موفقیت واقعا اتفاقی نیست!

|
۱۴۰۵/۰۶/۰۲
|
۰۰:۵۰:۰۲
| کد خبر: ۲۳۸۰۰۶۲
موفقیت
بسیاری از ما در مقطعی از زندگی، هنگامی که با وجود تلاش بسیار توانسته‌ایم به موفقیتی دست یابیم، این فکر در ذهنمان عبور می‌کند که من لایق رسیدن به این موفقیت نبوده‌ام و به زودی دستم برای دیگران رو می‌شود. این احساس که روان‌شناسان آن را سندرم ایمپاستر یا پدیده فریبکار می‌نامند، موفقیت‌های واقعی فرد را در ذهن او به شانس و اتفاق تقلیل می‌دهد، پدیده‌ای که اگر مدیریت نشود، می‌تواند سدی بزرگ در مسیر رشد و سلامت روان باشد.

تصور کنید در محل کار به موفقیتی چشمگیر رسیده‌اید، در دانشگاه نمره بالایی گرفته‌اید یا مسئولیتی مهم را به بهترین شکل به سرانجام رسانده‌اید. اطرافیان شما را تحسین می‌کنند و به هوش و درایت شما غبطه می‌خورند. اما در همان لحظه، در لایه‌های پنهان ذهن شما، صدایی زمزمه می‌کند که این فقط شانس بود، هر کس دیگری هم بود همین کار را می‌کرد یا اگر کمی بیشتر دقت کنند، می‌فهمند که تو واقعاً چیزی بلد نیستی. این تصویر کسی است که با سندرم ایمپاستر دست‌وپنج نرم می‌کند، فردی که در آینه موفقیت‌هایش، خودش را نمی‌بیند، بلکه مدام نگران است که نقابش برداشته شود و دیگران متوجه بی‌کفایتی او شوند. مطلب منتشره در سایت health.clevelandclinic.org به تحلیل این سندرم پرداخته و راههای مقابله با آن را توضیح داده است.

چرا موفقیت برایمان واقعی نیست؟

سندرم ایمپاستر، که البته یک تشخیص پزشکی رسمی نیست، مجموعه‌ای از افکار و احساساتی است که باعث می‌شود فرد نتواند ارزش واقعی دستاوردهایش را بپذیرد. نکته قابل‌تأمل این است که این سندرم معمولاً در افراد موفق بیشتر دیده می‌شود. این افراد به‌جای اینکه موفقیت خود را حاصل مهارت، دانش و پشتکار بدانند، آن را به عوامل بیرونی مثل تصادف یا خوش‌شانسی نسبت می‌دهند. همین ناتوانی در مالکیت موفقیت، باعث می‌شود لذت به‌دست‌آوردن هر دستاوردی بلافاصله جای خود را به اضطراب حفظ این جایگاه بدهد.

اثرات منفی سندرم پدیده فریبکار

ردپای سندرم ایمپاستر را می‌توان در همه جای زندگی دید. در محیط کار، ممکن است فرد با وجود شایستگی، از درخواست ترفیع یا بیان ایده‌های خلاقانه خودداری کند. در روابط عاطفی، این احساس می‌تواند به شکل ترس دائمی از ترک‌شدن بروز کند. فرد فکر می‌کند اگر شریک زندگی‌ام بفهمد من آن‌قدرها هم عالی نیستم، دوستم نخواهد داشت»، حتی در خانه و میان والدین هم این احساس دیده می‌شود. مادری که با تمام وجود برای فرزندش تلاش می‌کند اما مدام فکر می‌کند من مادر خوبی نیستم.

چرا فکر می‌کنید موفقیت‌هایتان اتفاقی است؟

چهره‌های پنهان سندرم ایمپاستر
روان‌شناسان معتقدند این احساس به شکل‌های مختلفی در شخصیت‌های متفاوت بروز می‌کند:

کمال‌گرا: برای این فرد، همه چیز باید بی‌نقص باشد. کوچک‌ترین خطایی، او را به این نتیجه می‌رساند که یک فریبکار است.

متخصص: او فکر می‌کند باید همه‌چیز را بداند. اگر در موضوعی تسلط صددرصدی نداشته باشد، احساس شرم و ناکافی بودن می‌کند.

نبوغ طبیعی: اگر کاری برایش سخت پیش برود، فکر می‌کند پس استعداد لازم را ندارد و توانایی خود را زیر سؤال می‌برد.

تک‌نواز: کمک گرفتن را نشانه ضعف می‌داند. او می‌خواهد همه‌چیز را تنهایی انجام دهد تا کسی متوجه نقص او نشود.

فرا انسان: این فرد ارزش خود را فقط با کار کردن و دستاوردهای بی‌پایان می‌سنجد. او هیچ‌وقت از تلاشش راضی نیست.

بین نظر دیگران و صدای درون خویش تفاوت قائل شویم

بسیار مهم است که بین صدای درونی من خوب نیستم و پیام‌های بیرونی که به شما می‌گویند تو به اینجا تعلق نداری تفاوت قائل شویم. سندرم ایمپاستر یک مبارزه شخصی و درونی است که با اصلاح افکار و خودآگاهی بهبود می‌یابد. اما صدای بیرونی و نظر دیگران، یک مشکل ساختاری و اجتماعی است که نیاز به حمایت بیرونی و تغییرات محیطی دارد. گاهی این دو با هم ترکیب می‌شوند و تشخیص را دشوار می‌کنند، اما شناخت این مرز، کلید اصلی است.

به خود شک نداشته باشیم

غلبه بر این احساس، یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد، اما شدنی است. اولین قدم جدا کردن احساس از واقعیت است. فقط چون ذهن شما می‌گوید تو کلاهبرداری به این معنی نیست که حقیقت دارد. برای این کار، ثبت ملموس دستاوردها بسیار کمک‌کننده است، یعنی لیستی از موفقیت‌ها، تشویق‌ها و پروژه‌هایی که به نتیجه رسانده‌اید تهیه کنید. وقتی این شواهد را سیاه و سفید روی کاغذ ببینید، انکار کردن تلاش‌تان دشوارتر می‌شود.

علاوه بر این، دست کشیدن از مقایسه حیاتی است. در فضای مجازی ما معمولا پشت‌صحنه زندگی خود را با ویتری زندگی دیگران مقایسه می‌کنیم، مقایسه‌ای که از همان ابتدا ناعادلانه است و در نهایت، حرف بزنید. صحبت کردن با یک دوست معتمد یا درمانگر می‌تواند به شما نشان دهد که این ترس‌ها چقدر بین افراد موفق شایع هستند.

یادتان باشد، شکست‌دادن سندرم ایمپاستر به معنای حذف کامل شک و ترس نیست، این به معنای عمل کردن با وجود شک است. زمانی که یاد بگیرید به صدای منتقد درونی‌تان به چشم یک واقعیت نگاه نکنید، فضا برای اعتمادبه‌نفس واقعی باز می‌شود. موفقیت‌های شما اتفاقی نیستند، آن‌ها محصول تلاش، مهارت و مسیری هستند که خودتان برای خودتان ساخته‌اید. حالا وقت آن است که آن‌ها را بپذیرید و با آرامش بیشتری به مسیرتان ادامه دهید.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر