بخشی از آن را دوباره روایت کنند و این دقیقاً همان کاری است که در باغشمال انجام شده است.

از این منظر، کلاه‌فرنگی بیش از آنکه یک پروژه عمرانی باشد، یک پروژه فرهنگی است؛ تلاشی برای آنکه نسل امروز، تاریخ شهرش را نه فقط در کتاب‌ها، بلکه در دل شهر ببیند. کودکی که امروز زیر گنبد این عمارت می‌ایستد، شاید هنوز چیزی از آق‌قویونلوها یا عباس‌میرزا نداند، اما همین حضور، نخستین گام برای شکل‌گیری پیوندی عاطفی با گذشته شهر است. هویت، همیشه از کلاس درس آغاز نمی‌شود؛ گاهی از قدم زدن در یک باغ تاریخی آغاز می‌شود.

آنچه این پروژه را ارزشمندتر می‌کند، نگاه پشت آن است. سال‌ها تصور می‌شد توسعه یعنی ساختن هرچه بیشتر و هرچه تازه‌تر؛ اما شهرهای موفق دنیا امروز نشان داده‌اند که توسعه، بدون حافظه، دوام چندانی ندارد. شهری که گذشته‌اش را پاک می‌کند، دیر یا زود بخشی از هویت خود را نیز از دست می‌دهد. در مقابل، شهری که میان دیروز و امروز پلی می‌زند، برای آینده نیز سرمایه‌ای ماندگار می‌سازد.

بازآفرینی عمارت کلاه‌فرنگی، از همین جنس است؛ پلی میان گذشته و امروز. پلی که به شهروندان یادآوری می‌کند تبریز فقط خیابان‌ها و ساختمان‌های امروزی نیست؛ لایه‌های عمیق‌تری از تاریخ و فرهنگ در زیر پوست این شهر جریان دارد. هر بنای تاریخی که دوباره دیده می‌شود، در حقیقت بخشی از حافظه جمعی را به زندگی روزمره بازمی‌گرداند.

از سوی دیگر، این پروژه نشان داد که حفاظت از میراث فرهنگی، یک مسئولیت مشترک است. همکاری میان مدیریت شهری، میراث فرهنگی، دانشگاه و کارشناسان، تجربه‌ای ارزشمند را رقم زد؛ تجربه‌ای که می‌تواند برای دیگر بناها و فضاهای تاریخی تبریز نیز ادامه پیدا کند. شهری با پیشینه تبریز، هنوز روایت‌های ناگفته فراوانی دارد که می‌توان آنها را با همین نگاه دوباره برای مردم زنده کرد.

در نهایت، شاید مهم‌ترین دستاورد این عمارت، خود ساختمان نباشد؛ بلکه احساسی باشد که در دل شهر ایجاد می‌کند. احساسی شبیه دیدار دوباره یک دوست قدیمی؛ دوستی که سال‌ها فقط نامش را شنیده بودیم و حالا دوباره روبه‌رویمان ایستاده است.

کلاه‌فرنگی باغشمال امروز فقط یک عمارت نیست؛ یادآوری این حقیقت است که شهرها نیز حافظه دارند. اگر از این حافظه مراقبت کنیم، شهر فقط جایی برای عبور نخواهد بود؛ جایی برای زندگی، برای خاطره ساختن و برای احساس تعلق خواهد شد. و شاید همین، ارزشمندترین نتیجه بازآفرینی عمارتی باشد که نزدیک به یک قرن جای خالی اش در قلب تبریز احساس می شد.

انتهای پیام

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر