روایت یک کارگردان جوان از بکت در تنکابن؛ «همه ما در قلبمان یک گودو داریم»

|
۱۴۰۵/۰۸/۱۱
|
۰۹:۳۴:۲۷
| کد خبر: ۲۴۰۹۶۵۲
تبسم کشاورز
طراح و کارگردان نمایش «در انتظار گودو» که این روزها در مجتمع فرهنگی و هنری وزارت ارشاد تنکابن روی صحنه می‌رود، از دلایل انتخاب نمایشنامه ساموئل بکت، تغییر جنسیت دو شخصیت اصلی، تجربه کار با بازیگران جوان و چالش‌های تئاتر در شهسوار می‌گوید.

تبسم کشاورز_ در سفر آبان‌ ماه ۱۴۰۵ به شهسوار(تنکابن)، هنگام عبور از یکی از کافه‌های شهر، پوستری از نمایش «در انتظار گودو» با ترجمه نجف دریابندری توجهم را جلب کرد. از صاحب کافه درباره اجرا پرسیدم و او گفت پوستر را دختری در آن‌جا نصب کرده است.

شماره تماسی روی پوستر بود که با آن تماس گرفتم. جالب این‌که هدیه مشهدی، طراح و کارگردان نمایش در همان نخستین تماس پاسخ داد. گفتم خبرنگارم و دوست دارم اجرای او را ببینم. او هم با استقبال، مرا به تماشای نمایش در سالن آمفی‌تئاتر مجتمع فرهنگی و هنری شهسوار در پارک مادر دعوت کرد؛ اجرایی که این روزها در همین مجموعه روی صحنه می‌رود.

آنچه در سالن توجهم را جلب کرد، شرایطی بود که این گروه جوان برای اجرای یک نمایش کلاسیک در آن تلاش می‌کرد. سالن آمفی‌تئاتر بزرگ بود اما امکانات محدودی داشت و در زمان اجرا نیز تنها حدود ۱۵ تماشاگر در سالن حضور داشتند. با این حال، گروهی جوان روی صحنه بودند که بیشتر اعضای آن نخستین تجربه بازیگری خود را پشت سر می‌گذاشتند. هدایت این گروه را هدیه مشهدی، کارگردان ۲۴ ساله‌ای بر عهده داشت که «در انتظار گودو» دومین تجربه کارگردانی‌اش بود.

در شهری که فرصت تماشای تئاتر و دسترسی به اجراهای نمایشی چندان گسترده نیست، تلاش چنین گروهی برای به صحنه بردن اثری از بکت، بهانه‌ای شد تا با کارگردان جوان نمایش درباره انتخاب این اثر، نگاهش به شخصیت‌های آن، تجربه کار با بازیگران تازه‌کار و وضعیت تئاتر در شهسوار گفت‌وگو کنم.

برنا: چه شد که سراغ نمایشنامه «در انتظار گودو» اثر ساموئل بکت رفتید؟ با توجه به اجراهای متعدد این اثر، چه ویژگی‌ای در آن برای شما جذاب بود؟

مشهدی: وقتی برای اولین بار وارد دانشگاه شهسوار شدم، یکی از استادانم در کلاس درباره تئاتر ابزورد به ما آموزش دادند. اولین مثالی که برای این شیوه مطرح کردند، نمایشنامه «در انتظار گودو» بود. توضیحشان خیلی کوتاه و شیرین بود؛ گفتند دو نفر هر روز می‌آیند، در مکانی می‌ایستند، هیچ اتفاقی نمی‌افتد و بعد بلند می‌شوند و می‌روند. این جمله در ذهنم ماند.

تا آن زمان نمایشنامه «در انتظار گودو» را نخوانده بودم. کنجکاو شدم و آن را خواندم. ترجمه‌های مختلفش را هم پیگیری کردم. تقریبا دو سال پیش، نمایش دیگری به نام «کارگر» را روی صحنه بردم. بعد از این‌که بازخوردهای خوبی گرفت و جلسه نقد و بررسی آن هم به‌خوبی برگزار شد، کمی به خودمان نگاه کردم و دیدم چقدر همه ما منتظریم، چقدر تلاش می‌کنیم و هیچ اتفاقی برایمان نمی‌افتد. همه ما در قلبمان یک گودو داریم که نمی‌دانیم چه زمانی می‌آید و به همین دلیل احساس کردم این نمایشنامه خیلی به شرایط امروز ما نزدیک است.

برنا: با وجود اجراهای متعدد این نمایشنامه، چه شد که تصمیم گرفتید برداشت و اجرای متفاوت خودتان را از آن ارائه دهید؟

مشهدی: من نمایشنامه را خیلی دوست داشتم و برایم جذاب بود. همیشه فکر می‌کنم ما امروز درباره بکت، برشت، منوشکین و نمایشنامه‌نویسان و کارگردانان بزرگ دیگر صحبت می‌کنیم اما چه کسی قرار است روزی درباره من صحبت کند؟ برایم مهم بود که خودم را به خودم ثابت کنم و نشان بدهم می‌توانم اجرای متفاوتی از نمایشنامه‌ای داشته باشم که بارها و بارها روی صحنه رفته است.

برنا: در اجرای شما دو شخصیت اصلی نمایشنامه از مرد به زن تغییر کرده‌اند. ایده این تغییر از کجا شکل گرفت و چه مفهومی را دنبال می‌کردید؟

مشهدی: یکی از تغییراتی که در این اجرا ایجاد کردم، زن شدن دو شخصیت اصلی نمایشنامه است. اگر بخواهم خیلی ساده توضیح بدهم، ما همه انسانیم. چه فرقی می‌کرد که دو آقا را روی صحنه ببینیم یا دو خانم؟ هر چیزی که در این جهان آفرینش زندگی می‌کند، انتظار می‌کشد.

دلم می‌خواست زن‌ستیزی تمام شود. می‌خواستم این نمایش را با کاراکترهای زن روی صحنه ببرم تا مخاطب وقتی می‌آید، از من بپرسد چرا این شخصیت‌ها را زن کرده‌ام. بعد من از او بپرسم زن شدنشان چه اشکالی دارد؟

حتی پیشنهاد گرفتم که اگر این شخصیت‌ها را زن کرده‌ام، ویژگی‌های زنانه‌ای هم به آن‌ها اضافه کنم. اما ما زنان در این جامعه چه داریم؟ برای مثال، کاراکتر ولادیمیر در نمایشنامه پروستات دارد و به دستشویی می‌رود. وقتی این شخصیت را زن می‌کنم، چه چیزی را باید نشان بدهم؟ در نمایش بارها می‌گوییم ما انسانیم. وقتی از یکی از شخصیت‌ها می‌پرسند اسمت چیست، می‌گوید آدم، انسان. خداوند انسان را به شکل خود آفریده است. دلم نمی‌خواست هیچ چیز جنسیتی در این نمایش وجود داشته باشد و به همین دلیل این تغییر را ایجاد کردم.

برنا: این نگاه در جلسات بازبینی هم مطرح شد؟ آیا با برداشت‌ها یا مخالفت‌هایی درباره تغییر جنسیت شخصیت‌ها مواجه شدید؟

مشهدی: در جلسات بازبینی و جلسات دیگر، بعضی‌ها این نگاه را داشتند که مردهای این نمایشنامه در حال تلاش هستند و تلاششان بیهوده دیده می‌شود. من گفتم زنان سال‌هاست که تلاش می‌کنند و تلاششان خیلی بیشتر نادیده گرفته می‌شود. چرا؟ چون هر جا می‌رویم، انگشتی به سمت ماست که زن هستیم. آیا زن بودن چیزی از شعور، انسانیت یا ارزش‌های من کم می‌کند؟ من زن هستم و توانستم با کاراکترهای زن این نمایش را روی صحنه ببرم.

برنا: چه مدت برای این نمایش تمرین کردید؟ در این مدت چه مسیری طی شد و چه دشواری‌هایی را پشت سر گذاشتید؟

مشهدی: برای این نمایش دو سال تمرین کردیم. بازیگرها بارها و بارها عوض شدند. ما وقتی در یک شرایط کاری قرار می‌گیریم باید یک‌سری از ضوابط را رعایت کنیم. بازیگرهایی که انتخاب کرده بودیم، گاهی این مسائل را نادیده می‌گرفتند. من واقعا دوست ندارم کسی دیر بیاید یا به کار اهمیت ندهد. برای من این موضوع خیلی مهم بود.

همه می‌دانند تئاتر پولی ندارد. من عاشق این‌جا و این کار هستم. اگر تئاتر کار نکنم، کار دیگری بلد نیستم. دوست دارم بازیگرها با تمام وجودشان در پلاتو کنار من باشند. خوشبختانه این گروهی که امروز دیدید؛ تابستان و زمستان را با من گذراندند. باور نمی‌کنید ما روزانه چهار ساعت تمرین داشتیم؛ زیر آفتاب عجیب‌وغریب، بچه‌ها حرکت می‌کردند و خیس عرق بودند اما باز من را تنها نگذاشتند. بارها بحثمان شد اما کار را رها نکردیم.

برنا: چه شد که به سمت کارگردانی رفتید؟

مشهدی: من اهل شهسوار هستم اما تا ۱۸ سالگی در جزیره قشم زندگی کردم. بعد به این‌جا آمدم و در دانشگاه آزاد شهسوار درس خواندم. ابتدا بازیگری را دوست داشتم و عاشق این بودم که روی صحنه بروم، این طرف و آن طرف بپرم، همه من را ببینند و تشویقم کنند. از یک جایی به بعد احساس کردم من یک نفرم اما اگر بتوانم چیزی بسازم که تشویق شود، خیلی قشنگ‌تر است. تصمیم گرفتم بسازم و به بچه‌هایی که باید دیده شوند اما دیده نمی‌شوند، کمک کنم و همراهشان باشم.

برنا: بازیگران این نمایش را چطور انتخاب کردید؟ با توجه به تغییرات متعدد گروه در طول تمرین، ترکیب فعلی چگونه شکل گرفت؟

مشهدی: من معمولا کار را خیلی رفاقتی شروع می‌کنم. دوستان دانشگاهی و بیرون از دانشگاه را انتخاب می‌کنم. کاراکتر (لاکی) خیلی عوض شد؛ فکر می‌کنم هشت بازیگر قبل از بازیگر فعلی این نقش را داشتند. بازیگر نقش (لولا) از قبل با من آشنایی داشت. ما در دانشگاه کاملا با هم بودیم. او همدم و همراه من است.

بازیگر نقش (جین) را بچه‌های دانشگاه پیشنهاد دادند. گفتند یک نفر تازه ثبت‌نام کرده و خیلی دوست دارد بازی کند. او را آوردیم. روزهای اول خیلی خجالتی بود اما با تمرین‌های زیاد، این موضوع حل شد. بازیگر نقش (پوتسو) هم یکی از دوستان صمیمی‌ام است که تا آن زمان هیچ تجربه‌ای نداشت.

برنا: به‌عنوان هنرمندی که در شهسوار تحصیل کرده و فعالیت می‌کند، وضعیت تئاتر این شهر را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا امکانات موجود پاسخگوی نیاز گروه‌های تئاتری است؟

مشهدی: گر نمایش کمدی بود، شاید مردم بیشتر می‌آمدند. با توجه به این‌که این شهر آدم‌های فرهیخته زیادی دارد و توریست‌های زیادی به آن می‌آیند، برایم عجیب است که وضعیت سالن‌های تئاترش این‌گونه است. ما فقط همین یک سالن را داریم. آمفی‌تئاتر بد نیست اما سالن بلک‌باکس تقریبا شبیه فاجعه است؛ هم از لحاظ صندلی‌ها و هم از لحاظ صدا.

تئاتر آن‌قدری که باید حمایت نمی‌شود. من انتظار دارم کسی که در این شهر پیشکسوت من است، برایم تبلیغات کند و مخاطب بفرستد اما متاسفانه این اتفاق نمی‌افتد.

برنا: به نظر شما چرا حمایت میان هنرمندان و گروه‌های تئاتری شهسوار کم است؟ این مسئله چه تاثیری بر فعالیت نسل جوان تئاتر گذاشته است؟

مشهدی: یک احساس حسادت عجیب بین همکاران وجود دارد. انگار یکی دارد از دیگری مخاطب می‌دزدد. در کار قبلی‌ام حتی توسط گروه‌های تئاتری این‌ شهر حمایت نشدم. حتما باید دعوتشان کنی و بارها زنگ بزنی و پیام بدهی تا برای تماشای نمایشت بیایند.

اکثر کسانی که در شهسوار به‌عنوان کارگردان فعالیت می‌کنند، تقریبا سه یا چهار دهه است که کار می‌کنند و هرکدام بالای ۵۰ سال سن دارند و انگار نمی‌خواهند بپذیرند یک دختر جوان کارگردانی می‌کند.

برنا: برای اجرای نمایش در سالن آمفی‌تئاتر پارک مادر شهسوار چطور اقدام کردید؟ آیا نهادهای فرهنگی و دولتی از گروه‌های نمایشی حمایت می‌کنند؟

مشهدی: دریافت سالن به این بستگی دارد که چه زمانی برای اجرا اقدام کنیم و سالن چقدر شلوغ باشد. ابتدا کار بازبینی می‌شود و در صورت تایید، نخستین زمان خالی را برای اجرا در اختیار گروه قرار می‌دهند. البته هزینه سالن و تولید نمایش بر عهده خودمان است و حمایت مالی از سوی اداره فرهنگ و ارشاد یا نهادهای دولتی نداریم‌.

برنا: با توجه به این‌که حمایت مالی ندارید، هزینه‌های تولید نمایش را چطور تامین می‌کنید؟ آیا بازیگران و عوامل هم دستمزدی دریافت می‌کنند؟

مشهدی: تمام هزینه‌ها را کارگردان تامین می‌کند. بازیگران و عوامل از ابتدا با هدف دریافت دستمزد وارد کار نمی‌شوند و همه به شکل رایگان تمرین و اجرا می‌کنند. اگر درآمدی از فروش بلیت باقی بماند و هزینه‌های تولید جبران شود، آن را میان بچه‌های گروه تقسیم می‌کنم. برای نمایش قبلی‌ام حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان هزینه کردم، حتی جوراب بازیگران روی صحنه را هم خودم خریده بودم اما درآمد حاصل از فروش بلیت‌ها با قیمت ۱۱۰ هزار تومان، در مجموع حدود ۲۶ میلیون تومان شد.

برنا: به نظر شما چرا مخاطبان تئاتر در شهسوار بیشتر به آثار کمدی و سرگرم‌کننده گرایش دارند و کمتر از نمایش‌های جدی و متفاوت استقبال می‌کنند؟

مشهدی: در شهسوار بیشتر کارهایی که اجرا می‌شوند به سمت نمایش‌های محلی، موسیقی و آثار سرگرم‌کننده رفته‌اند. آن‌قدر این نوع آثار به مخاطب عرضه شده که سلیقه تماشاگر هم به همین سمت رفته است. به همین دلیل وقتی نمایشی مثل «در انتظار گودو» روی صحنه می‌رود، ممکن است مخاطب استقبال چندانی نکند؛ چون عادت کرده به سالن بیاید و بخندد. در حالی که من معتقدم تئاتر می‌تواند شکل‌ها و تجربه‌های متفاوتی داشته باشد و نباید فقط به سرگرمی و خنداندن مخاطب محدود شود.

برنا: به هرحال تماشای نمایش‌های دیگر در شکل‌گیری ایده‌های اجرایی به شما کمک می‌کند‌‌ با توجه به وضعیت تئاتر در شهسوار، چقدر و چگونه تئاتر می‌بینی؟

مشهدی: من رفت‌وآمد زیادی به تهران دارم و هر بار که به تهران می‌آیم، نظرات و بازخوردهای تماشاگران در تیوال را بررسی می‌کنم و نمایش‌هایی را که دوست داشته باشم و بازخوردهای مثبتی گرفته باشند، می‌بینم. البته بارها در گروه‌های تئاتری این‌جا دیده‌ام که بعضی از بچه‌ها به تهران می‌روند، اجرایی را می‌بینند و بعد همان کار را با الگوبرداری مستقیم روی صحنه می‌برند. ما سعی کردیم چنین نگاهی نداشته باشیم. حتی درباره طراحی صحنه نمایش خودمان هم جست‌وجوی زیادی کردم تا به ایده‌ای مستقل برسیم. چند روز مانده به اجرا، یکی از بچه‌های گروه به من گفت فکر می‌کند همایون غنی‌زاده قبلا نمایش «در انتظار گودو» را با صحنه سفید اجرا کرده است. من تعجب کردم، چون تا آن زمان چنین اجرایی ندیده بودم. با این حال، طراحی ما مسیر و جزئیات متفاوتی داشت و از ابتدا بر اساس ایده‌ای که برای اجرای خودمان در نظر گرفته بودیم، شکل گرفت.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه