روستا، حاشیهٔ اقتصاد ایران نیست
به گزارش گروه اجتماعی برنا، در آستانهٔ روز روستا و عشایر، با سارا شاهرخی، بنیانگذار ایفا، دربارهٔ اقتصاد روستایی، ظرفیتهای پنهان کسبوکارهای محلی، نقش بخش خصوصی و تجربهٔ ایفا در تأمین مالی و توسعهٔ کسبوکارهای خرد گفتوگو کردهایم.
وقتی دربارهٔ توسعهٔ روستایی صحبت میکنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهن میرسد، فهرستی از کمبودها است. آیا این نگاه نیاز به تغییر دارد؟
قطعاً کمبودها و محدودیتها را نمیتوان نادیده گرفت، اما فکر میکنم اگر روستا را فقط از دریچهٔ کمبود ببینیم، بخشی از واقعیت را حذف کردهایم. در ایفا، ما روستا را پیش از هر چیز «جغرافیای توان» میبینیم. در بسیاری از مناطق، انسان توانمند، مهارت، دانش بومی، محصول، زمین، تجربه و حتی یک کسبوکار فعال وجود دارد. مسئله این است که این ظرفیتها همیشه به منابعی که برای رشد نیاز دارند دسترسی ندارند.
در واقع سؤال را باید کمی تغییر دهیم. بهجای اینکه فقط بپرسیم «این روستا چه کم دارد؟»، بپرسیم «این روستا چه دارد و چه چیزی مانع فعال شدن ظرفیت آن شده است؟»
این نگاه چه تفاوتی در مدل فعالیت ایفا ایجاد کرده است؟
تفاوت اصلی این است که ما قرار نیست یک فعالیت اقتصادی را از صفر بسازیم. در بسیاری از موارد، کسبوکار وجود دارد و فرد تجربهٔ کار را دارد، اما برای مرحلهٔ بعدی رشد به سرمایه یا آموزش، تجهیزات، فناوری، استانداردسازی، بستهبندی یا دسترسی به بازار نیاز دارد؛ بنابراین تلاش ما این است که حلقهٔ مفقود را شناسایی کنیم و همان را هدف قرار دهیم. ایفا یک سازمان مردمنهاد غیرانتفاعی است که از سال ۱۳۹۸ با هدف استفاده از راهحلهای نوین برای توسعهٔ پایدار و کاهش فقر در روستاهای ایران فعالیت میکند. مدل ما بر تأمین مالی جمعی بر پایهٔ قرضدادن به کسبوکارهای خرد استوار است و در کنار منابع مالی، آموزش و مشاوره نیز بخشی از حمایت ماست.
چرا تأمین مالی بهتنهایی برای توسعهٔ یک کسبوکار روستایی کافی نیست؟
چون پول بهتنهایی یک کسبوکار نمیسازد. اگر فرد نداند سرمایه را چگونه وارد کسبوکار کند، اگر مدل مالی نداشته باشد، اگر بازار محصولش را نشناسد یا درگیر مشکل کیفیت و بهرهوری باشد، تزریق سرمایه لزوماً به نتیجهٔ پایدار منجر نمیشود.
برای همین ما تلاش میکنیم حمایت را به یک فرایند تبدیل کنیم؛ از شناسایی و ارزیابی ظرفیت گرفته تا تأمین مالی، آموزش، مشاوره، پایش و بررسی بازپرداخت. هدف این است که کسبوکار در کنار دریافت منابع، امکان رشد پیدا کند.
عملکرد ایفا در سالهای گذشته چه تصویری از این مدل نشان میدهد؟
اگر بخواهم بهروزترین تصویر از عملکرد ایفا را بر اساس دادههای ثبتشده از ۱۳۹۸ تا امروز ارائه کنم، با همراهی بیش از ۷۲۰۰ حامی، مجموع سرمایه تأمینشده برای کسبوکارهای روستایی از ۹۷۰ میلیارد ریال گذشته و این همراهی به ایجاد یا توسعه ۳۲۰۰ شغل پایدار در ۲۶۹ روستا کمک کرده است.
ترکیب صاحبان کسبوکارهایی که در این مسیر با ایفا همراه شدهاند نیز برای ما اهمیت ویژهای دارد. امروز ۴۸ درصد از این کسبوکارها توسط زنان اداره میشوند. در کنار این اعداد، دو شاخص برای ما اهمیت زیادی دارند. نرخ بازپرداخت حمایتها ۹۷.۰۲ درصد است و ۹۳ درصد از کسبوکارها پس از گذشت دو سال همچنان فعال و پابرجا هستند.
این شاخصها برای ما فقط اعداد عملکردی نیستند. نشان میدهند هدف ایفا صرفاً تأمین مالی یا راهاندازی یک کسبوکار نیست، بلکه ساختن مسیری اقتصادی است که بتواند ادامه پیدا کند، درآمد ایجاد کند و به یک فرصت پایدار تبدیل شود.
نقش بخش خصوصی را در این میان چگونه میبینید؟
به نظرم بخش مهمی از ارزش بخش خصوصی در دانش و تجربهای است که طی سالها ساخته است.
یک شرکت میتواند دربارهٔ تولید، کنترل کیفیت، زنجیرهٔ تأمین، بستهبندی، بازاریابی، توزیع یا شناخت مشتری تجربه داشته باشد. اگر این دانش بهدرستی به یک کسبوکار کوچک روستایی منتقل شود، ممکن است اثر آن بسیار بیشتر از یک کمک مالی مستقیم باشد.
من فکر میکنم یکی از مسیرهای مهم آیندهٔ مسئولیت اجتماعی در ایران همین است که شرکتها و کسبوکارها دانش و توان تخصصی خود را نیز وارد پروژههای توسعهٔ محلی کنند.
چه فرصتهای اقتصادی در تولید و عرضه محصولات محلی ایران وجود دارد که هنوز بهطور کامل از آنها استفاده نشده است؟
بسیاری از محصولات روستایی و عشایری ایران ظرفیتهایی دارند که هنوز به ارزش اقتصادی متناسب با خود تبدیل نشدهاند. هویت منطقهای، اصالت محصول، دانش بومی و شیوههای تولیدی که نسلبهنسل منتقل شدهاند، میتوانند مزیت رقابتی این محصولات باشند. بااینحال، برخورداری از این ویژگیها بهتنهایی برای موفقیت در بازار کافی نیست.
برای استفاده از این ظرفیت، باید حلقههای مختلف زنجیرهٔ ارزش را تقویت کرد؛ از بهبود فرایند تولید، ارتقای کیفیت و رعایت استانداردهای سلامت گرفته تا فراوری، بستهبندی، معرفی محصول و دسترسی به بازارهای گستردهتر. در برخی موارد، حتی اصلاح یک مرحله از تولید یا ایجاد ارتباط با شبکهٔ توزیع مناسب میتواند فرصتهای تازهای برای رشد یک کسبوکار محلی ایجاد کند.
نکتهٔ مهم این است که توسعهٔ این کسبوکارها نباید صرفاً به افزایش حجم تولید محدود شود. هدف باید افزایش بهرهوری، ایجاد ارزش افزوده و تقویت قدرت رقابت محصول باشد؛ بهگونهای که تولیدکنندهٔ محلی نیز سهم بیشتری از ارزشی که ایجاد میکند به دست آورد. در ایفا تلاش میکنیم با شناسایی نیازهای هر کسبوکار و اتصال آن به سرمایه، دانش و فرصتهای مناسب، زمینهٔ تحقق این ظرفیتها را فراهم کنیم.
در این مدل، مسئولیت اجتماعی چه تفاوتی با خیریهٔ سنتی پیدا میکند؟
به نظرم نقطهٔ تفاوت، نگاه به «کمک» است. کمک میتواند یک نیاز فوری را پاسخ دهد، اما توسعه زمانی اتفاق میافتد که یک فرد بتواند روی پای خودش بایستد و یک مسیر درآمدی پایدار ایجاد کند.
اینجا مسئولیت اجتماعی میتواند بهجای یک اقدام مقطعی، بخشی از یک چرخهٔ توسعه باشد؛ سرمایه وارد شود، دانش منتقل شود، یک کسبوکار رشد کند و اثر ایجاد شده بتواند دوباره ادامه پیدا کند.
در نهایت، اگر بخواهید یک تصویر متفاوت از روستا برای افکار عمومی بسازید، چه میگویید؟
میگویم روستا را نباید حاشیهٔ اقتصاد ایران دید. روستا بخشی از دارایی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور است.
در روستاها انسانهایی با مهارت، تجربه و انگیزه زندگی میکنند و کسبوکارهایی وجود دارند که میتوانند رشد کنند. آنچه لازم داریم، دیدن این ظرفیتها و ساختن اتصال میان آنها و سرمایه، دانش، فناوری و بازار است.
شاید مهمترین سؤال این نباشد که «این منطقه چه کم دارد؟» سؤال مهمتر این است که «این منطقه چه دارد که هنوز فرصت رشد پیدا نکرده است؟»
اگر بتوانیم پاسخ این سؤال را پیدا کنیم، توسعهٔ روستایی از یک مسئلهٔ حمایتی به یک فرصت واقعی برای ساختن ارزش اقتصادی تبدیل میشود.
انتهای پیام/