گلایههای اسماعیل برابری از ۱۳ سال توقیف «کویر مرگ»
در هشتاد و سومین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران فیلم «کویر مرگ» به کارگردانی اسماعیل براری به نمایش درآمد و پس از آن نشست نقد و بررسی فیلم با حضور کارگردان فیلم، عزیزالله حاجی مشهدی منتقد سینمایی، لیلا بوشهری بازیگر فیلم و کیوان کثیریان مدیر سینماتک خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
در ابتدای این نشست حاجی مشهدی با اشاره به نخستین فیلم براری به اسم «شهر در دست بچهها» گفت: اسماعیل براری فیلمسازی را با دلمشغولیهایش نسبت به سینمای کودک آغاز کرد و فیلنامه نخستین فیلم او اقتباسی از کتاب نویسنده روس سرگئی میخالکوف و کاری فانتزی تخیلی بود که بهرغم ضعفهایش، شاید اولین بارقههای جلوههای ویژه از نوع پرده آبی در آن بهکار گرفته شد. براری در ادامه فیلمسازی به دغدغههای دیگری نیز پرداخت و به ساخت فیلمهای پلیسی جنایی، زیستمحیطی و.. نیز دست زد. اما در فیلم «کویر مرگ» میبینیم که او کماکان به دغدغه فیلمسازی برای کودکان متعهد مانده است و این فضا را حفظ کرده است. با شنیدن اسم فیلم «کویر مرگ» و سال تولید آن بهطور ناخودآگاه به یاد فیلمهای همدوره آن مثل «کاغذ بیخط»، «نفس عمیق»، «من ترانه پانزده سال دارم»، «ارتفاع پست» و.. افتادم که اگر هر یک از آنها نیز 13 سال توقیف میشدند نمیتوانستند اینگونه مطرح شده و چنین جایگاهی در سینمای ایران پیدا کنند. متاسفم که با کارگردانها شفاف برخورد نمیشود که در موقعیتهای زمانی و مکانی خاصی که کاری را تولید میکنند، شور و انگیزه کار در آنها کشته نشود. اینکه تهیهکننده و کارگردان «کویر مرگ» یک نفر است و فیلم اجازه اکران پیدا نمیکند، مزید بر علت میشود که کسی مثل براری که دغدغه کار فرهنگی و هنری دارد خانهنشین شود.
در ادامه کثیریان با بیان اینکه با تیتراژ فیلم به سبک و ژانر فیلم پی میبریم، «کویر مرگ» را فیلمی خلوت با منطق خاص خودش دانست و از براری خواست نظر خود در مورد منطق فیلم و نکات مطرح شده توسط حاجی مشهدی را ابراز کند. براری در پاسخ به کثیریان گفت: با دیدن فیلم 10 سال پس از ساخت و در سالن و با عکسالعملهای تماشاگران، حس خوب و ارزشمند سینما به انسان دست میدهد. در صورتی که ساختار فیلم برای مخاطب باورپذیر باشد و بهواسطه تصویرسازی با فیلم ارتباط برقرار کند، در آن لحظه وارد سینما شده و آن را درک کرده است. اگرچه در پشت صحنه جزئیات فراوان و پیچیدهای وجود دارد که دیده نمیشود. «کویر مرگ» فیلمی قصهگو نیست و بهجای آنکه مخاطب را با یک رویا سرگرم کند، همچون زندگی واقعی سرشار از هشدار است.
وی ادامه داد: فیلم در سال 79 ساخته شد و برای اولین بار در سال 2004 در فستیوال بروکلین نیویورک به نمایش درآمد و حضور بینالمللی خوبی نیز داشت. مردمی از ملیتهای مختلف «کویر مرگ» را حتی بدون زیرنویس تماشا کردند و توانستند با آن ارتباط برقرار کنند. عنصر اصلی در ساخت این فیلم را دکوپاژ میدانم، بهگونهای که در این فیلم با آلبومی از دکوپاژ روبرو هستیم. اگرچه به دلیل فشار ناشی از فقر لوکیشن و موضوعات فرعی برخی از صحنههای فیلم تکراری به نظر میرسد، اما پشت ماجرایی که اینگونه ساده به نمایش درمیآید، پیچیدگی فکری خیلی زیادی نهفته است و در هیچکدام از فیلمهایم به اندازه این فیلم زحمت نکشیدهام. خوشحالم افراد مختلفی که با سنین گوناگون فیلم را دیدهاند، توانستهاند با فیلم ارتباط برقرار کنند. میپذیرم که لایه بیرونی فیلم خشن است چون پای مرگ و زندگی در میان است، اما درون فیلم را شاعرانه میدانم.
سپس این حاجی مشهدی بود که به جنبههای دیگری از فیلم اشاره کرد و گفت: من برخلاف براری معتقدم که فیلم داستانگو است و کاملا قواعد کلاسیک داستانپردازی را بهکار میبندد، اما چون داستانش را روان و ساده بیان میکند، داستانگو به نظر نمیرسد. یک دلیل ارتباط گرفتن مخاطب خارجی با فیلم هم این است که فیلم داستان دارد. «کویر مرگ» برخوردار از نشانههای فیلمی در ژانر وحشت است و فضای آن هم تراژیک است چرا که روند حوادث از روی تصادف و تقدیر چیده میشود. فیلم آنقدر به قواعد درام پایبند است و از قوانین ارسطویی نمایشنامهنویسی تبعیت میکند که در کوتاهترین زمان ممکن ماجرا آغاز شده و پایان مییابد و این هم امتیاز دیگر فیلم است. «کویر مرگ» از نظر معناشناسی هم پیامی روشن دارد؛ نگاهی تقدیری به مقوله ظلم. کمگویی و گزیدهگویی جزو محاسن آن بهشمار میآید و همین که فیلم پر کشش بوده و توانسته از نمای اول تا آخرین نما مخاطب را بهدنبال خود بکشد، امتیاز مهم آن محسوب میشود. ضمن اینکه ساخت فیلمی با تعدادی اندک بازیگر محوری کار آسانی نیست، چرا که ممکن است به سادگی جذابیت و فضای فیلم از دست برود.
وی سپس به نقاط ضعف فیلم پرداخت و ادامه داد: فکر میکنم فیلمنامه کاستیهایی دارد چرا که لازم است پیشآگاهیهایی به مخاطب داده شود که ذهن او را آماده کند. همچنین فیلم از نظر قصهپردازی کمی دچار تکرار میشود و بخشهایی را قابل حدسزدن میکند؛ بخشهایی که به خمیرمایه و مضمون و فضاسازی بیانی فیلم اضافه نمیکند، بلکه صرفا بر کنشها و واکنشهای موجود در فیلم میافزاید. با این وجود باورپذیر بودن تمامی فضاها ستودنی است و از این نظر موجب اعتراض مخاطب نمیشود. بهطور کلی آنرا فیلمی سالم و قابلقبول میدانم و فیلمهای تلختر از این نیز مجوز پخش گرفتهاند.
در ادامه کثیریان لیلا بوشهری را مخاطب قرار داد و با اشاره به بازی او در فیلم و سختی موقعیتی که در آن قرار گرفته بود، از او خواست که در مورد حال و هوای آن دوره و نقش خود بگوید. بوشهری گفت: این سومین تجربه بازیگری من بود و یکی از سختترین نقشهایی بهشمار میرود که تاکنون بازی کردهام. فیلم در اوج گرمای تابستان و در بیابان ساخته شد. در مورد دایرهوار بودن بازی نیز باید بگویم که من بهعنوان بازیگر چارهای نداشتم جز اینکه حس خود را با حرکاتی بدن و واکنشهای بیرونی نشان بدهم و این کار بسیار دشواری بود. باید بگویم اگر براری بخواهد کویر مرگ دو را بسازد قطعا در کنار او کار خواهم کرد چرا که او هم سینما را بهخوبی میشناسد و هم بسیار اخلاقگراست و من درسهای زیادی از او آموختهام. در پایان، براری به این موضوع پرداخت که فیلنامه اساسا برای یک بازیگر مرد نوشته شده بود و ادامه داد: اگرچه قرار بود فیلم با بازیگر مرد ساخته شود و فیلمنامه اصلا بر اساس زن بودن قهرمان فیلم نوشته نشد، اما در حین ساخت توانستیم فیلمنامه را متناسب با یک بازیگر زن تغییر شکل بدهیم و الان در فیلم روحیات زنانه حاکم است.
«کویر مرگ» داستان یك نوجوان روستایی است كه برای چیدن بوتههای دارویی به صحرا رفته، اما شاهد انداختن جسدی درون یك قنات توسط یك زن می شود. زن با دیدن نوجوان تلاش می كند او را بكشد و نوجوان در جدالی نابرابر، به تدریج شخصیت كودكی خود را پشت سر میگذارد. این فیلم محصول سال 1380 است و پس از 13 سال پروانه نمایش گرفته است. در این فیلم 75 دقیقهای لیلا بوشهری، ابولفضل قربانی و آسیه کلانی ایفای نقش کردهاند.