وقتی حفاظت از طبیعت به قیمت جان تمام میشود / روایت یک محیطبان از ارتفاعات قرخود
به گزارش میدانی برنا از خراسان شمالی ،پنج شبانهروز دوری از خانه، ساعتها گشتزنی در ارتفاعات، سرمای استخوانسوز زمستان و گرمای طاقتفرسای تابستان؛ اینها تنها بخشی از دشواریهای شغلی است که عشق به طبیعت و حفاظت از حیاتوحش، سختیهای آن را برای محیطبانان قابل تحمل میکند.
سید علی حسینی، محیطبان شهرستان سملقان، در گفتوگو با خبرنگار برنا در ارتفاعات قرخود، از خاطره تلخ شهادت همکارش، اهمیت پاسداری از حیاتوحش و دشواریهای زندگی در لباس محیطبانی میگوید؛ شغلی که به گفته او، با وجود همه سختیها، اگر به گذشته بازگردد، باز هم انتخابش خواهد کرد.
ارتفاعات قرخود، همچون بسیاری از زیستگاههای طبیعی خراسان شمالی، بخشی از سرمایه ارزشمند محیطزیستی این استان به شمار میرود؛ جایی که حفاظت از گونههای جانوری و مقابله با شکار غیرمجاز، وظیفهای است که محیطبانان را ساعتها و گاه روزها از زندگی عادی دور میکند.

سید علی حسینی، یکی از محیطبانان شهرستان سملقان، در آستانه روز محیطبان، در گفتوگو با خبرنگار برنا، از تجربه سالها خدمت در طبیعت و حادثهای تلخ سخن میگوید که خاطره آن همچنان در ذهنش زنده است؛ حادثهای که به شهادت یحیی شاهکوه محلی، رئیس وقت یگان، در جریان مقابله با شکارچیان غیرمجاز انجامید.
شبی که صدای گلوله، خاطرهای فراموشنشدنی ساخت
حسینی روایت خود را به ۱۸ تیرماه سال ۱۳۸۵ میبرد؛ شبی مهتابی که مأموریت گشتزنی در ارتفاعات، به یکی از تلخترین خاطرات دوران خدمتش تبدیل شد.
وی میگوید در جریان گشتزنی در ارتفاعات، متوجه حضور افرادی شدیم که مشغول جمعآوری هیزم بودند. موضوع را به رئیس وقت یگان گزارش دادیم و پس از آن، نیروهایی برای پیگیری و برخورد با متخلفان به منطقه اعزام شدند.
به گفته این محیطبان، نیروها پس از طی مسیر و رسیدن به محل حضور شکارچیان، در فاصله نزدیکی از آنان مستقر شدند. حوالی ساعت دو بامداد، هنگامی که مأموران برای دستگیری افراد اقدام کردند، صدای گلوله در دل کوهستان پیچید.
حسینی با یادآوری لحظات حادثه میگوید گلوله از فاصله بسیار نزدیکی از کنار گوش او عبور کرد و در همان لحظات، یحیی شاهکوه محلی که پشت سرش قرار داشت، بر زمین افتاد.
وی ادامه میدهد: پس از شلیک، شکارچیان اقدام به فرار کردند و نیروها برای رسیدگی به وضعیت همکار مجروح خود و تعقیب متخلفان وارد عمل شدند. شرایط بهقدری آشفته بود که در ابتدا متوجه شدت جراحت نشدیم. وقتی لباس او را بررسی کردیم، مشخص شد گلوله به ناحیه سینهاش اصابت کرده است.

این محیطبان با اندوه از لحظاتی یاد میکند که همکارش، با وجود تلاش برای نجات، جان خود را از دست داد؛ حادثهای که برای نیروهای حاضر در صحنه، بهویژه در آن سنوسال و سالهای ابتدایی خدمت، تجربهای بسیار تلخ و سنگین بود.
روایت وی یادآور این واقعیت است که مقابله با شکار غیرمجاز، صرفاً گشتزنی در طبیعت نیست؛ گاهی محیطبانان در مسیر حفاظت از حیاتوحش، با خطرهایی روبهرو میشوند که میتواند جان آنان را تهدید کند.
طبیعت بدون حیاتوحش، زیبایی خود را از دست میدهد
اما برای حسینی، محیطبانی تنها مقابله با متخلفان و حفاظت از محدودههای طبیعی نیست؛ این شغل پیش از هر چیز، با عشق به طبیعت و باور به حق زندگی همه موجودات زنده معنا پیدا میکند.
وی در پاسخ به پرسشی درباره توصیهاش به افرادی که به شکار علاقه دارند، بر ضرورت تغییر نگاه به طبیعت تأکید میکند و میگوید زیبایی طبیعت به حضور حیوانات آن است؛ از کبک و پرندگان شکاری گرفته تا آهو و دیگر گونههای جانوری و حتی کوچکترین موجوداتی که در زیستگاههای طبیعی زندگی میکنند.

حسینی معتقد است همانطور که انسان حق زندگی دارد، حیوانات نیز از این حق برخوردارند و نباید لذت حضور در طبیعت را با کشتن و از بین بردن حیاتوحش گره زد.
وی با اشاره به مشاهده گلههای جانوری در اطراف روستاها و مناطق طبیعی میگوید: چه چیزی زیباتر از اینکه خانوادهای به طبیعت برود و حیوانات را در آرامش و امنیت ببیند؟ وقتی میتوان از تماشای حیاتوحش لذت برد، چرا باید اسلحه به دست گرفت و جان یک حیوان را گرفت؟
این محیطبان که خود را فرزند روستا و آشنا با طبیعت میداند، معتقد است باید فرهنگ مشاهده و لذت بردن از حیاتوحش را جایگزین شکار کرد؛ چراکه ارزش طبیعت به تنوع زیستی و امکان زندگی امن برای گونههای مختلف جانوری است.
پنج شبانهروز دوری از خانواده؛ سهم پنهان محیطبانان
پشت گشتزنیهای طولانی در ارتفاعات و مأموریتهای دشوار، زندگی خانوادگی محیطبانانی قرار دارد که بخش قابل توجهی از روزهای خود را دور از خانه میگذرانند.
حسینی درباره شرایط کاری خود توضیح میدهد که برنامه خدمتش بهگونهای است که پنج شبانهروز متوالی در منطقه حضور دارد و پس از آن به خانه بازمیگردد. این شیوه خدمت، اگرچه بخشی از الزامات حفاظت از مناطق طبیعی است، اما مشکلات زیادی را برای او و خانوادهاش به همراه دارد.
وی با قدردانی از همسر و فرزندانش میگوید: از همسر و بچههایم تشکر میکنم که دوری من را تحمل میکنند. وقتی پنج شبانهروز خانه نیستم، بسیاری از مسئولیتهای زندگی بر دوش همسرم میافتد.
به گفته این محیطبان، بیماری فرزندان، جلسات مدرسه، مراسم خانوادگی و حتی لحظاتی که حضور پدر در کنار خانواده ضروری است، از جمله موقعیتهایی است که به دلیل شرایط کاری، امکان حضور در آنها را ندارد.
حسینی تأکید میکند که این دشواریها مختص او نیست و بسیاری از محیطبانان شرایط مشابهی دارند؛ شرایطی که در کنار مسئولیت سنگین حفاظت از طبیعت، فشارهای روحی و خانوادگی قابل توجهی ایجاد میکند.
وی همچنین با اشاره به وضعیت معیشتی کارکنان میگوید حقوق دریافتی با توجه به تورم و هزینههای زندگی، پاسخگوی همه نیازهای خانواده نیست؛ موضوعی که در کنار دوری از خانواده، از دغدغههای محیطبانان به شمار میرود.
از گرمای طاقتفرسا تا سرمای استخوانسوز کوهستان
کار در مناطق کوهستانی، شرایط خاصی دارد که با بسیاری از مشاغل اداری و حتی برخی فعالیتهای میدانی متفاوت است.
حسینی میگوید محیطبانان در تابستان ساعتهای طولانی زیر تابش مستقیم آفتاب فعالیت میکنند و در زمستان نیز سرمای شدید ارتفاعات، حتی با پوشیدن لباسهای گرم و استفاده از تجهیزات مناسب، بهسختی قابل تحمل است.
وی با اشاره به گشتزنی با موتورسیکلت در مسیرهای کوهستانی توضیح میدهد که خودرو در همه نقاط امکان تردد ندارد و محیطبانان پس از رسیدن به محدودهای مشخص، باید مسیرهای شیبدار و ارتفاعات را پیاده طی کنند.

به گفته وی، همین شرایط باعث میشود فعالیت روزانه محیطبانان ترکیبی از مأموریت حفاظتی، تحرک بدنی مستمر و مواجهه با شرایط سخت جوی باشد؛ ضمن اینکه احتمال رویارویی با شکارچیان غیرمجاز نیز همواره وجود دارد.
با این حال، حسینی میگوید علاقه به طبیعت، بخش مهمی از انگیزه او برای ادامه این مسیر است؛ علاقهای که باعث میشود سختیهای کار را بپذیرد و همچنان از حضور در ارتفاعات و حفاظت از حیاتوحش لذت ببرد.
تجهیزات بهتر، انگیزه بیشتر برای حفاظت
این محیطبان در بخش دیگری از گفتوگو به وضعیت امکانات و تجهیزات مورد استفاده در گشتهای محیطبانی اشاره میکند و میگوید در سالهای گذشته، کمبود وسایل نقلیه از مشکلات نیروها بود، اما در سالهای اخیر وضعیت موتورسیکلتهای مورد استفاده برای گشتزنی بهتر شده است.
به گفته حسینی، در حال حاضر موتورسیکلتهای ۲۵۰ سیسی در اختیار محیطبانان قرار گرفته و خودرو نیز برای انجام بخشی از مأموریتها مورد استفاده قرار میگیرد؛ امکاناتی که به گفته او، در انجام گشتهای حفاظتی نقش مؤثری دارند.
وی همچنین با اشاره به تغییرات مدیریتی در سالهای گذشته، از رویکرد مدیریتی فعلی ادارهکل محیطزیست استان ابراز رضایت میکند و میگوید این رویکرد در افزایش انگیزه کاری او مؤثر بوده است.
حسینی که بیش از دو دهه از عمر کاری خود را در محیطبانی گذرانده، معتقد است نحوه تعامل مدیران با نیروهای میدانی و توجه به شرایط کاری آنان، میتواند بر روحیه و انگیزه محیطبانان تأثیر بگذارد.
انتخابی که با وجود همه سختیها تکرار میشود
شاید مهمترین بخش روایت سید علی حسینی، پاسخ او به پرسشی باشد که میتوان آن را خلاصهای از سالها زندگی در لباس محیطبانی دانست: اگر به گذشته بازگردد، آیا باز هم این شغل را انتخاب میکند؟
پاسخ او کوتاه و روشن است: بله؛ اگر به عقب برگردم، باز هم همین شغل را انتخاب میکنم.
این پاسخ، در کنار خاطره تلخ شهادت همکار، پنج شبانهروز دوری از خانواده، نگرانیهای معیشتی و ساعتها فعالیت در سرمای زمستان و گرمای تابستان، تصویری از پیوند عمیق میان محیطبان و طبیعت ارائه میدهد؛ پیوندی که با وجود همه دشواریها همچنان پابرجاست.
روز محیطبان، فرصتی برای قدردانی از مردان و زنانی است که حفاظت از سرمایههای طبیعی کشور را بر عهده دارند؛ افرادی که گاه در سکوت کوهستان و دور از نگاه مردم، برای حفظ حیاتوحش تلاش میکنند و هزینه این مسئولیت را نهتنها در شرایط سخت کاری، بلکه در لحظات ازدسترفته زندگی خانوادگی خود نیز میپردازند.
روایت سید علی حسینی از ارتفاعات قرخود، یادآور این حقیقت است که حفاظت از طبیعت تنها با قوانین و تجهیزات محقق نمیشود؛ این مأموریت به نیروهایی نیاز دارد که به کار خود باور داشته باشند و در کنار انگیزه و تعهد آنان، از حمایت، امکانات و شرایط معیشتی متناسب با مسئولیتهایشان نیز برخوردار باشند.