هرچه میخواهد بشود ولی این دنیا از بین نرود! / باید بینشمان را تصحیح کنیم
انسانی که ادعا میکند مؤمن است باید دیدگاهش نسبت به خودش در ارتباط با دنیا اینگونه باشد که در این دنیا مهمان است و دنیا برای او اصالت ندارد.
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، جلسات درس اخلاق و معارف اسلامی حضرت آیت الله مجتبی تهرانی، در ماه مبارک رمضان با موضوع «دعا» برگزار میشود. این جلسات هر شب ساعت 21:30 با اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء آغاز شده و پس از تلاوت قرآن کریم، علاقه مندان از فیض سخنان معظّم له بهره مند می شوند.
با توجه به اهمیت دعا در این ماه مبارک، آیت الله مجتبی تهرانی از سال 1386 در جلسات درس اخلاق و معارف اسلامی خود در ماه مبارک رمضان، موضوع «دعا» را مورد بررسی عمیق و عالمانه قرار داده و ظرایف و دقایق فراوانی از این موضوع مهم را واکاوی فرمودهاند؛ امسال پنجمین حلقه از سلسله مباحث دعا توسط معظّم له عرضه می شود.
آنچه در ادمه میخوانید سخنان ایشان در جلسه بیستم از این سلسله جلسات است:
نگاه انسان باید به دنیا، نگاه ابزاری باشد؛ انسان نباید برای دنیا اصالت قائل شود و در باب خلقت خود نیز باید به این مسأله توجه داشته باشد که او برای دنیا خلق نشده است، بلکه برای نشئه دیگری خلق شده است.
معصومین(ع) ترسیم این بینش صحیح را تحت قالب مثال به ما آموختهاند. پیغمبر اکرم(ص) میفرمایند: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ مَنْ فِی الدُّنْیَا ضَیْفٌ وَ مَا فِی أَیْدِیهِمْ عَارِیَةٌ وَ إِنَّ الضَّیْفَ مُرْتَحِلٌ وَ الْعَارِیَةَ مَرْدُودَه». در این روایت شریفه، پیغمبر اکرم دیدگاه انسان نسبت به خود و دنیا را در قالب مثال فرموده است. دیدگاه انسان نسبت به خودش باید مانند مهمانی باشد که از اینجا میرود و کوچ میکند؛ امّا نسبت به دنیا باید مانند مالی عاریهای باشد که باید آن را پس داده و برود و تنها میتواند از آن استفاده کند. مالکیت انسان در دنیا اصالت ندارد. اصالت آنجایی است که انسان مالک آن باشد؛ در حالی که دنیا در نزد ما عاریه است.
انسانی که ادعا میکند مؤمن است و نشئه دیگر را قبول دارد، باید دیدگاهش نسبت به خودش در ارتباط با دنیا اینگونه باشد که در این دنیا مهمان است و دنیا برای او اصالت ندارد و او مالک دنیا نیست. پیغمبر اکرم(ص) میفرمایند: «كُونُوا فِی الدُّنْیَا أَضْیَافاً». دیدگاه شما باید اینگونه باشد که چند صباحی در این دنیا مهمان هستید و این دنیا برای شما اصالت ندارد.
پیامد هدفانگاریِ دنیا
اگر انسان برای دنیا اصالت قائل شد، پیامدش این میشود که دنیا برای انسان هدف میشود؛ بنابر این بیشترین تلاش خود را صرف رسیدن به هدف خود میکند. اگر برای دنیا اصالت قائل شدم، دنیا هدف میشود نه وسیله؛ و به طور طبیعی اگر انسان به هدفش نرسد، بالاترین غصهاش دنیا میشود. اگر دنیا در دستم بود و از بین رفت، بالاترین غصهام دنیا میشود. اگر تلاش کردم و دنیا را به دست نیاوردم، باز هم بالاترین غصهام دنیا میشود. چون هدفم از دست رفته است.
یکی از راههای تلاش برای رسیدن به هدف، دعا کردن و از خدا خواستن است. تا جایی که بتوانم، تلاش میکنم و پس از آن که از تلاش خود ناامید شدم، به خدا رو میآورم و از خدا میخواهم که کمکم کند تا به هدفم برسم و دنیایم را به دست بیاورم. چه چیز موجب شد که من به این وادی آمدم؟ بینش غلط من نسبت به دنیا و به خودم در ارتباط با دنیا مرا به این سمت کشاند. پس انسان باید دیدگاهش را در این دو رابطه تصحیح کند.
فقر و غصّه، نتیجه دنیاخواهی
از امام صادق(ع) نقل است: کسی که صبح و شام کند در حالی که دنیا بزرگترین همّ او باشد، خداوند نیازمندی را بین دو چشمش قرار میدهد. یعنی همیشه احساس کمبود میکند و از دنیا جز به مقداری که برای او مشخص شده برخوردار نمیگردد.
«همّ» دو معنا دارد؛ یکی آهنگ به سوی هدف و هدفگیری و دومی غصّه و غم و اندوه. کسی که شب تا صبح و صبح تا شب به دنبال دنیا باشد، همیشه در ترس به سر میبرد؛ چرا که دنیا بزرگترین غصّه او است. میگوید هرچه میخواهد بشود، ولی این دنیا از بین نرود! اگر «همّ» را به معنای غصّه بگیریم، بزرگترین غصّه، آنجایی است که انسان به هدفش نرسد. اگر بزرگترین همّ انسان دنیا باشد- چه به معنای هدف و چه به معنای غصّه- دنیا هدف انسان میشود و انسان برای دنیا اصالت قائل میشود و دیگر آن را به عنوان ابزار و وسیله نمیبیند.
بینیازی و آرامش، نتیجه آخرتطلبی
امام صادق(ع) در ادامه روایت میفرمایند: «وَ مَنْ أَصْبَحَ وَ أَمْسَى وَ الْآخِرَةُ أَكْبَرُ هَمِّهِ جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى الْغِنَى فِی قَلْبِهِ وَ جَمَعَ لَهُ أَمْرَه». در مقابل گروه پیشین، کسی که بزرگترین هدف و غصّهاش آخرت باشد، خداوند بینیازی را در دل او قرار میدهد. چنین فردی که از دنیا به مقدار کفاف بهرهمند است، هیچگاه احساس نیاز نمیکند. او نشئه آخرت را بزرگترین مقصد، هدف، اندوه و غصّه خود قرار میدهد و خداوند بینیازی را در دل او قرار میدهد و به اندازه نیازش او را از نعمات دنیوی بهرهمند میسازد. در روایت مذکور هر دو بینش مطرح شده است؛ چرا که بین صدر روایت و ذیل آن مقابله برقرار است. ابتدا به نشئه دنیا میپردازد و سپس نشئه آخرت را مد نظر قرار میدهد. مسأله این است که ما باید بینشمان را تصحیح کنیم.
دعا برای کسب بینش صحیح نسبت به دنیا
علی(ع) در وصیت خود به امام حسن(ع) فرمودند:مبادا بزرگترین هدف و یا غم و غصّهات دنیا باشد! لذا در دعاهایی که به ما آموختهاند، یکی از مسائلی که بیان میشود، دعا در جهت تصحیح بینش نسبت به امور دنیوی است. اهل بیت(ع) نمیگویند برای دنیایت دعا نکن، بلکه میگویند با بینش صحیح برای دنیایت دعا کن!
در روایتی نقل شده است پیغمبر اکرم همیشه این دعا را میکرد: «اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْیَتِكَ مَا یَحُولُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ مَعَاصِیک»؛ خدایا! به من خشیتی عطا کن که بین من و معصیت تو فاصله اندازد. سپس میفرمودند: «وَ لَا تَجْعَلِ الدُّنْیَا أَكْبَرَ هَمِّنَا وَ لَا مَبْلَغَ عِلْمِنَا». مبادا دنیا مقصد من و یا بزرگترین غصه من شود. مبادا منتهای دیدِ من، دنیا شود و به آخرت نرسد.
با توجه به اهمیت دعا در این ماه مبارک، آیت الله مجتبی تهرانی از سال 1386 در جلسات درس اخلاق و معارف اسلامی خود در ماه مبارک رمضان، موضوع «دعا» را مورد بررسی عمیق و عالمانه قرار داده و ظرایف و دقایق فراوانی از این موضوع مهم را واکاوی فرمودهاند؛ امسال پنجمین حلقه از سلسله مباحث دعا توسط معظّم له عرضه می شود.
آنچه در ادمه میخوانید سخنان ایشان در جلسه بیستم از این سلسله جلسات است:
نگاه انسان باید به دنیا، نگاه ابزاری باشد؛ انسان نباید برای دنیا اصالت قائل شود و در باب خلقت خود نیز باید به این مسأله توجه داشته باشد که او برای دنیا خلق نشده است، بلکه برای نشئه دیگری خلق شده است.
معصومین(ع) ترسیم این بینش صحیح را تحت قالب مثال به ما آموختهاند. پیغمبر اکرم(ص) میفرمایند: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ مَنْ فِی الدُّنْیَا ضَیْفٌ وَ مَا فِی أَیْدِیهِمْ عَارِیَةٌ وَ إِنَّ الضَّیْفَ مُرْتَحِلٌ وَ الْعَارِیَةَ مَرْدُودَه». در این روایت شریفه، پیغمبر اکرم دیدگاه انسان نسبت به خود و دنیا را در قالب مثال فرموده است. دیدگاه انسان نسبت به خودش باید مانند مهمانی باشد که از اینجا میرود و کوچ میکند؛ امّا نسبت به دنیا باید مانند مالی عاریهای باشد که باید آن را پس داده و برود و تنها میتواند از آن استفاده کند. مالکیت انسان در دنیا اصالت ندارد. اصالت آنجایی است که انسان مالک آن باشد؛ در حالی که دنیا در نزد ما عاریه است.
انسانی که ادعا میکند مؤمن است و نشئه دیگر را قبول دارد، باید دیدگاهش نسبت به خودش در ارتباط با دنیا اینگونه باشد که در این دنیا مهمان است و دنیا برای او اصالت ندارد و او مالک دنیا نیست. پیغمبر اکرم(ص) میفرمایند: «كُونُوا فِی الدُّنْیَا أَضْیَافاً». دیدگاه شما باید اینگونه باشد که چند صباحی در این دنیا مهمان هستید و این دنیا برای شما اصالت ندارد.
پیامد هدفانگاریِ دنیا
اگر انسان برای دنیا اصالت قائل شد، پیامدش این میشود که دنیا برای انسان هدف میشود؛ بنابر این بیشترین تلاش خود را صرف رسیدن به هدف خود میکند. اگر برای دنیا اصالت قائل شدم، دنیا هدف میشود نه وسیله؛ و به طور طبیعی اگر انسان به هدفش نرسد، بالاترین غصهاش دنیا میشود. اگر دنیا در دستم بود و از بین رفت، بالاترین غصهام دنیا میشود. اگر تلاش کردم و دنیا را به دست نیاوردم، باز هم بالاترین غصهام دنیا میشود. چون هدفم از دست رفته است.
یکی از راههای تلاش برای رسیدن به هدف، دعا کردن و از خدا خواستن است. تا جایی که بتوانم، تلاش میکنم و پس از آن که از تلاش خود ناامید شدم، به خدا رو میآورم و از خدا میخواهم که کمکم کند تا به هدفم برسم و دنیایم را به دست بیاورم. چه چیز موجب شد که من به این وادی آمدم؟ بینش غلط من نسبت به دنیا و به خودم در ارتباط با دنیا مرا به این سمت کشاند. پس انسان باید دیدگاهش را در این دو رابطه تصحیح کند.
فقر و غصّه، نتیجه دنیاخواهی
از امام صادق(ع) نقل است: کسی که صبح و شام کند در حالی که دنیا بزرگترین همّ او باشد، خداوند نیازمندی را بین دو چشمش قرار میدهد. یعنی همیشه احساس کمبود میکند و از دنیا جز به مقداری که برای او مشخص شده برخوردار نمیگردد.
«همّ» دو معنا دارد؛ یکی آهنگ به سوی هدف و هدفگیری و دومی غصّه و غم و اندوه. کسی که شب تا صبح و صبح تا شب به دنبال دنیا باشد، همیشه در ترس به سر میبرد؛ چرا که دنیا بزرگترین غصّه او است. میگوید هرچه میخواهد بشود، ولی این دنیا از بین نرود! اگر «همّ» را به معنای غصّه بگیریم، بزرگترین غصّه، آنجایی است که انسان به هدفش نرسد. اگر بزرگترین همّ انسان دنیا باشد- چه به معنای هدف و چه به معنای غصّه- دنیا هدف انسان میشود و انسان برای دنیا اصالت قائل میشود و دیگر آن را به عنوان ابزار و وسیله نمیبیند.
بینیازی و آرامش، نتیجه آخرتطلبی
امام صادق(ع) در ادامه روایت میفرمایند: «وَ مَنْ أَصْبَحَ وَ أَمْسَى وَ الْآخِرَةُ أَكْبَرُ هَمِّهِ جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى الْغِنَى فِی قَلْبِهِ وَ جَمَعَ لَهُ أَمْرَه». در مقابل گروه پیشین، کسی که بزرگترین هدف و غصّهاش آخرت باشد، خداوند بینیازی را در دل او قرار میدهد. چنین فردی که از دنیا به مقدار کفاف بهرهمند است، هیچگاه احساس نیاز نمیکند. او نشئه آخرت را بزرگترین مقصد، هدف، اندوه و غصّه خود قرار میدهد و خداوند بینیازی را در دل او قرار میدهد و به اندازه نیازش او را از نعمات دنیوی بهرهمند میسازد. در روایت مذکور هر دو بینش مطرح شده است؛ چرا که بین صدر روایت و ذیل آن مقابله برقرار است. ابتدا به نشئه دنیا میپردازد و سپس نشئه آخرت را مد نظر قرار میدهد. مسأله این است که ما باید بینشمان را تصحیح کنیم.
دعا برای کسب بینش صحیح نسبت به دنیا
علی(ع) در وصیت خود به امام حسن(ع) فرمودند:مبادا بزرگترین هدف و یا غم و غصّهات دنیا باشد! لذا در دعاهایی که به ما آموختهاند، یکی از مسائلی که بیان میشود، دعا در جهت تصحیح بینش نسبت به امور دنیوی است. اهل بیت(ع) نمیگویند برای دنیایت دعا نکن، بلکه میگویند با بینش صحیح برای دنیایت دعا کن!
در روایتی نقل شده است پیغمبر اکرم همیشه این دعا را میکرد: «اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْیَتِكَ مَا یَحُولُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ مَعَاصِیک»؛ خدایا! به من خشیتی عطا کن که بین من و معصیت تو فاصله اندازد. سپس میفرمودند: «وَ لَا تَجْعَلِ الدُّنْیَا أَكْبَرَ هَمِّنَا وَ لَا مَبْلَغَ عِلْمِنَا». مبادا دنیا مقصد من و یا بزرگترین غصه من شود. مبادا منتهای دیدِ من، دنیا شود و به آخرت نرسد.
نظر شما