بررسی برنا از چند رفتار ضد اجتماعی که اجتماعی شدهاند
از طعم گس غیبت تا فضولی در زندگی مردم و مدگرایی/ضد اجتماعیها را بشناسید
چشم و هم چشمی در جامعه آنقدر بالا رفته است که مردم حاضرند برای اینکه چشم دوست و آشنا و فامیل را دربیاورند کمرشان را زیر بار قرض، وام و قسط خم کنند.
به گزارش خبرنگار برنا شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که در مکالمات و مراودات روزمره با افرادی مواجه شده باشید که برخی از قوانین را به راحتی زیر پا می گذارند و یا خیلی راحت در مورد دیگران غیبت می کنند و آسمان و ریسمان به هم می بافند تا خود را موجه نشان دهند. رفتارهایی که ممکن است از خود ما هم سر بزند. چه کسی می تواند ادعا کند تا به حال یکی از رفتارهای زیر را انجام نداده است؟
طعم گس غیبت و مداخله در امور مردم
*اگر سرکی به میهمانی های خانوادگی و یا جمع های دوستانه بیندازید متوجه می شوید که بازار غیبت بین مردم همیشه داغ داغ است و اصلا تبدیل به نقل محافل شده است. در این بین برخی ها هم پا را فراتر می گذارند و در امور دیگران دخالت می کنند( شما بخوانید فضولی) مثلا به خانمی می گویند چرا بچه دار نمی شوی؟ به دیگری می گویند چرا جواب رفتارهای شوهرت را نمی دهی و خلاصه اینکه 100 نسخه متفاوت برای این و آن می پیچند.
وقتی چراغ سبز و قرمز بی معنی می شود
*از ابتدای شکل گیری قوانین راهنمایی رانندگی چراغ قرمز و سبز معنایی مشخصی را برای افراد تداعی می کند اما اینجا در همین شهر تهران خودمان معنای جدید و تفسیری فرا قانونی از مفهوم چراغ سبز و قرمز در میان مردم وجود دارد. نه رانندگان به خط کشی های عابر پیاده توجه می کنند و نه عابران قدری صبوری نشان می دهند برای سبز شدن فرمان های ایست...
همه برند باز شده اند؟! چشم هم را با تجمل گرایی در نیاوریم!
*"زارا" یا "بنتون" اش فرقی نمی کند مهم این است که مردم بدانند لباس شما برای یک شرکت معروف است و یا ماشین و موبایلتان به تازگی خریداری شده است. نکته جالب این است که وقتی که مردم متوجه شدند تازه اول خودنمایی هاست تا همگان تفسیرها و روایت های شما را از قیمت و نحوه پیدا کردن این مارک معروف بدانند.
*از سوی دیگر چشم و هم چشمی در جامعه آنقدر بالا رفته است که مردم حاضرند برای اینکه چشم دوست و آشنا و فامیل را دربیاورند کمرشان را زیر بار قرض، وام و قسط خم کنند و بهترین و لوکس ترین ماشین و خانه را بخرند و گاه عروسی های میلیونی برای فرزندانشان بگیرند. حال در میان چقدر از هزینه ها واقعی است و چند درصدش اسراف است خودتان بخوانید حدیث مجمل را از این مفصل.
تشکر نمی کنیم، آشغال می ریزیم و از زیر کار هم در می رویم
*از کوچه و خیابان گرفته تا دانشگاه و محل کار و اماکن عمومی، کمتر شاهد شنیده شدن جملاتی مانند "از لطف شما ممنونم"، "خواهش میکنم"، "اختیار دارید"، "تمنا می کنم"، "بفرمایید"، "بزرگوارید"، ... هستیم. بجایش تا دلتان بخواهید ادای هم را در می آوریم و دیگران را به سخره می گیریم.
اگر گوشه کیف کسی در مترو یا اتوبوس به ما بخورد تا چشمش را از کاسه درنیاوریم و با غر و ادا مجبورش نکنیم که از ما فاصله بگیرد ول کن قضییه نمی شویم. حال در این بین پای برخی دیگر به میان می آید که نه تنها نظافت اجتماعی را رعایت نمی کنند و اهمیتی هم به خود نمی دهند و با طرز لباس پوشیدن، بوی بدن و دهان و آرایش موها دیگران را آزرده خاطر می کنند آنهم در اماکن شلوغ و عمومی.
*می گویند متوسط ساعت مفید کار در ایران کمتر از 2 ساعت است که دلیل آن نبودن فرهنگ کار، فقدان انگیزه، تنبلی و بی مسوولیتی افراد عنوان می شود. حرفی درباره این معضل و یا بهتر بگوییم عادت نداریم فقط نگاهی به شروع زمان ساعت کاری و نحوه برخورد با ارباب رجوع خودش همه چیز را نشان می دهد.
*صف ها هرکجا و به هر علتی که تشکیل شوند معمولاً تبدیل به جولانگاه بی نظمی، درگیری، فحاشی و هتاکی عده ای از افراد به اصطلاح "زرنگ" خواهند شد. در مجالس عروسی گاهی زمان سرو شام جمعیت با سرعتی به سمت میز سلف سرویس هجوم می آورند و که اعجاب آور است.
نگاه کارشناس
سعید حاج سعیدی،کارشناس ارشد روانشناسی و مشاور خانواده در گفت و گو با برنا: در جامعه 3 گروه وجود دارند که رفتار ضد اجتماعی از خود نشان می دهند؛ گروه اول:یک گروه از افراد جامعه اختلال رفتاری به نام "شخصیت ضد اجتماعی" دارند. این افراد علاقهمندند که بر خلاف هنجارهای جامعه حرکت کنند و رفتارهایی که جامعه نمی پذیرد را در کمال آرامش و با جذابیت انجام می دهند. این افراد را اگر نگوییم بیمار روانی هستند می توان گفت نوعی بیماری رفتاری دارند که این بیماری باید بررسی و ریشه یابی شود.
گروه دوم افرادی اند که یک پله از افراد گروه اول پایین ترند. این افراد کسانی هستند که نیازشان برطرف نشده است و به واسطه نیازی که از این فرد برطرف نشده است رفتارهای ضداجتماعی از خود نشان می دهند و یا در تلاش اند برای افراد دیگر اجتماع خودنمایی کنند. در خصوص این افراد باید مطالعه کرد که کدام نیاز این آقا یا خانم برآورده نشده است که مشکلش را به این شکل جبران می کند و در صدد پوشاندن ضعفش است. به عنوان مثال افرادی که میگویند "همه این لباس را می پوشند من باید متفاوت باشم" و یا "همه این ماشین را دارند من باید بهتر از آن را داشته باشم" نمونه ای از رفتارهای این افراد است.
گروه سوم: کسانی هستند که بین میل و حق شان تفاوت قائل نمی شوند. به عنوان مثال "من میلم این است که یک ماشین 50 میلیونی داشته باشم ولی با توجه به شغل و درآمدم حقم یک پراید است". وقتی یک فرد بین میل و حقش تفاوت قائل نشود، هر رفتار ضداجتماعی ممکن است از او سربزند. به طور کلی شخصیت هر فرد از کودکی شکل میگیرد. بچه ای که از 4-5 سالگی با والدینش به اماکن مذهبی رفته باشد، رفتن به مسجد برای او درونی می شود.
اگر ما بتوانیم به کودکان خود تفاوت بین میل و حقش را یاد بدهیم و همچنین نیازهایشان را در حد توان و توازن حل کنیم در بزرگسالی رفتارهای متعارف و ضد اجتماعی کمتر دیده می شود. به عنوان مثال یک بچه 4-5 ساله حقش یک دفتر نقاشی است. در حالی که دفتر نقاشی از قیمت 600 تومان تا 6 هزار تومان وجود دارد. میل این بچه ممکن است دفتر 6 هزار تومانی باشد، اما با توجه به طبقه خانواده حقش ممکن است خیلی کمتر باشد. خانواده باید متناسب با درآمدش به بچه یاد بدهد که حق چیست حتی اگر این یاد دادن به ایستادن جلوی پافشاری کودک منجر شود. این برخورد باعث می شود فرد در بزرگسالی به حقش قانع باشد و رفتار ضداجتماعی نداشته باشد.
طعم گس غیبت و مداخله در امور مردم
*اگر سرکی به میهمانی های خانوادگی و یا جمع های دوستانه بیندازید متوجه می شوید که بازار غیبت بین مردم همیشه داغ داغ است و اصلا تبدیل به نقل محافل شده است. در این بین برخی ها هم پا را فراتر می گذارند و در امور دیگران دخالت می کنند( شما بخوانید فضولی) مثلا به خانمی می گویند چرا بچه دار نمی شوی؟ به دیگری می گویند چرا جواب رفتارهای شوهرت را نمی دهی و خلاصه اینکه 100 نسخه متفاوت برای این و آن می پیچند.
وقتی چراغ سبز و قرمز بی معنی می شود
*از ابتدای شکل گیری قوانین راهنمایی رانندگی چراغ قرمز و سبز معنایی مشخصی را برای افراد تداعی می کند اما اینجا در همین شهر تهران خودمان معنای جدید و تفسیری فرا قانونی از مفهوم چراغ سبز و قرمز در میان مردم وجود دارد. نه رانندگان به خط کشی های عابر پیاده توجه می کنند و نه عابران قدری صبوری نشان می دهند برای سبز شدن فرمان های ایست...
همه برند باز شده اند؟! چشم هم را با تجمل گرایی در نیاوریم!
*"زارا" یا "بنتون" اش فرقی نمی کند مهم این است که مردم بدانند لباس شما برای یک شرکت معروف است و یا ماشین و موبایلتان به تازگی خریداری شده است. نکته جالب این است که وقتی که مردم متوجه شدند تازه اول خودنمایی هاست تا همگان تفسیرها و روایت های شما را از قیمت و نحوه پیدا کردن این مارک معروف بدانند.
*از سوی دیگر چشم و هم چشمی در جامعه آنقدر بالا رفته است که مردم حاضرند برای اینکه چشم دوست و آشنا و فامیل را دربیاورند کمرشان را زیر بار قرض، وام و قسط خم کنند و بهترین و لوکس ترین ماشین و خانه را بخرند و گاه عروسی های میلیونی برای فرزندانشان بگیرند. حال در میان چقدر از هزینه ها واقعی است و چند درصدش اسراف است خودتان بخوانید حدیث مجمل را از این مفصل.
تشکر نمی کنیم، آشغال می ریزیم و از زیر کار هم در می رویم
*از کوچه و خیابان گرفته تا دانشگاه و محل کار و اماکن عمومی، کمتر شاهد شنیده شدن جملاتی مانند "از لطف شما ممنونم"، "خواهش میکنم"، "اختیار دارید"، "تمنا می کنم"، "بفرمایید"، "بزرگوارید"، ... هستیم. بجایش تا دلتان بخواهید ادای هم را در می آوریم و دیگران را به سخره می گیریم.
اگر گوشه کیف کسی در مترو یا اتوبوس به ما بخورد تا چشمش را از کاسه درنیاوریم و با غر و ادا مجبورش نکنیم که از ما فاصله بگیرد ول کن قضییه نمی شویم. حال در این بین پای برخی دیگر به میان می آید که نه تنها نظافت اجتماعی را رعایت نمی کنند و اهمیتی هم به خود نمی دهند و با طرز لباس پوشیدن، بوی بدن و دهان و آرایش موها دیگران را آزرده خاطر می کنند آنهم در اماکن شلوغ و عمومی.
*می گویند متوسط ساعت مفید کار در ایران کمتر از 2 ساعت است که دلیل آن نبودن فرهنگ کار، فقدان انگیزه، تنبلی و بی مسوولیتی افراد عنوان می شود. حرفی درباره این معضل و یا بهتر بگوییم عادت نداریم فقط نگاهی به شروع زمان ساعت کاری و نحوه برخورد با ارباب رجوع خودش همه چیز را نشان می دهد.
*صف ها هرکجا و به هر علتی که تشکیل شوند معمولاً تبدیل به جولانگاه بی نظمی، درگیری، فحاشی و هتاکی عده ای از افراد به اصطلاح "زرنگ" خواهند شد. در مجالس عروسی گاهی زمان سرو شام جمعیت با سرعتی به سمت میز سلف سرویس هجوم می آورند و که اعجاب آور است.
نگاه کارشناس
سعید حاج سعیدی،کارشناس ارشد روانشناسی و مشاور خانواده در گفت و گو با برنا: در جامعه 3 گروه وجود دارند که رفتار ضد اجتماعی از خود نشان می دهند؛ گروه اول:یک گروه از افراد جامعه اختلال رفتاری به نام "شخصیت ضد اجتماعی" دارند. این افراد علاقهمندند که بر خلاف هنجارهای جامعه حرکت کنند و رفتارهایی که جامعه نمی پذیرد را در کمال آرامش و با جذابیت انجام می دهند. این افراد را اگر نگوییم بیمار روانی هستند می توان گفت نوعی بیماری رفتاری دارند که این بیماری باید بررسی و ریشه یابی شود.
گروه دوم افرادی اند که یک پله از افراد گروه اول پایین ترند. این افراد کسانی هستند که نیازشان برطرف نشده است و به واسطه نیازی که از این فرد برطرف نشده است رفتارهای ضداجتماعی از خود نشان می دهند و یا در تلاش اند برای افراد دیگر اجتماع خودنمایی کنند. در خصوص این افراد باید مطالعه کرد که کدام نیاز این آقا یا خانم برآورده نشده است که مشکلش را به این شکل جبران می کند و در صدد پوشاندن ضعفش است. به عنوان مثال افرادی که میگویند "همه این لباس را می پوشند من باید متفاوت باشم" و یا "همه این ماشین را دارند من باید بهتر از آن را داشته باشم" نمونه ای از رفتارهای این افراد است.
گروه سوم: کسانی هستند که بین میل و حق شان تفاوت قائل نمی شوند. به عنوان مثال "من میلم این است که یک ماشین 50 میلیونی داشته باشم ولی با توجه به شغل و درآمدم حقم یک پراید است". وقتی یک فرد بین میل و حقش تفاوت قائل نشود، هر رفتار ضداجتماعی ممکن است از او سربزند. به طور کلی شخصیت هر فرد از کودکی شکل میگیرد. بچه ای که از 4-5 سالگی با والدینش به اماکن مذهبی رفته باشد، رفتن به مسجد برای او درونی می شود.
اگر ما بتوانیم به کودکان خود تفاوت بین میل و حقش را یاد بدهیم و همچنین نیازهایشان را در حد توان و توازن حل کنیم در بزرگسالی رفتارهای متعارف و ضد اجتماعی کمتر دیده می شود. به عنوان مثال یک بچه 4-5 ساله حقش یک دفتر نقاشی است. در حالی که دفتر نقاشی از قیمت 600 تومان تا 6 هزار تومان وجود دارد. میل این بچه ممکن است دفتر 6 هزار تومانی باشد، اما با توجه به طبقه خانواده حقش ممکن است خیلی کمتر باشد. خانواده باید متناسب با درآمدش به بچه یاد بدهد که حق چیست حتی اگر این یاد دادن به ایستادن جلوی پافشاری کودک منجر شود. این برخورد باعث می شود فرد در بزرگسالی به حقش قانع باشد و رفتار ضداجتماعی نداشته باشد.
نظر شما