در گفت‌وگو با برنا اعلام شد: 

جابجایی مرکز ثقل اقتصاد جهان  انجام شد/ فرصت طلایی برای اقتصاد ایران +نمودار

|
۱۴۰۵/۰۵/۱۵
|
۱۷:۰۰:۰۳
| کد خبر: ۲۳۷۴۲۲۴
تن
برنا -گروه اقتصادی: نمودار تغییر سهم اقتصاد‌های بزرگ جهان از تولید ناخالص داخلی طی دو قرن گذشته، تصویری گویا از انتقال قدرت اقتصادی میان تمدن‌ها ارائه می‌دهد؛ انتقالی که از برتری تاریخی چین و هند آغاز شد، با انقلاب صنعتی به اروپا رسید، در قرن بیستم به آمریکا منتقل شد و اکنون بار دیگر نشانه‌های بازگشت به آسیا را آشکار کرده است.

 مهرزاد علیجانی، کارشناس اقتصادی، در گفت‌و‌گو با برنا با تشریح این نمودار تأکید کرد که اقتصاد جهان در آستانه شکل‌گیری نظمی چندقطبی قرار دارد و ایران نیز در صورت اصلاح ساختار‌های اقتصادی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، می‌تواند از این جابه‌جایی تاریخی سهم قابل توجهی به دست آورد.

نموداری که تاریخ اقتصاد جهان را روایت می‌کند

علیجانی با اشاره به نمودار «دو قرن ابرقدرت‌های اقتصادی» گفت: این نمودار تنها تغییر چند عدد و سهم از تولید ناخالص داخلی جهان را نشان نمی‌دهد، بلکه روایتگر انتقال قدرت اقتصادی میان تمدن‌ها، امپراتوری‌ها و دولت‌های مدرن است. به گفته وی، در سال ۱۸۲۰ چین با سهم ۲۸.۶ درصدی و امپراتوری بریتانیا با ۲۳.۱ درصد، بزرگ‌ترین بازیگران اقتصاد جهان بودند، در حالی که سهم آمریکا تنها ۲.۳ درصد برآورد می‌شد.

وی افزود: این تصویر نشان می‌دهد که مرکز ثقل اقتصاد جهان طی حدود دو قرن گذشته سه بار جابه‌جا شده است؛ نخست از آسیا به اروپا، سپس از اروپا به آمریکا و اکنون بار دیگر به سمت آسیا در حال حرکت است.

جابجایی مرکز ثقل اقتصاد جهان  انجام شد/ فرصت طلایی برای اقتصاد ایران +نمودار

انقلاب صنعتی، نقطه آغاز تغییر موازنه قدرت

این کارشناس اقتصادی اظهار کرد: تا پیش از انقلاب صنعتی، جمعیت و کشاورزی مهم‌ترین عوامل قدرت اقتصادی بودند، اما با ظهور ماشین بخار، راه‌آهن، کارخانه، برق و سپس نفت، بهره‌وری جایگزین جمعیت شد و کشور‌های اروپایی توانستند با اتکا به فناوری، سرمایه و صنعت، بر اقتصاد جهان مسلط شوند.

وی افزود: بریتانیا آغازگر این تحول بود و پس از آن آلمان، فرانسه و دیگر کشور‌های اروپایی نیز به جمع قدرت‌های صنعتی پیوستند. به همین دلیل قرن نوزدهم را باید دوران برتری فناوری و بهره‌وری اروپا دانست.

قرن بیستم، عصر برتری آمریکا

علیجانی با اشاره به روند نمودار گفت: پس از دو جنگ جهانی، آمریکا با توسعه زیرساخت‌ها، بازار سرمایه، دانشگاه‌های پیشرو، نوآوری و قدرت دلار، جای اروپا را به‌عنوان بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی جهان گرفت. حتی در مقاطعی پس از جنگ جهانی دوم، سهم اقتصاد آمریکا به حدود ۳۰ درصد اقتصاد جهان رسید.

وی تأکید کرد: قدرت آمریکا تنها به اندازه اقتصاد آن محدود نبود، بلکه این کشور توانست تولید، فناوری، نظام مالی، دلار و نفوذ سیاسی را در قالب یک منظومه واحد به خدمت بگیرد و جایگاه خود را تثبیت کند.

بازگشت آسیا، اما این بار با اقتصاد دانش‌بنیان

این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: روند نمودار به‌خوبی نشان می‌دهد که چین از اواخر قرن بیستم با سرعتی بی‌سابقه مسیر صعود را آغاز کرده و امروز با سهم بیش از ۲۱ درصدی بر پایه برابری قدرت خرید، بزرگ‌ترین اقتصاد جهان محسوب می‌شود. هند نیز با سهم ۹ درصدی، بار دیگر در حال تبدیل شدن به یکی از موتور‌های اصلی رشد اقتصاد جهانی است.

وی افزود: تفاوت امروز با گذشته آن است که قدرت چین و هند دیگر صرفاً بر پایه جمعیت نیست، بلکه بر صنعت، فناوری، صادرات، سرمایه‌گذاری، زیرساخت و نوآوری استوار شده است.

قدرت اقتصادی فقط با GDP سنجیده نمی‌شود

علیجانی تصریح کرد: یکی از اشتباهات رایج، سنجش قدرت اقتصادی تنها بر اساس تولید ناخالص داخلی است. شاخص برابری قدرت خرید، توان واقعی تولید داخلی کشور‌ها را بهتر نشان می‌دهد، اما تولید ناخالص داخلی اسمی همچنان معیار مهم‌تری برای ارزیابی قدرت مالی، تجارت خارجی، سرمایه‌گذاری بین‌المللی و نفوذ اقتصادی کشور‌ها به شمار می‌رود.

وی ادامه داد: بنابراین نمی‌توان صرفاً بر اساس یک شاخص نتیجه گرفت که چین جای آمریکا را گرفته است؛ زیرا قدرت اقتصادی مجموعه‌ای از فناوری، سرمایه، نظام مالی، انرژی، تجارت، ارز بین‌المللی و سرمایه انسانی است.

جهان در مسیر نظم اقتصادی جدید

این کارشناس اقتصادی اظهار کرد: برخلاف تصور برخی تحلیل‌ها، جهان در مسیر جایگزینی کامل یک قدرت با قدرت دیگر نیست، بلکه به سمت شکل‌گیری نظمی چندقطبی حرکت می‌کند. آمریکا همچنان رهبر فناوری‌های پیشرفته و بازار‌های مالی است، چین مرکز تولید و زنجیره تأمین جهان محسوب می‌شود، هند موتور جدید رشد اقتصادی است، اروپا در استانداردگذاری و فناوری صنعتی نقش مهمی دارد و کشور‌های حوزه خلیج فارس نیز به بازیگران اثرگذار سرمایه و انرژی تبدیل شده‌اند.

فرصت تاریخی ایران در اقتصاد آینده

علیجانی در پایان گفت: مهم‌ترین پیام این نمودار برای ایران آن است که جابه‌جایی مرکز ثقل اقتصاد جهان یک فرصت تاریخی ایجاد کرده است. اگر ایران بتواند با اصلاح ساختار‌های اقتصادی، افزایش بهره‌وری، توسعه زیرساخت‌ها، جذب سرمایه، گسترش تجارت منطقه‌ای و بهره‌گیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود حرکت کند، می‌تواند جایگاه پررنگ‌تری در نظم نوین اقتصادی جهان به دست آورد. به گفته وی، آینده اقتصاد جهان متعلق به کشور‌هایی خواهد بود که بتوانند خود را با این جابه‌جایی بزرگ تطبیق دهند و از ظرفیت‌های جدید اقتصاد بین‌الملل بیشترین بهره را ببرند.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر