رضا فتحاللهیپور: در «اعتراف میکنم» تلاش کردیم پوریا پورسرخ از کلیشههای قبلیاش خارج شود/ متن خوب اساس هر اثری در سینما و سریالسازی است
تبسم کشاورز_ سریال «اعتراف میکنم» این روزها با ساختاری متفاوت در شبکه نمایش خانگی مورد توجه قرار گرفته است؛ مجموعهای اپیزودیک که هر بخش آن با نویسنده و کارگردانی متفاوت و در یک لوکیشن ثابت روایت میشود. این سریال که اقتباسی از مجموعهای خارجی است که پیش از این در پنج کشور ساخته شده، در نسخه ایرانی پروندهها و موقعیتها را متناسب با فضای ایران بازطراحی کرده است.
پوریا پورسرخ، مهدی هاشمی، بهار کاتوزی، علیرضا ثانیفر، روزان رضوانیان، محمدرضا مالکی بازیگران ثابت «اعتراف میکنم» هستند و بازیگرانی چون حامد بهداد، ستاره پسیانی و مریم سعادت نیز در قسمتهای مختلف حضور دارند.

خبرنگار برنا در گفتوگو با رضا فتحاللهیپور، تهیهکننده این سریال، درباره ساختار متفاوت اثر، انتخاب بازیگران، اعتماد به جوانها و توجه به لایههای روانشناختی شخصیتها صحبت کردهاست که در ادامه میخوانید.
*«اعتراف میکنم» حاصل اعتماد به جوانهاست
برنا: سریال «اعتراف میکنم» از نظر فرم، تجربه متفاوتی در شبکه نمایش خانگی است؛ چند اپیزود با نویسندگان و کارگردانهای مختلف. ایده این ساختار از کجا آمد و چه شد که تصمیم گرفتید این ریسک را بپذیرید؟
فتحاللهیپور: در شبکه نمایش خانگی، اگر قرار باشد اثری شبیه نمونههای دیگر ساخته شود، اتفاق تازهای نمیافتد. من همیشه ترجیح میدهم سراغ تجربهای متفاوت بروم و فضای جدیدی را شکل بدهم. طبیعتا چنین انتخابی ریسک بالایی هم دارد. وقتی موضوع ساخت مطرح شد؛ اکثر پلتفرمها به من گفتند که چرا میخواهی چنین اثری را بسازی؟ اما من در گفتوگو با نیما حسنینسب به این نتیجه رسیدیم که باید این کار را ساخت و بعد وارد مذاکره با پلتفرمها شد.
از سوی دیگر موضوعی که برای من اهمیت داشت، اعتماد به جوانها بود. بسیاری از این بچهها فیلمهای کوتاه زیادی ساختهاند، اما هیچوقت فرصت کافی برای دیدهشدن و تجربه کردن نداشتهاند. برای من مهم بود که در کنارشان باشم و بر روند تولید نظارت داشته باشم. اگر قرار باشد یک بازیگر شناختهشده در کنار یک کارگردان جوان قرار بگیرد و به نگاه و نظر او اعتماد کند، باید این فضا را بشکنیم و به این ترکیب فرصت بدهیم. من دوست دارم به جوانها، چه در جایگاه بازیگر و چه کارگردان، فرصت حضور و تجربه داده شود. به نظرم «اعتراف میکنم» هم توانسته این اتفاق را رقم بزند.

*پروندههای «اعتراف میکنم» متناسب با شرایط ایران انتخاب شدهاند
برنا: «اعتراف میکنم» برگرفته از یک سریال خارجی است. در تبدیل این نسخه به یک اثر ایرانی، چالش اصلی شما چه بود؛ اینکه ساختار و استخوانبندی نسخه اصلی حفظ شود یا اینکه آن را متناسب با فضای ایران بازطراحی کنید؟
فتحاللهیپور: هر دو برای ما مهم بود اما به اعتقاد من وقتی قرار است یک اثر خارجی در ایران ساخته شود، باید با شرایط و فضای ایران با آن برخورد کرد و در عین حال، ساختار اصلی اثر هم حفظ شود. برای مثال ما سعی کردیم لوکیشنمان دقیقا شبیه لوکیشن اصلی سریالهای ساخته شده در پنج کشور دیگر باشد.
در نسخه ایرانی، ترکیب کلی نیز حفظ شده است؛ یعنی یک فضای ثابت داریم و در کنار آن، بازجوییهایی با حضور روانشناس، هکر و دیگر عوامل شکل میگیرد اما سوژهها و پروندهها متناسب با شرایط ایران انتخاب شدهاند و موضوعات را با توجه به فضای خودمان پیش بردهایم. بنابراین تلاش کردیم در کنار حفظ استخوانبندی اصلی اثر، آن را با شرایط و فضای ایران هماهنگ کنیم.
*شش کارگردان، شش نگاه متفاوت به یک لوکیشن ثابت
برنا: با وجود محدودیت لوکیشن، بخش زیادی از جذابیت «اعتراف میکنم» بر دیالوگ، بازی بازیگران و موقعیت روانی متهم و بازجو استوار است. از طرفی، هر بخش را یک نویسنده و کارگردان متفاوت ساختهاند. چطور مطمئن شدید تفاوت نگاه کارگردانها باعث گسست در کلیت سریال نمیشود؟
فتحاللهیپور: جذابیت «اعتراف میکنم» دقیقا در همین تفاوت نگاههاست. با اینکه لوکیشن ثابت است، جای دوربین، نحوه نگاه به صحنه و شیوه مواجهه با بازیگران از یک قسمت به قسمت دیگر تغییر میکند و همین موضوع به هر بخش هویت خودش را میدهد.
ما با شش کارگردان همکاری داشتیم که هر کدام نگاه و تجربه متفاوتی داشتند. به نظرم این تنوع، هم برای مخاطب جذاب است و هم به خود اثر انرژی میدهد. حتی میتواند برای این کارگردانها نقطهای باشد که بعد از آن، مسیر مستقل خودشان را دنبال کنند.
برای مثال، درباره قسمت پنجم بارها شنیدم که مخاطبان آن را بسیار دوست داشتهاند. لیلا زارع و مریم سعادت هم بازخوردهای مثبتی درباره این قسمت گرفتهاند و بازی خانم سعادت و حامد بهداد مورد توجه قرار گرفته است. این نشان میدهد که نگاه یک کارگردان تا چه اندازه میتواند در نتیجه نهایی اثرگذار باشد. البته همه قسمتها دشواریهای خودشان را داشتند و هر یک از عوامل، بر اساس نگاه و سلیقه شخصی و تجربهای که در مسیر کاری و کارگاههای مختلف به دست آوردهاند، با پروژه همراه شدند.
*قصه مهمتر از ستارههاست
برنا: در «اعتراف میکنم» با پروندههایی مواجهیم که صرفا یک موضوع پلیسی نیستند و هر متهم با لایهای روانی و شخصیتی وارد اتاق میشود. چقدر برایتان مهم بود که سریال از «چه کسی متهم است» عبور کند و به «چرا این فرد به این نقطه رسیده» برسد؟
فتحاللهیپور: دقیقا نکته همین است. من همیشه معتقدم قصه میتواند مخاطب را با خودش همراه کند و او را تا پایان یک سریال پای اثر نگه دارد. وقتی قصه درست شکل گرفته باشد، حتی بازیگر هم در خدمت آن قرار میگیرد.
این موضوع را در «اعتراف میکنم» هم میبینیم. خانم مریم سعادت و حامد بهداد بازیگران شناختهشدهای هستند اما چیزی که در نهایت مخاطب را دنبال خود میکشد، قصه است. قصه باید آنقدر جذابیت داشته باشد که بتواند سلیقههای مختلف مخاطب را درگیر کند. به نظر من، اساس هر اثری، چه در سریالسازی و چه در سینما، متن خوب است. یک متن قوی در کنار اجرای مناسب میتواند نتیجه خوبی رقم بزند. همیشه نمیتوان حضور بازیگران شناختهشده را عامل پیشبرنده یک اثر دانست. نمونههایی داشتهایم که از بازیگران خوب استفاده کردهاند اما مخاطب با آنها ارتباط نگرفته است؛ چون اگر روایت درست پیش نرود، مخاطب نمیداند مسیر داستان به کجا میرسد و ممکن است در ادامه دچار سردرگمی شود.
*پوریا پورسرخ و مهدی هاشمی را از کلیشههای قبلیشان خارج کردیم
برنا: در چنین پروژهای انتخاب بازیگر اهمیت زیادی دارد؛ بهخصوص وقتی بخش عمدهای از سریال در فضای بسته و دیالوگمحور میگذرد و بازیگر باید بدون اتکا به میزانسنهای پرتحرک، کشش لازم را ایجاد کند. بازیگرانی مثل پوریا پورسرخ، مهدی هاشمی، بهار کاتوزی و... چطور انتخاب شدند؟ مشخصا در انتخاب پوریا پورسرخ و مهدی هاشمی چه ملاحظاتی داشتید؟
فتحاللهیپور: یکی از نکاتی که برای من جذاب بود، عبور از بعضی مرزها و شکستن آنهاست. اگر دقت کنید، پوریا پورسرخ و مهدی هاشمی در چند سال اخیر بیشتر در فضاهایی دیده شدهاند که مخاطب آنها را با همان نقشها و ویژگیها میشناسد. ما تلاش کردیم آنها را از آن فضا بیرون بیاوریم و به یک موقعیت متفاوت ببریم.
درباره پوریا اصرار داشتیم کلیشهای را که از او شکل گرفته، تغییر بدهیم و تفاوتی ایجاد کنیم. به نظرم با گریمی متفاوت امکان شکستن آن ساختار فراهم شد. همه اینها موضوعاتی بود که پیش از انتخاب به آنها فکر کردیم.
من دوست دارم داستان در بعضی نقاط مرزها را کنار بزند. برای چنین کاری جسارت لازم است. مثلا اگر قصه در دههای مشخص میگذرد، چرا طراح لباس نباید به سراغ پوشش همان دوره برود؟ خلاقیت میتواند ارتباط بهتری با مخاطب ایجاد کند. باید جرات کرد، تجربه کرد و بعد دید نتیجه چه بوده است.
برنا: در کنار بازیگران ثابت مثل پوریا پورسرخ و مهدی هاشمی، بازیگران دیگری هم در قسمتهای مختلف حضور دارند؛ از جمله حامد بهداد، ستاره پسیانی و مریم سعادت. انتخاب این بازیگران چه نسبتی با ساختار اپیزودیک سریال دارد؟ آیا از ابتدا برای هر شخصیت، بازیگر مشخصی در نظر گرفته شده بود یا انتخابها در ادامه انجام شد؟
فتحاللهیپور: طبیعتا ابتدا متن آماده میشود و بعد براساس آن، کاراکترها را میچینیم. حتی در انتخاب بازیگران مهمان که نقش متهمان را دارند هم همین قاعده را دنبال کردیم. نمیخواستیم صرفا براساس یک تقسیمبندی مشخص، بازیگران را میان قسمتها جابهجا کنیم. معیار اصلی این بود که هر نقش مناسب کدام بازیگر است و چه کسی میتواند آن شخصیت را بهدرستی ارائه کند.
*بازجوییهای «اعتراف میکنم» بر پایه لایههای روانشناختی شخصیتها طراحی شد
برنا: در سریال، بازجوییها گاهی بیشتر از یک مواجهه کلاسیک پلیسی، شبیه یک بازی روانی پیش میروند. این لایههای روانشناختی در طراحی موقعیتها و شخصیتها چطور شکل گرفت؟
فتحاللهیپور: کاملا درست میگویید. بازجویی در تمام دنیا با روانشناسی و مسائل روانی ارتباط دارد و در موقعیتهای مختلف، شکل متفاوتی پیدا میکند. برای مثال، وقتی با افراد زیر ۱۸ سال مواجه هستیم، بسیاری از مسائل به دوران کودکی برمیگردد و لایههای روانی پیچیدهای پیدا میکند. در مورد ما هم همین نگاه وجود داشت. بچههای نویسنده بهخصوص پویا سعیدی، از مشاوران روانشناسی و روانشناختی استفاده کردند و مسائل مختلف را بررسی کردیم تا ببینیم ریشه هر موضوع کجاست.
چیزی که برای من همیشه جذاب بوده، این است که گاهی میتوان شخصیتی را که در ظاهر آدم بدی است، طوری طراحی کرد که مخاطب با او ارتباط بگیرد و حتی دوستش داشته باشد. برای مثال در سریال «شهرزاد» خیلیها با شخصیت قباد ارتباط برقرار کردند. این نشان میدهد که چطور میتوان از لایههای روانی یک شخصیت برای ایجاد ارتباط با مخاطب استفاده کرد.
*در «اعتراف میکنم» به ریشه رفتار و گذشته شخصیتها توجه داشتیم
برنا: در «اعتراف میکنم» هم این نگاه را میتوان در جزئیات رفتار شخصیتها دید؛ از نوع نگاه و زبان بدن گرفته تا حرکاتی مانند فشردن دستها یا پنهان کردن آنها و... اینها نشانههایی است که فروید، یونگ و ژان پیازه و... به آن پرداختهاند. این موضوع تا چه اندازه آگاهانه در بازی و طراحی شخصیتها قرار گرفتند؟
فتحاللهیپور: ما در سریال از حضور بهار کاتوزی بهعنوان یک روانشناس در کنار خودمان استفاده کردیم و این موضوع نشان میدهد که نگاه روانشناختی از ابتدا برای ما اهمیت داشته است. حتی در حوزه زبانشناسی هم تلاش کردیم جزئیات را با دقت بیشتری بررسی کنیم؛ چون در مسیر پیدا کردن حقیقت، فقط رفتار ظاهری آدمها اهمیت ندارد بلکه نوع حرف زدن، واکنشها و جزئیات رفتاری هم میتواند سرنخهایی درباره شخصیت آنها به ما بدهد.
از نظر روانی، دوران کودکی و تجربههایی که هر فرد در آن سالها پشت سر گذاشته، میتواند در رفتارها و تصمیمهای او در بزرگسالی نمود پیدا کند. ما تلاش کردیم این ارتباط را در نگارش و ساخت شخصیتها در نظر بگیریم؛ یعنی شخصیتها را صرفا بر اساس رفتار امروزشان تعریف نکنیم و تا جای ممکن به ریشه رفتارها، گذشته و تجربههایی که آنها را شکل داده است هم توجه داشته باشیم.
انتهای پیام/