استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران در گفتگو با برنا تصریح کرد:

از چتر هسته‌ای پاکستان تا نفوذ ترکیه/ توافق مکه چگونه کمربند امنیتی عربستان را تقویت می‌کند؟

|
۱۴۰۵/۰۵/۱۸
|
۰۸:۵۱:۳۷
| کد خبر: ۲۳۷۴۷۵۵
ف
برنا - گروه بین الملل: استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران با اشاره به توافق سه‌جانبه عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان موسوم به «توافق مکه» گفت: این توافق در شرایطی منعقد شده که تنش‌های ژئوپلیتیکی در غرب و جنوب غرب آسیا در بالاترین سطح قرار دارد و از منظر ژئوپلیتیکی، هرچند در ظاهر یک پیمان دفاعی است، اما می‌تواند هم به‌عنوان ابزار بازدارندگی دفاعی و ایجاد کمربند امنیتی برای عربستان و هم به‌عنوان پیام هشدار به ایران تلقی شود.

کیومرث یزدان‌پناه، استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با برنا درباره پیمان دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان موسوم به «توافق مکه» اظهار کرد: توافقی که اخیراً میان سه کشور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان تحت عنوان توافق مکه منعقد شده است، در این مقطع زمانی و در شرایطی که منطقه جنوب غرب و غرب آسیا عمیق‌ترین دوره بحرانی خود را سپری می‌کند، می‌تواند حاوی پیام‌های خاص خود باشد. هرچند در عرف رایج روابط میان کشورها، اتخاذ چنین پیمان‌هایی موضوعی عجیب و استثنایی نیست و امروزه نیز با توجه به شتاب و پیچیدگی تحولات نظام بین‌الملل و تغییر روابط میان کشورها و جایگزین شدن مؤلفه‌های اثرگذار جدید، بسیاری از کشورها تمایل دارند در قالب اتحادهای جمعی به سمت ایجاد کمربندهای امنیتی مشترک حرکت کنند و این موضوع در ذات خود و در کلیت، امر مثبتی است.

وی  ادامه داد: با این حال، اینکه توافق امنیتی میان ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی را توافقی علیه ایران بدانیم، به نظر من هنوز برای چنین قضاوتی زود است. شاید سران سه کشور با توجه به تجربه‌ای که از جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران و هدف قرار گرفتن بسیاری از کشورهای عربی توسط ایران به دست آمده، یکی از اهداف خود را انتقال پیامی محترمانه به ایران قرار داده باشند مبنی بر اینکه در صورت آغاز دوباره جنگ، عربستان سعودی می‌تواند خط قرمز تلقی شود.

یزدان‌پناه تصریح کرد: یکی از بندهای این توافق بر دفاع مشترک و دفاع سه‌جانبه متمرکز است؛ به این معنا که حمله به هر یک از کشورها، حمله به هر سه کشور تلقی می‌شود و دفاع از کشوری که مورد هدف قرار گرفته است، برای دو کشور دیگر نیز الزام‌آور خواهد بود. با این حال، اینکه مفاد توافقنامه تا چه اندازه الزام‌آور است و آیا دفاع جمعی را برای سه کشور توجیه می‌کند یا خیر، به‌طور مشخص روشن نیست و همین مسئله، استنباط برخی مبنی بر اینکه هدف اصلی این توافقنامه مقابله با ایران است را زیر سؤال می‌برد.

وی گفت: تقویت بازدارندگی جمعی در شرایط فعلی مهم‌ترین انگیزه‌ای بوده که این سه کشور را به سمت چنین توافقی سوق داده است، اما مسئله مهم‌تر این است که این سه کشور با چه شرایطی، چه الزامات جغرافیایی و چه اشتراکات ژئوپلیتیکی دست به چنین توافقی زده‌اند. آیا توافق مکه یک الزام روز بوده که این سه کشور را به سمت آن سوق داده است؟

این کارشناس مسائل ژئوپلیتیک افزود: حساسیت‌هایی که توافق مکه بر اساس تلاش‌های مستمر عربستان سعودی ایجاد کرده است، این پرسش را نیز مطرح می‌کند که آیا چنین ترتیباتی، بدون حضور سایر بازیگران منطقه‌ای، اساس امنیت منطقه‌ای را بیش از پیش تهدید نمی‌کند؟ اگر قرار بود ترتیبات امنیتی مؤثری در منطقه شکل بگیرد، بهتر بود یک دفاع جمعی با حضور کشورهای مؤثر منطقه ایجاد شود؛ به‌گونه‌ای که ایران، عراق و یمن نیز بخشی از این توافق باشند و لبنان و برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نیز در آن مشارکت داشته باشند. در چنین شرایطی می‌توان از شکل‌گیری یک کمربند امنیتی مؤثر سخن گفت.

یزدان‌پناه با اشاره به آثار منطقه‌ای توافق مکه اظهار کرد: نکته سوم این است که توافق مکه را نمی‌توان الزاماً به معنای قطع هرگونه اتحاد یا توافق موجود دانست. این توافق می‌تواند تکمیل‌کننده روابط زنجیره‌ای باشد که پیش از این و به واسطه پیمان‌هایی مانند اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس شکل گرفته است، هرچند قطعاً این ساختارها را تحت تأثیر قرار خواهد داد و حتی می‌تواند شورای همکاری خلیج فارس را که در حال حاضر نیز وضعیت مطلوبی ندارد، به سمت پایان یافتن کارکرد فعلی خود سوق دهد.

وی ادامه داد: موضوع مهم‌تر این است که دو کشوری که با عربستان سعودی این پیمان را امضا کرده‌اند، یکی ترکیه است که عضو ناتو بوده و دارای پیمان استراتژیک نظامی با ایالات متحده آمریکا است و دیگری پاکستان است که به عنوان یکی از کشورهای بزرگ اسلامی و تنها کشور اسلامی دارنده سلاح اتمی شناخته می‌شود. طبیعی است که ایران نسبت به چنین موضوعی احساس تهدید کند و نسبت به آن حساسیت و واکنش نشان دهد.

استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران تأکید کرد: به نظر من، امضاکنندگان توافق مکه ملزم هستند نسبت به محتوا و اهداف این توافقنامه برای کشورهای همسایه شفاف‌سازی و آنها را توجیه کنند تا کشورهای منطقه دچار نگرانی نشوند.

یزدان‌پناه خاطرنشان کرد: هرچند به نظر می‌رسد این‌گونه اتحادیه‌های سه‌جانبه در شرایط کنونی دیگر منسوخ شده‌اند و نمی‌توانند مؤید یک رفتار مؤثر و سازنده در ترتیبات امنیتی منطقه‌ای باشند؛ زیرا تمام مسائل امنیتی، سیاسی، استراتژیک و حتی اقتصادی در منطقه به یکدیگر گره خورده‌اند و چنین توافق‌هایی نمی‌توانند تضمین‌کننده امنیت باشند.

وی افزود: زمانی که هر یک از واحدهای جغرافیایی منطقه دچار تنش شوند، این تنش می‌تواند تمام کشورهای منطقه را درگیر کند. بنابراین این پرسش مطرح است که چنین اتحادیه‌ای با چه هدفی و با چه منطقی می‌خواهد علیه همسایگان خود و به بهانه‌های مختلف شکل بگیرد؟

این کارشناس مسائل ژئوپلیتیک در جمع‌بندی سخنان خود گفت: در مجموع، آنچه مسلم است این است که توافقنامه مکه پیش از آنکه گرهی از مشکلات منطقه باز کند، اگر سه کشور درباره مفاد و اهداف آن شفاف‌سازی نکنند، در شرایط فعلی ممکن است گره‌های دیگری به مشکلات منطقه اضافه کند.

وی در ادامه اظهار کرد: این توافقنامه به هیچ وجه بسترساز ترتیبات امنیتی متفاوت در حوزه جهان اسلام به شمار نمی‌آید. مسلم است که کشورهای اسلامی در حوزه‌های مختلف با اختلافات عمیق، تنش‌های جدی و درگیری‌های پیوسته و طولانی‌مدت مواجه هستند. راه نجات حوزه ژئوپلیتیک مؤثر جهان اسلام، چه در منطقه شبه‌قاره، چه در منطقه مرکزی و چه در منطقه جنوب غرب آسیا و حوزه عربستان، چنین معاهداتی نیست و این توافق‌ها نمی‌توانند پاسخگوی مسائل امنیتی منطقه باشند.

یزدان‌پناه ادامه داد: مسئله مهم‌تر این است که توافق مکه بیشتر نوعی تلاش برای بقا و فرار از تهدیدی خودساخته است؛ تهدیدی که سالیان سال در منطقه ما وجود داشته و واگرایی‌های شدید ژئوپلیتیکی را ایجاد کرده و موجب فعال شدن گسل‌های ژئوپلیتیکی در ابعاد مختلف شده است.

وی تأکید کرد: کشورهای اسلامی زمانی می‌توانند ترتیبات امنیتی مؤثری را در حوزه ژئوپلیتیک جهان اسلام فراهم کنند که به درک مشترکی از تهدیدات خود برسند؛ همچنین به درک مشترکی از مداخلاتی که از سوی نیروهای فرامنطقه‌ای صورت می‌گیرد دست پیدا کنند و برای آن راهکار مشترکی بیابند. کشورهای منطقه باید به درک مشترکی نسبت به تهدیدات اسرائیل نیز برسند. در چنین شرایطی می‌توان گفت کشورهای منطقه به سطحی از عقلانیت رسیده‌اند که می‌توانند یک کمربند امنیتی مؤثر ایجاد کنند و در برابر تهدیدات به صورت مشترک بایستند. در غیر این صورت، توافقنامه‌هایی از این دست به هیچ وجه نمی‌توانند برای منطقه ارمغان‌آور امنیت جمعی باشند.

یزدان‌پناه در ادامه با اشاره به ابعاد ژئوپلیتیکی توافق مکه اظهار کرد: پیمانی از این‌چنینی، با توجه به شرایط زمانی که در آن منعقد شده است، هرچند ممکن است به‌صورت رسمی و سریع به‌عنوان تهدید تهاجمی علیه ایران یا نیروهای مقاومت تحت حمایت ایران تلقی نشود، اما از منظر ژئوپلیتیکی، ابزاری برای بازدارندگی دفاعی در برابر تهدیدات ایران است و در این موضوع تردیدی وجود ندارد.

وی افزود: عربستان سعودی تلاش کرده است با اتخاذ چنین رویکردی، توافقی را تحت عنوان توافق صرفاً دفاعی دنبال کند تا کمربند امنیتی خود را در برابر تهدیداتی که اکنون در بالاترین سطح فعال هستند، مستحکم‌تر کند.

استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران ادامه داد: اینکه عربستان سعودی با پاکستان، به‌عنوان یک کشور هسته‌ای، چنین توافقی را امضا کرده، طبیعتاً می‌تواند به این معنا باشد که عربستان به دنبال ایجاد نوعی چتر امنیتی هسته‌ای است. از سوی دیگر، امضای توافق با ترکیه به‌عنوان متحد سوم نیز به این معناست که عربستان می‌خواهد کمربند نفوذ خود را در حوزه سوریه و مدیترانه، به‌ویژه لبنان، حفظ کند و از حمایت‌های ترکیه در مقابله با نیروهای حوثی یمن نیز بهره بگیرد.

یزدان‌پناه گفت: اگر بخواهیم این موضوع را واقع‌بینانه جمع‌بندی کنیم، باید گفت این توافق در شرایطی امضا شده که پس از آغاز جنگ در فوریه ۲۰۲۶ از سوی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تنش‌های ژئوپلیتیک در منطقه ما به بالاترین سطح ممکن رسیده است و به هیچ وجه نیز چشم‌انداز روشنی برای فروکش کردن این تنش‌ها در کوتاه‌مدت وجود ندارد.

وی تصریح کرد: از سوی دیگر، این جنگ نشان داد که سطح تهدیدات راهبردی و دامنه شعله‌ور شدن یک جنگ منطقه‌ای در جنوب غرب و غرب آسیا تا چه اندازه گسترده است. بنابراین، سعودی‌ها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که صرف اتکا به حمایت امنیتی آمریکا نمی‌تواند حتی تضمین کوتاه‌مدتی برای امنیت آنها ایجاد کند و به همین دلیل به سمت چنین توافقی حرکت کرده‌اند.

 

انتهای پیام

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه