نمایشگاهی از جنس دردهای جامعه؛
فریاد عکسهای تلخ.../ روایت زندگی سیاه و سفید زیر آسمان آبی شهر
در دل هر عکس چهرهای خسته و تنها جای گرفته است، چهره ای که در پشت سکوت آن هزاران فریاد قرار گرفته است .
باشگاه جوانی برنا/گالری شفق از تیر ماه میزبان نمایشگاه عکس" خاکسترهای شهر من" است. نمایشگاه شامل عکس از آثار "ویدا شیر خوانی"،دانشجوی سال آخر کارشناسی رشته گرافیک است و این اولین تجربه نمایشگاه انفرادی اوست.
تمام عکسها سیاه و سفیدند،گاهی سیاه و سفید بودن عکسها مفهوم موضوع را بهتر و گویاتر به مخاطب میرساند .موضوعاتی که در این نمایشگاه به چشم میخورد معضلات اجتماعی شهرمان است.

تصاویری از زندگی مردمانی که در گوشه کنار همین شهر در پیش چشم ما زندگی تلخ و سیاهی را میگذرانند. در دل هر عکس چهرهای خسته و تنها جای گرفته است، چهرهای که در پشت سکوت آن هزاران فریاد قرار گرفته است .شاید انتخاب عکسهای سیاه و سفید برای این نمایشگاه با این موضوع بسیار مناسب باشد زیرا سیاه و سفید رنگ زندگی این افراد است البته زندگیای که سیاهیاش بیشتر از تلخی آن است.

هر عکس میتواند ساعتها مخاطب را به فکر فرو برد. از یکی از بازدیدکنندگان دربارهی این نمایشگاه سوال کردم و او بدون هیچ معطلی گفت:"خیلی تلخ و دردناک است.دیدن چنین افرادی آدم را ناراحت میکند من حتی گاهی آنها را گوشهی خیابان میبینم تا ساعتها غصه میخورم با خود میگویم چرا باید زندگی بعضی افراد اینقدر سخت باشد برخی دیگر از رفاه بیش از اندازه نداند که چه کار کنند.

مثلا دیدن عکس همان جوانی که بروی چرخ باری خود خوابیده است آنقدر برایم دردناک بود که با خود گفتم این جوان هم مانند دیگر جوانان کلی آرزو دارد اما مشکلات و سختیهای زندگی او را به چنین کاری واداشته تا برای بدست آوردن اندکی پول وسایل مردم را جابه جا کند."
عکس های شیرخوانی نگاههای مردم همین شهر نسبت به این افراد را به تصویر کشیده است.تصویری از مردان و زنانی که روزها و شبها را برای بدست آوردن اندکی پول با فروش تسبیح، واکس زدن کفش، باربری و... سپری میکنند و منتظرند تا روزها پشت سر هم بیایند و تمام شوند تا زندگی به پایان رسد.
نظر شیر خوانی به عنوان عکاس این مجموعه چنین است:
حکایت بودن است حتی لحظه ای بیدغدغه بودن .
خیابان های شلوغ،گرمای آفتاب و انسانهایی که لحظههایشان را در گوشههای خیابان همین شهر سپری میکنند.
انسان هایی که متفاوتند با نگاه ما.....
این نمایشگاه تا 16 تیر ماه در نگار خانه شفق برپا خواهد بود.
گزارش:زهرا ملکی
تمام عکسها سیاه و سفیدند،گاهی سیاه و سفید بودن عکسها مفهوم موضوع را بهتر و گویاتر به مخاطب میرساند .موضوعاتی که در این نمایشگاه به چشم میخورد معضلات اجتماعی شهرمان است.

تصاویری از زندگی مردمانی که در گوشه کنار همین شهر در پیش چشم ما زندگی تلخ و سیاهی را میگذرانند. در دل هر عکس چهرهای خسته و تنها جای گرفته است، چهرهای که در پشت سکوت آن هزاران فریاد قرار گرفته است .شاید انتخاب عکسهای سیاه و سفید برای این نمایشگاه با این موضوع بسیار مناسب باشد زیرا سیاه و سفید رنگ زندگی این افراد است البته زندگیای که سیاهیاش بیشتر از تلخی آن است.

هر عکس میتواند ساعتها مخاطب را به فکر فرو برد. از یکی از بازدیدکنندگان دربارهی این نمایشگاه سوال کردم و او بدون هیچ معطلی گفت:"خیلی تلخ و دردناک است.دیدن چنین افرادی آدم را ناراحت میکند من حتی گاهی آنها را گوشهی خیابان میبینم تا ساعتها غصه میخورم با خود میگویم چرا باید زندگی بعضی افراد اینقدر سخت باشد برخی دیگر از رفاه بیش از اندازه نداند که چه کار کنند.

مثلا دیدن عکس همان جوانی که بروی چرخ باری خود خوابیده است آنقدر برایم دردناک بود که با خود گفتم این جوان هم مانند دیگر جوانان کلی آرزو دارد اما مشکلات و سختیهای زندگی او را به چنین کاری واداشته تا برای بدست آوردن اندکی پول وسایل مردم را جابه جا کند."
عکس های شیرخوانی نگاههای مردم همین شهر نسبت به این افراد را به تصویر کشیده است.تصویری از مردان و زنانی که روزها و شبها را برای بدست آوردن اندکی پول با فروش تسبیح، واکس زدن کفش، باربری و... سپری میکنند و منتظرند تا روزها پشت سر هم بیایند و تمام شوند تا زندگی به پایان رسد.
نظر شیر خوانی به عنوان عکاس این مجموعه چنین است:
حکایت بودن است حتی لحظه ای بیدغدغه بودن .
خیابان های شلوغ،گرمای آفتاب و انسانهایی که لحظههایشان را در گوشههای خیابان همین شهر سپری میکنند.
انسان هایی که متفاوتند با نگاه ما.....
این نمایشگاه تا 16 تیر ماه در نگار خانه شفق برپا خواهد بود.
گزارش:زهرا ملکی
نظر شما