قرارهای فیس بوکی چاقوی دولبه اند/ قضاوت ارزشی نداشته باشیم
به گزارش خبرنگار برنا این روزها این دو کلمه را فراوان شنیدهایم:" قرارهای فیس بوکی" نوعی از ارتباطهای پنهانی در لایههای مجازی اجتماع که افراد را با هدفی مشترک در فضایی دور هم جمع می کند. قرار فیس بوکی برای آب بازی یکی از مصادیق این نوع ارتباط است که البته حواشی بسیاری را به دنبال داشت و به سوژه خبرگزاریها و رسانههای داخلی و خارجی تبدیل شد. در این راستا و به این بهانه برنا سراغ از کارشناسان و صاحب نظران گرفت تا در ابتدا به این نوع قرارها از دیدگاه اجتماعی و روانشناختی بپردازد و در قدم بعدی راهکارهایی برای برخورد مناسب با این نوع از پدیدههای اجتماعی که می توانند در جای خود آسیب زا یا مفید باشند ارایه کند.
منصور اخلاقی پور، کارشناس ارشد و دانشجوی دکتری جامعه شناسی در گفت و گو با خبرنگار برنا در مورد ماهیت چنین ارتباطی و نوع مواجهه با آن گفت: قرارهای فیس بوکی پدیده نوظهوری است که باید آن را به عنوان یک واقعیت بپذیریم. اگر به جای برخورد با یک رویکرد فرهنگی که مبتنی بر طرح باشد همه چیز را در دایرههای امنیتی تعریف کنیم در آینده با مشکل روبرو می شویم.
اگر در همه زمینهها امنیتی برخورد کنیم و شیوههای سخت افزاری را در یک جامعه گسترش بدهیم در آینده نزدیک به جایی می رسیم که راه برگشت برایمان باقی نمی ماند. برای مثال با جمع کردن ماهواره برخورد سخت افزاری می کنیم. در زمینه حجاب و برخورد با تجمعات برخورد سخت افزاری می کنیم. پس کجا و چه زمانی میخواهیم کار فرهنگی کنیم.باید این نوع رفتارها را اقناعی حل کرد. فرهنگ اقناعی است.
وی در ادامه در تکمیل صحبتهایش افزود: قرارهای فیس بوکی از دیدگاه جامعه شناسی پدیده ای نوظهور است و نمی توانیم آن را نادیده گرفته و حذف کنیم،چون واقعیتی جاری در جامعه است. بنابراین باید در قدم اول با فکر و برنامه پیش برویم و بعد در مرحله بعد کاری را انجام بدهیم که آلترناتیو باشد، یعنی جایگزینی برای آن رفتار نادرست ارایه کنیم. برای مثال در هرمزگان هم چنین مسالهای اتفاق افتاد و مردم برای آب بازی به لب ساحل رفتند و من فکر کردم که چرا زمینههایی را ایجاد نکنیم تا مردم دور هم جمع شوند.
از طرفی دلایل گسترش آسیبهای اجتماعی را رها کرده ایم و تنها در مورد مصادیقی که ظهور پیدا کرده اند برخورد سخت افزاری انجام می دهیم؛ هرگز دنبال علل آسیبها نرفتهایم. اصلا شاید علت این موضوع این باشد که مردم شادی میخواهند و می خواهند در بیرون از خانهها با یکدیگر تعامل بیشتری داشته باشند.،چون در حال حاضر شبکه تعاملهایمان شبکه بیمار و معلولی است.
از آن طرف نوع نگاهی که به ارتباط دختر وپسر داریم تعریف مشخصی ندارد؛ هر نوع رفتار، برخورد و تعامل دختر و پسر را به دید منکراتی نگاه می کنیم. بایستی این موارد بازنگری شوند. برای مثال خوب بود اگر در کنار ساحل در هرمزگان فضایی برای بازیهای آبی به صورت مجزا برای دختران و پسران در نظر می گرفتند.با چنین اقدامی شاید اشتغال زایی هم صورت بگیرد.
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد هرمزگان بیان کرد: مطمئن باشید در این صورت دیگر دختران و پسران در این فضا به شکل مختلط شرکت نمی کردند، نمی توانیم رفتارها را مدیریت کنیم، بنابراین برخورد سخت افزاری انجام می دهیم. مثل خانوادهای که پدر نمی تواند افراد آن را کنترل کند بنابراین به کتک زدن متوسل میشود.مشخص است که کتک زدن تنها یک یا 2 بار نتیجه می دهد و بعد برای هر دو طرف عادی می شود.معتقدم باید در مدیریت جامعه دقت بیشتری داشته باشیم. چون برخورد سخت افزاری هرگز نتیجه نمی دهد.
وی در آخر تصریح کرد: معتقدم نباید نسبت به اتفاقی اجتماعی به نام قرارهای فیس بوکی قضاوت ارزشی داشته باشیم. برای مثال اگر این نوع ارتباط باعث شود جمعی از جوانان دور هم جمع شده و با یکدیگر محیط زیست دریا یا کوهستان را تمیز کنند، آیا نیروی انتظامی جلوی آنها را می گیرد. این مساله مثل چاقوی دولبه است. کسی نمی تواند بگوید همه چاقوها را جمع کنیم، چون ممکن است افراد خودکشی یا دیگرکشی کنند. باید چنین مواردی را از منظر کسانی که در آن شرکت می کنند هم بررسی کنیم. باید آنها را هم درک کنیم. جوانان در پی شادی هستند اما هیچ بستر و زمینه ای ندارند و در این شرایط پدیده ای بغرنج و مخفی در جامعه شکل می گیرد که نمی توانیم جلوی آن را بگیریم.