نسل Z نیازهای جدیدی ندارد، شکل تجربه آنها تغییر کرده است
آیناز محمدیپور، روانشناس، در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی برنا، با تأکید بر ضرورت توجه به تغییرات نسلی در سیاستگذاری اظهار کرد: وقتی محیط رشد نسل جدید تغییر کرده است، طبیعی است که سیاستگذاری و برنامهریزی برای این نسل نیز بدون شناخت این تغییرات نمیتواند پاسخ کاملی به نیازهای آن بدهد. نمیتوان جوان امروز را با همان الگوهایی مدیریت کرد که برای نسلهای قبل طراحی شده بود، بدون اینکه شرایط جدید زندگی او را در نظر گرفت.
وی افزود: سیاستگذاری درباره جوانان زمانی میتواند مؤثر باشد که پیش از هر چیز، نیازهای واقعی این گروه شناخته شود. بخشی از این شناخت نیز از طریق شنیدن دیدگاه خود جوانان به دست میآید. نمیتوان درباره نسلی تصمیم گرفت، بدون اینکه خود آن نسل فرصت بیان دغدغهها، نیازها و انتظاراتش را داشته باشد.
این روانشناس بالینی ادامه داد: نسل Z در محیطی رشد کرده که فناوری، اینترنت، شبکههای اجتماعی و دسترسی سریع به اطلاعات بخش جداییناپذیر زندگی آن بوده است بنابراین طبیعی است که شیوه ارتباط، یادگیری، تصمیمگیری و حتی نگاه این نسل به آینده با گذشته تفاوتهایی داشته باشد. سیاستگذاری نیز باید این تغییر محیط را در نظر بگیرد.
محمدیپور گفت: یکی از موضوعات مهم، ایجاد امکان مشارکت برای جوانان است. اگر جوان احساس کند صرفاً مخاطب تصمیمهایی است که دیگران برای او گرفتهاند، فاصله میان او و ساختارهای اجتماعی بیشتر میشود؛ اما وقتی امکان اظهار نظر و مشارکت داشته باشد، زمینه گفتوگو و درک متقابل نیز بیشتر فراهم میشود.
وی تأکید کرد: مشارکت به این معنا نیست که همه خواستههای نسل جدید بدون بررسی پذیرفته شود؛ بلکه به این معناست که صدای جوان شنیده شود، نیازهای او مورد توجه قرار گیرد و در فرآیند تصمیمگیری، شرایط واقعی زندگی او نیز دیده شود.
سیاستگذاری بدون شناخت شکاف نسلی کامل نیست
محمدیپور با اشاره به فاصله میان انتظارات نسلهای مختلف اظهار کرد: آنچه در تجربه کار با خانوادهها و جوانان میبینم، این است که بهتر است از واژه «تضاد» استفاده نکنیم. تضاد به معنای ناسازگاری کامل دو موضوع است، در حالی که آنچه بیشتر وجود دارد، یک شکاف و فاصله میان نیازهای نسل Z و انتظارات نسلهای قبل است.
وی افزود: این شکاف فقط مربوط به خانواده نیست و میتواند در ارتباط جوان با محیط کار، آموزش و سایر ساختارهای اجتماعی نیز دیده شود. اگر این فاصله بهدرستی شناخته نشود، ممکن است رفتارها و خواستههای جوانان صرفا به عنوان ناسازگاری یا بیتفاوتی تفسیر شود؛ در حالی که گاهی مسئله، تفاوت در تجربه و نگاه به زندگی است.
این روانشناس بالینی تصریح کرد: سیاستگذاری باید بتواند میان نیازهای مختلف تعادل ایجاد کند. نسل Z نیاز به استقلال و حق انتخاب دارد و در مقابل، خانواده و جامعه نیز دغدغه امنیت، مسئولیتپذیری و تعلق اجتماعی را دارند. راهحل، حذف یکی از این نیازها نیست، بلکه پیدا کردن راهی برای کنار هم قرار دادن آنهاست.
به جای برچسبزنی، نیازهای نسل جدید را بشناسیم
محمدیپور با انتقاد از نگاههای کلیشهای به نسل جدید گفت: اگر نسل Z احساس کند دیده و شنیده میشود، امکان گفتوگوی مؤثر با خانواده و جامعه بیشتر خواهد شد. در مقابل، اگر پاسخ به نیازهای او صرفاً با برچسبهایی مانند «لوس»، «بیحوصله» یا «ناسازگار» همراه شود، فرصت شناخت مسئله از بین میرود.
وی ادامه داد: نباید تصور کرد همه افراد نسل Z دارای یک شخصیت مشترک هستند. تفاوتهای فردی، سبک فرزندپروری، شرایط اقتصادی و اجتماعی و تجربههای خانوادگی همچنان نقش بسیار مهمی دارند. آنچه درباره نسل Z گفته میشود، بیشتر ویژگیهایی است که در این نسل برجستهتر دیده میشود، نه اینکه همه افراد این نسل دقیقاً یکسان باشند.
وی افزود: بنابراین در سیاستگذاری نیز نباید با یک نگاه کاملاً یکسان با همه جوانان برخورد کرد. شناخت گروههای مختلف جوانان و توجه به تفاوت شرایط زندگی آنها میتواند به تصمیمگیری دقیقتر کمک کند.
سواد فضای مجازی و سلامت روان، دو نیاز مهم نسل جدید
محمدیپور با اشاره به شرایط زندگی نسل Z گفت: یکی از موضوعاتی که باید در برنامهریزی برای این نسل مورد توجه قرار گیرد، نحوه مواجهه با فضای مجازی و حجم بالای اطلاعات است. جوان امروز همزمان به اطلاعات درست و مفید و اطلاعات نادرست و نامناسب دسترسی دارد؛ بنابراین یکی از مسائل مهم، توانایی تشخیص و تحلیل اطلاعات است، نه صرفاً دسترسی به آن.
وی ادامه داد: حضور گسترده در فضای مجازی باعث شده مقایسه اجتماعی در این نسل افزایش پیدا کند. فشار برای موفقیت، ابهام درباره آینده و حجم بالای اطلاعات نیز از دیگر مسائلی است که جوانان امروز با آن مواجه هستند.
این روانشناس بالینی افزود: بنابراین در کنار سیاستهایی که به اشتغال، آموزش و مشارکت اجتماعی جوانان توجه دارند، موضوع سلامت روانی و اجتماعی و آموزش مهارتهای لازم برای مواجهه با فضای مجازی نیز اهمیت دارد.
نسل Z نیاز به استقلال دارد، جامعه نیز امنیت میخواهد
محمدیپور برای توضیح یکی از مهمترین چالشهای میان نسلها به موضوع استقلال اشاره کرد و گفت: جوان نیاز دارد استقلال خود را تجربه کند، اما خانواده در کنار استقلال او، به امنیت و اطمینان نیز نیاز دارد. جوان میگوید «به من اعتماد کن» و والد میگوید «من نگران امنیت تو هستم». هر دو نیاز قابل قبول هستند، اما زبان و شیوه برآورده کردن آنها متفاوت است.
وی ادامه داد: همین مسئله درباره حریم خصوصی نیز دیده میشود. جوان ممکن است به حریم خصوصی بیشتری نیاز داشته باشد، اما والدین این درخواست را به معنای فاصله گرفتن یا پنهانکاری برداشت کنند. در نتیجه، مسئله اصلی خودِ نیاز به حریم خصوصی نیست، بلکه برداشت متفاوت دو نسل از معنای این نیاز است.
محمدیپور تأکید کرد: بنابراین مسئله اصلی ناسازگار بودن نیازهای نسل Z با خانواده و جامعه نیست؛ مسئله این است که چگونه میتوان میان نیاز به استقلال، تعلق، امنیت و ارتباط تعادل ایجاد کرد.
نیازهای نسل Z جدید نیست، شکل تجربه آنها تغییر کرده است
وی با بیان اینکه نسل Z لزوماً دارای نیازهای کاملاً جدیدی نیست، گفت: نیازهایی مانند تعلق، امنیت، پذیرش، هویت و استقلال، نیازهای اساسی انسان هستند و در نسلهای قبل نیز وجود داشتهاند. تفاوت در این است که نسل جدید این نیازها را در یک محیط اجتماعی و فناورانه متفاوت تجربه میکند و شیوه بیان و دنبال کردن آنها نیز تغییر کرده است.
این موضوع در مطالعات انجامشده درباره نسل Z در ایران نیز مورد توجه قرار گرفته است. برای نمونه، یک مطالعه منتشرشده در «مجله جامعهشناسی ایران» با بررسی پژوهشهای انجامشده درباره مناسبات نسلی، به تفاوتهایی در حوزههای خانواده، سیاست، دین و محیط کار اشاره کرده و کاهش پذیرش اقتدار و تأکید بیشتر بر استقلال هویتی را از مضامین برجسته گزارششده در پژوهشهای مورد بررسی دانسته است.
نسل Z، ارتباط و زندگی را متفاوت تجربه میکند
محمدیپور درباره ویژگیهای این نسل اظهار کرد: درباره محدوده سنی نسل Z در ساختارهای مختلف تعاریف متفاوتی وجود دارد، اما در تعریف رایج، نسل Z عمدتاً متولدین اواخر دهه ۱۹۹۰ تا حدود سال ۲۰۱۰ را شامل میشود. نسلی که بخش مهمی از دوران رشد خود را در محیطی سپری کرده که فناوری، اینترنت و شبکههای اجتماعی در آن حضور پررنگ داشته است.
وی افزود: برای این نسل، تلفن همراه از ابتدا یک وسیله عادی بوده و استفاده از آن برای سرگرمی، بازی، تماشای ویدئو و حتی آموزش شکل گرفته است. در نتیجه، دسترسی آنها به اطلاعات بسیار سریعتر از نسلهای قبل است و همین موضوع بر نوع ارتباط با همسالان و حتی شیوه شکلگیری هویت آنها تأثیر گذاشته است.
این روانشناس بالینی ادامه داد: بخشی از ارتباطات نسل Z با همسالان در فضای مجازی شکل میگیرد. بازیهای آنلاین، کلاسهای مجازی و شبکههای اجتماعی بخشی از محیط ارتباطی این نسل هستند؛ بنابراین نمیتوان الگوی ارتباطی جوان امروز را صرفاً با الگوی ارتباطی نسلهای قبل مقایسه کرد، چراکه محیط رشد و تجربه اجتماعی آنها تغییر کرده است.
تفاوت نگاه نسل Z و نسلهای قبل به موفقیت و استقلال
محمدیپور با تأکید بر اینکه تفاوت نسل Z با نسلهای قبل را نباید صرفاً به استفاده از اینترنت محدود کرد، اظهار کرد: تفاوت اصلی در نوع تجربه کردن دنیا و زندگی است. در نسلهای قبل، دایره اطلاعات و ارتباطات بیشتر به خانواده، مدرسه، گروه دوستان و رسانههایی مانند تلویزیون و رادیو محدود بود، اما جوان امروز بهصورت مستمر با اطلاعات، افراد و سبکهای مختلف زندگی مواجه است.
وی افزود: این مواجهه گسترده، نگاه جوان به بسیاری از مفاهیم را نیز تغییر داده است؛ برای مثال تعریف موفقیت دیگر الزاماً فقط داشتن شغل ثابت، درآمد ثابت و امنیت شغلی نیست.
محمدیپور توضیح داد: جوان امروز ممکن است در کنار امنیت شغلی و درآمد، رضایت از کار، انعطافپذیری، کیفیت زندگی و معنادار بودن شغل را نیز مهم بداند. در واقع، شغل فقط وسیلهای برای درآمد نیست و کیفیت زندگی نیز در تعریف موفقیت برای این نسل اهمیت پیدا کرده است.
وی درباره تفاوت نگاه دو نسل به مفهوم استقلال نیز گفت: ممکن است والد استقلال را بیشتر در مستقل شدن از نظر مالی ببیند، اما جوان استقلال را در این بداند که در انتخابها و تصمیمهای شخصی خود حق اظهار نظر داشته باشد. همین تفاوت در تعریف یک مفهوم مشترک میتواند زمینه سوءتفاهم میان والد و فرزند را ایجاد کند.
به جای تقابل نسلها، به سمت درک متقابل برویم
این روانشناس بالینی در پایان تأکید کرد: به جای اینکه نسل جدید را با برچسب توصیف کنیم، باید تغییراتی را که در محیط رشد آن اتفاق افتاده بشناسیم. نسل Z در محیطی رشد کرده که فناوری، اینترنت و دسترسی گسترده به اطلاعات بخش مهمی از زندگی آن بوده است.
محمدیپور خاطرنشان کرد: وقتی این تفاوت محیط رشد را درک کنیم، بهتر میتوانیم نیازهای نسل Z را بشناسیم و در کنار آن، انتظارات خانواده و جامعه را نیز در نظر بگیریم. در نهایت، هدف باید ایجاد تعادل میان استقلال و امنیت، فردیت و تعلق و حق انتخاب و مسئولیتپذیری باشد؛ تعادلی که میتواند زمینه ارتباط سالمتر میان نسلها را فراهم کند.
انتهای پیام/