مرشد بازیگری
مرتضی احمدی، بازیگر باسابقهای بود که به دلیل شگرد، شیوه و پیشینه بازیگریاش یکی از متفاوتترین بازیگر تلویزیون و سینما محسوب میشد.
او از دل تئاتر سنتی، تخت حوضی و پیشپرده خوانی برآمده است. این اصلیترین ویژگی این بازیگر باسابقه بهحساب میآید، ویژگیای که هیچیک از بازیگران دیگر این عرصه، آشنایی چندانی با آن ندارند. همین موضوع بازی او را از دیگران همعصرش نیز متمایز کرده است.
از میان این گروه از بازیگران، تا چندی پیش تنها بازیگرانی مانند مرتضی احمدی و سعدی افشار و تعداد محدودی از آنها در قید حیات بودند متاسفانه در سال های گذشته کسانی مانند مهدی مصری، سید حسین یوسفی که از استادان تئاتر بودند و حسین کسبیان که قصد داشت این تجربیات را مکتوب کند، امروز دیگر در قید حیات نیستند. ازآنجاکه در سالهای اخیر امکان درخشش چهرههای جدید در تئاتر تخت حوضی و جود نداشت، میتوانستیم ازحضور کسانی مانند مرتضی احمدی استفاده کنیم ولی امروز که او نیز دیگر در جمع ما نیست شاید دیگر این امر میسر نشود.
علاوه بر شنیدن صدای دلنشین مرتضی احمدی در فیلمهای مختلف سینمایی، او را در تلویزیون نیز بهواسطه بازیهایش در سریالهایی معروف مانند «سلطان صاحبقران»، «آرایشگاه زیبا»، «فروشگاه»، «هزاردستان»، «آینه»، «زیر بازارچه» و... دیدهایم.
پیشکسوت پردهخوانی
او فعالیت هنریاش را از سال 1321 با پیشپرده خوانی در تئاتر فرهنگ و پاریس و نیز با خوانندگی، بازیگری، دوبله و بازی در رادیو ایران آغاز کرد. صدا و بازی این بازیگر، همواره یادآور تصاویر دلنشینی از زیباییها و مردمان تهران قدیم و روحیات لطیف و پاکدلی انسانهای آن روزگار بود. چراکه مرتضی احمدی از دل همین خصلتهای نیک برآمده و بهتمامی، آنها را در خود و حس و جنس بازیاش متجلی کرده است.
وی دردهم آبان 1303 و در منطقه اصیل امیریه واقع در مرکز تهران که آن زمان سبزیکاری امین الملک مینامیدند، متولد شد. احمدی به خاطر صدای خوبش در دوازدهسالگی به نوحهخوانی در هیئتهای مذهبی پرداخت و پس از آشنایی با پرویز خطیبی با خواندن پیشپرده خوانی در خصوص «اشغال ایران توسط متفقین» وارد این حرفه شد. عموم پیشپرده خوانیهای مرتضی احمدی در آن سالها با مضامین سیاسی، اجتماعی و برای علاقه به ایران بود.
اولینهای تلویزیون و دوبله
بازیگری و بازیگر شدن بالاترین هدف مرتضی احمدی بود. او به خاطر اینکه در آن زمان تئاتر در هیچ دانشگاهی در کشور آموزش داده نمیشد و همه گروههای به شکل تجربی کار میکردند و تنها سالن نمایش آن زمان تئاتر فرهنگ و پارس فعلی، کارش را با پیشپرده خوانی آغاز کرد.
اما بهتدریج در کنار پیشپرده خوانی در سال 1323 شرایط برای حضور او در تئاتر فرهنگ فراهم شد. احمدی تا سال 1332 کار در این دو عرصه را در کنار هم ادامه داد؛ اما در این سال به خاطر آتش زدن سالنهای تئاتر به سراغ تلویزیون رفت. او خود دراینباره گفته بود: «زمانی که تلویزیون تازه راهاندازی شده بود میگفتند نباید به تئاتریها در تلویزیون رل داد چون حرکت آنها تند و غلوآمیزاست. ما خیلی دوست داشتیم ببینیم این تلویزیون چیست و درست وارد آن شویم. به همین جهت وقتی هم از ما تست گرفتند دیدند انگار برای تلویزیون ساختهشدهایم. الآن هم 64 سال متوالی است که عضو سازمان صداوسیما هستیم.»
مرتضی احمدی در دوبله نیز مانند تلویزیون جزو اولین نفرهایی بود که فعالیت کرد صدای روباه مکار در انیمیشن «پینوکیو» از کارهای درخشان و ماندگار او در دوبله است.
تئاترهای تلویزیونی
ازآنجاییکه مرتضی احمدی وامدار سنت نمایشهای تخت حوضی است که جوهر اصلی و ناب تئاتر سنتی ایران بهحساب میآید، از تمامی قوانین و قابلیتهای اینگونه نمایشها سود میجوید. او با کسب تجارب مختلف در آن، توانسته این شکل از بازی را با بازی مقابل دوربین تطبیق دهد. این قابلیت تطبیقپذیر سبب شده که بتواند برخلاف برخی از استادان تئاتر در همان سالهای آغازین، همکاری خود را با فضای و جنس کارهای تلویزیونی وقف دهد.
اگرچه از این نکته نمیتوان غافل شد که جنس بازی مرتضی احمدی به خاطر پیشینهاش در پیشپرده خوانی و بازی در نمایشهای سنتی از دیگر پیشکسوتان سینما و تلویزیون و حتی تئاتر متفاوتتر بود؛ اما اینگونه از بازیگری با همه خاص بودنش، ضعفهایی را نیز برای بازیگرانش در پی داشت؛ زیرا در اجرای تئاترهای تخت حوضی با نقشهای متعارف و همیشگی تنوعی دیده نمیشود و نقشهای تئاترهای تخت حوضی عمدتاً از قالب یک تیپ خارج نمیشوند.
در اینگونه تئاترها شخصیت دیده نمیشود. ازاینرو در بازی بازیگرانی مانند مرتضی احمدی نیز شاهد نوعی تکرار هستیم. او در قالب تیپ آدمهای ریشسفید و خوشمرام وزنده دل جاافتاده بود نقشهایی که به دلیل اجرای خوبش در آنها توانست برای خودش محبوبیت و شهرت به دست آورد.
مرتضی احمدی از پس آنچه بهعنوان ضعف در بازیگری از آن یاد شد به دلیل اجرای خوب یک تیپ سنتی توانست این ضعف بازیگری تخت حوضی را به قوت بازیگریاش تبدیل کند.
او با اجرای درست و تکرار یک تیپ خاص، توانست راهی را پیدا کند که تکرار نقشهایش برای مخاطب ملالآور نباشد. بیشک نقش ستون زاده در سریال «آرایشگاه زیبا باشخصیت پدر»، در سریال «فروشگاه» و دیگر نقشهایش در «زیر بازارچه» و «زیرگذر و...» مشابهتهای فراوانی با یکدیگر دارند.
مرتضی احمدی در همه سریالهایش ایفاگر نقشهای مثبت و مردانی است که آدمهای باتجربه و دنیادیده هستند. گفتارشان هم از ادبیات خاص و اصطلاحات مشخص بهره میبرد.
صدای، سحر و افسون
صدا، لحن، بیان و ادای دیالوگ بزرگترین عامل موفقیت بازیگری ماند مرتضی احمدی بود. این توانایی صدا اگرچه در پردهخوانی آمده و به پختگی رسیده و او را در چگونگی استفاده از آن در لحظات افتوخیزهای آن متبحر کرده است، در طول سالها و گذشت عمر و بهکارگیری آن در عرصه بازیگری و دوبله او را قادر ساخت که بهترین استفاده را از آن برای بیان لحظات حسی و عاطفی ببرد. این تسلط و شناخت مرتضی احمدی از قابلیتهای صدایش باعث شد تا در هنگام ادای کلام با شیرینی سخن و آهنگین بودن صدایش آرامش سحرانگیز به مخاطب خود القاء کند تا برای شنیدن سخنان و دیدن بازیاش تا به انتها، بازی او را دنبال کند.
درواقع این صدا همچون صدای قصهگویی پیر میماند که مخاطبانش را سحر و افسون کرده، اعتماد و نظرشان را آنها را به خود جلب میکرد. سبک بازی مرتضی احمدی با زیروبمها و تغییرات مختلف صدا همواره با لحظات حسی و بداههپردازیهایش، در بسیاری مواقع صدای گرم او را بسیار منحصربهفرد کرده بود.
بازی ساده و روان
مرتضی احمدی بسیار روان و ساده ایفای نقش میکرد، درواقع او نمیکوشید تا دیالوگهایش را با استفاده از اجزای چهره، بدن، صدا، نوع اکسانهای بازیگران تکنیکی ادا کند. او چندان به اینکه فولان دیالوگ را باید با چه حسی گفت و یا با فلان فاصله گفتاری بیان کرد، نمیاندیشید. احمدی نقشها را بر اساس آنچه در طول سالهای بازیگری تیپیکال آموخته به شکل روان اجرا میکرد. البته از این نکته نیز نباید غافل ماند که در طول این سالها همه نقشهایی که به مرتضی احمدی پیشنهادشده بود خاص او بودند. این بازی روان مرتضی احمدی به پیچیده نبودن شیوه بازیگری او بازمیگشت؛ زیرا این بازیگر کلیت نقشهای پیشنهادیاش را حفظ میکرد و در مرحله بعد میکوشید آن را به تیپ موردعلاقه و قالب نقشهایی که از او سراغ داشتیم، نزدیک کند یعنی نقش را با دو مؤلفه شاخص بازیگریاش، لحن و صدا اجرا میکرد.
این جزئیات در بازی به روحیات شخصی خود بازیگر بازمیگشت، روحیاتی که بیشک با القاء حس و بداههپردازیها و بکار بردن ضربالمثلهای قدیمی، مثلها و حکایتها در اختیار نقش قرار میگرفت. شخصیت لوطیمنش احمدی در حین خواند اشعار عامیانه و خصیصههای شوخوشنگیاش در ایجاد حس احترام برای نقش و جلب اعتماد در نزد مخاطب بسیار موفق بود و این ویژگی پاکنیت بودن و جوانمردی او به حالات و روحیات شخصی خود بازیگر بازمیگشت.
از ضعفهای بازیگری مرتضی احمدی استفاده نکردن از بدن و حرکت در بازی بود. مرتضی احمدی هر حسی که در ایفای نقشهایش داشت، در کلام و بیان و اجزای چهرهاش نشان میداد. او بازیگر کمتحرکی بود. به همین دلیل نقشهایش کمترین تحرک را داشتند. البته این خصیصه برای مردهای کهنسال طبیعی به نظر میرسید. اینیکی از دلایلی است که او توانسته ضعف کمتحرکی بازیاش را در لوای آن بپوشاند.
از سوی دیگر وی انقدر بر دو عنصر مفید و تأثیرگذارش تسلط داشت که مخاطب به سهولت از کنار کمتحرکی و این ضعف بازی او میگذشت؛ و یا اساساً متوجه آن نیز نمیشد.
صداپیشهای توانا
احمدی بهجز بازیگری در عرصه دوبله بیشک صداپیشهای ارزنده بهحساب میآمد. استفاده از صدای او بدون در نظر گرفتن چهره و فیزیکش در دوبله بسیار درخشان عمل میکرد. برای مثال میتوان به دوبله فیلم انیمیشن «هورتون» اشاره کرد مرتضی احمدی پیش از فیلم انیمیشن، برای چندین فیلم ازجمله فیلمهای مرحوم علی حاتمی روایتهای موزونی با استفاده از سازهای کوبهای خوانده بود. اتفاق جذابی که هورتون رخ داد. این عدم تجانس روایت خوانی برای فیلمی خارجی به عامل جذابیت کار بدل شده بود. اجرایی که نشان از قابلیتهای بالای دوبله این چهره و هنرمند باسابقه کشورمان داشت.
مرشد بازیگری
مرتضی احمدی چهرهای بود که هر آنچه در دل نقشهایش نهادینه در شخصیت او یکجا و تکاملیافته وجود داشت. احمدی در عرصه بازیگری نیز با تمام ویژگیهای خاص بازیگریاش بهعنوان بازیگر موفق و پیشکسوت حضور مییابد و از بزرگان عرصه بازیگری کشور بهحساب میآمد. مرشدی که راههای بسیاری را برای کسب جایگاه و مرتبهاش طی کرده بود. روحش شاد و یادش گرامی باد.