زنان قرارگاه اشرف در معرض خشونت سیستماتیک

|
۱۳۸۹/۱۲/۱۸
|
۱۲:۱۷:۰۰
| کد خبر: ۲۷۴۷۳
زنان قرارگاه اشرف در معرض خشونت سیستماتیک
آرش رضایی

هربرت مارکوز فیلسوف ، جامعه شناس سیاسی و از اعضای اصلی عضو موسسه تحقیقات اجتماعی ( مکتب فرانکفورت ) معتقد است انسان تک ساحتی موجودی است که در فضای آزاد پرورش نیافته و سیستمی بازدارنده و سرکوبنده به بهانه ی تامین حوائج و تدارک به زیستی او ، بی رحمانه گرفتارش ساخته است.

رهبران منافقین دیدگاه ایدئولوژیک و اما قرون وسطایی در مواجه شدن با " زن " ارائه میدهند آنان اتوپیا و آرمانی برای جایگاه زن متصور هستند که در دنیای واقعیت و رابطه های انسانی به تحقیر زن و تلقی فاشیستی و شی ء واره از او منجر می گردد. زن در مناسبات مجاهدین موجودی ست عاری از هر گونه احساسات متعالی مادرانه ، زنانه ، عاشقانه و امیال این جهانی که می بایست با ستیزه جویی ، خشونت و ترور مسیر به قدرت رسیدن رهبر عقیدتی مجاهدین را محقق سازد.

آرمان شهری که رهبران فرقه رجوی در پی تبیین و تحقق عملی آن هستند ، بی نیاز از توصیف و فهم مبانی دموکراتیک و پایبندی به انگاره های عقلانیت انتقادی و تفکر مدرن است و تاکید بر اینکه رهبران منافقین به تاریخمندی همه ی ایده ها و خواسته های بشری باور ندارند آنان برای همه چیز ذات و سرشتی تغییر ناپذیر می شناسند به طوریکه مطلق انگاری در تفکر و رفتار سیاسی ، شاخص مهم و گریز ناپذیر آنان است.

رهبران فرقه ی ستیزه جو و خشونت طلب رجوی بر این باور نبودند که همه چیز در جوی زمان شسته و دگرگون می شود و عینیت یافتن ارزش های اجتماعی و انسانی چون آزادی ، دموکراسی ، حقوق بشر ، همبستگی ملی ، مدارا و تحمل دیگران بر پایه ی باور به عدم قطعیت در پدیده های انسانی و اجتماعی ، امکانپذیر و میسر خواهد شد.

متاسفانه سران و اعضای فرقه رجوی با باور و اتکا به دگم های ساخته و پرداخته ی ذهن بیمار و زشت رهبر عقیدتی و تابوهای ایدئولوژیک متعلق به دوران ماقبل مدرنیته ، هیچ تصویر و تصوری از جهان و انسان مدرن مطابق با واقعیت و نزدیک به حقیقت را متصور نشدند و به این امر مشهود و گزاره منطقی نپرداختند که اگر تابوها ، دگم های ایدئولوژیک و مغایر با حقیقت و واقعیت در دوران انفجار اطلاعات و عصر تحولات دموکراتیک ، مورد نقادی ژرف و بازنگری اساسی قرار نگیرد ، مناسبات تشکیلاتی آنها همچون کف روی آب از هم می پاشد و از میان می رود.

واقعیت های گزنده و دردناکی که زنان رها شده از مناسبات قرون وسطایی و زن ستیز منافقین در رابطه با پوچی و سستی مناسبات درونی تشکیلات مجاهدین و سرکوبی احساسات زنانه به شکلی همه جانبه مطرح میکنند اذعان به واقعیتی آشکار است . اینکه رهبری منافقین آگاهانه اقدام به تهی نمودن زن از همه ی ویژگی های زنانه برای استثمار و بردگی او می نماید.

اگر در نگاه سودجویانه و ابزاری سیستم سرمایه داری جهانی به تعبیر معلم شهید دکتر شریعتی " زن " چون موجودی دو پا برای لذت جویی صرف تلقی می گردد در تفکر و نگرش ستیزجویانه ی رهبران منافقین " زن " همچون برده ای مسلح ، مطیع و سرشار از نفرت قلمداد می گردد که به زعم آنان از خصلت های بازدارنده و مخربی چون عشق و احساسات زنانه و مادرانه بایستی پاک و منزه گردد؟!!

در حقیقت واکاوی و آنالیز جایگاه زن در اندامواره ی فکری منافقین و هر آنچه که در لایه های زیرین مناسبات قرون وسطائی قرارگاه اشرف می گذرد ، رو به سیاهی و تاریکی است که ثمره ای جز ناامیدی و از هم گسیختگی ذهنی و روانی برای زنان تشکیلاتی نداشته است.

مطالعه و تامل بر خاطرات ، مشاهدات و افشاگری های افراد با سابقه منافقین خانم ها بتول سلطانی ، مرضیه قرصی و نسرین ابراهیمی و دهها زنی که از اسارت دارودسته ی رجوی رهایی یافته و به نکات تلخ و غم انگیزی از وضعیت زنان در تشکیلات گروهک منافقین پرداخته اند حاکی از شرایط بغرنجی است که رهبران فرقه ، با اتخاذ رفتارهای باسمه ای ، آمرانه و با تکیه بر ذهنیت مطلق اندیش و تابوگرا در مواجه شدن با زنان تشکیلاتی ، به عمد و آگاهانه مناسباتی را پی میریزند تا زنان فارغ از برخورداری از هر گونه " هویت مستقل " در مسیر اطاعت کورکورانه و سپس ناخواسته در عملیات انتحاری و تبهکارانه سر از پا نشناسند و لحظه ای درنگ نکنند.

رهبران فرقه تروریستی منافقین در این توهم بیمارگونه بسر می بردند و می برند که با چنین سازوکار غیر دموکراتیک و غیر انسانی خواهند توانست آزادی را برای زنان به چنگ آورند ، آنان نمی خواهند درک کنند آرمان دموکراسی خواهی و دفاع از حقوق زن هدفی انسانی و اخلاقی ست که بر پایه ی روش های دموکراتیک حاصل خواهد شد و رفتار جنون آمیز تروریستی و بهره گیری نابخردانه از ستیزه جویی و خشونت طلبی محض ، ویرانگر مرزهای مدرن ، اخلاق و رفتار مدنی ست که در نهایت " خود ویرانگری " را برای آنها به ارمغان خواهد آورد.

زنان جدا شده ی منافقین در خاطرات و گفت‌وگو با اصحاب رسانه نکات تکاندهنده ای را بازگو می کنند ، آنان طی سالهای طولانی اقامت در اسارتگاه اشرف و تجربه ی درک شرایط و مقاطع گوناگون ، از نزدیک شاهد آلام و اندوه فراوان همجنسانشان در اشرف بودند.

بررسی موشکافانه و تاملی ژرف بر مشاهدات و گفته های زنان جدا شده و با سابقه ی فرقه رجوی و ارتش  به اصطلاح آزادیبخش ملی آدمی را به این نتیجه می رساند که مناسبات درونی منافقین رو به تاریکی دارد زیرا با شالوده های دموکراتیک و آزادی خواهانه به شکلی بنیادین و عمیق ناسازگار و ناهمخوان است.

براستی رفتار خشونت آمیز دارو دسته ی رجوی با زنان در درون مناسبات و چه در خارج از آن ، نشانه ی داشتن قدرت و اقتدار نیست که نشانه ی ضعف و اضمحلال تدریجی است.

نقش و جایگاه زن در مناسبات تشکیلاتی منافقین در نگاه کادرهای تشکیلاتی جدا شده ( زنان ) نامطلوب و ناامیدکننده است ، فضائی تیره و تار را به تصویر می کشد و مبتنی بر این امر مشهود که زن از وضعیتی پارادوکسیکال برخوردار است .

شعار هژمونی زنان از سوی رهبر عقیدتی منافقین فریبی بیش نیست زیرا زنان این فرقه در تاروپود عنکبوتی مناسبات درون تشکیلاتی ، گرفتار نمادها ، سمبل ها و شرایطی هستند که آزادی در آن معنا و مفهوم حقیقی خود را از دست داده است و براستی زنان قادر به پی ریزی "هویت مستقل " خویش نیستند.

هراس از دست دادن " هویت زنانه " ، نقش و جایگاه " مادرانه " و نیز" تنهائی " زنان در مناسبات تشکیلاتی منافقین ، واقعیتی انکار ناپذیر است.

سرکوب امیال عاطفی و جنسی ، عدم توجه به نیازهای مادرانه و احساسی زن و توانایی های زنانه از " زن تشکیلاتی " در درون مناسبات منافقین متاسفانه انسانی تک ساحتی و تک بعدی ساخته است.

اما طرح تناقض ها ، ابهام ها و نکاتی که اعضای زن جدا شده ی منافقین در مصاحبه ها و خاطرات شان در شرح رویدادها و تحولات بوقوع پیوسته در اسارتگاه اشرف پرداخته اند در عین حال روایتگر نکات امید بخش نیز هست. ارائه ی فاکت های گوناگون ، متعدد و بیشمار از عاصی شدن زنان مستقر در قرارگاه اشرف علیه وضع موجود و مناسبات حاکم بر تشکیلات گروهک منافقین، سیگنال و پالس های مثبتی ست که در فروپاشی "حصارها و مرزهای زن ستیز و تحقیر آمیز " فرقه رجوی در آینده نزدیک نقش بنیادین ایفا خواهند نمود.

زنان جدا شده ی فرقه ی رجوی در مصاحبه ها و خاطرات شان تصریح دارند ، بعد از جنگ دوم ( آمریکا و عراق ) روند رو به رشد " جست و جوی خویش " از سوی زنان مستقر در قرارگاه اشرف واقعیتی ست که رهبران منافقین سعی وافر در لاپوشانی آن داشته و دارند ، اما روندی که در اسارتگاه اشرف آغاز شده است حکایت درخور و روشنی ست که به نوعی تابوشکنی در بیان تجربه های حسی ، عاشقانه و انسانی زنان مستقر در اشرف راه می برد و به گفتن " ناگفته ها " و طغیان علیه وضع موجود می انجامد.

طرح علنی تناقض ها در نشست های عمومی در اشرف ، کنش ها و واکنش ها ، چالش ها و درگیری های روز افزون زنان قرارگاه اشرف با مسئولین و فرماندهانشان بیانگر عاصی شدن آنان بر مناسبات قرون وسطائی و زن ستیز فرقه رجوی است زیرا سران فاشیست منافقین " زن تشکیلاتی " را در محدودیت های توصیف ناپذیر ، ملا آور و تنگ تشکیلاتی به ستوه آورده اند تا آنجائیکه منجر به ، میل به "گفتن ها" و "شکستن" سدها و حصارهای ذهنی و تشکیلاتی فرقه ی رجوی شده است.

با امید به رهایی و نجات همه ی زنان تحت سیطره ی فرقه ی زن ستیز رجوی و بازگشت شان به دنیای آزاد و کانون گرم خانواده.

منبع: انجمن نجات مرکز آذربایجان غربی

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر