در مجتمع قضایی شهید محلاتی چه میگذرد؟/۲۴
مونا:من از کدام خانه فرار کرده ام؟
مدت 13 سال خانهای برای من و فرزندم مهیا نکرد تا حتی یک ماه در آن با آرامش زندگی کنیم. همسرم مدعی است من معتادم، اما ....
به گزارش خبرنگار اجتماعی برنا، در حالیکه پرونده خود را کامل می کرد، به همراه مادرش روی یکی از نیمکت های دادگاه خانواده شماره 1 نشسته بود. درباره علت حضورش پرسیدم، بسیار خندان در حالی که غمی در چشمانش نشسته بود، گفت: 13 سال است که ازدواج کردم و پسر 12 ساله ای دارم. در این مدت طولانی یک سال هم با همسرم زیر یک سقف زندگی نکردم و در این مدت پسرم با من و مادرم زندگی می کرد که از 6 ماه گذشته همسرم، پسرم را با خودش برده و دادخواست طلاق داده است.
وی در ادامه می گوید: همسرم مدعی است من معتادم و ادعای ناشزه بودن من را به دادگاه ارایه کرده است و اذعان داشته من از خانه او فرار کردم. جای سوال این است که من از کدام خانه فرار کرده ام. در حالیکه در این مدت 13 سال او خانه ای برای من و فرزندم مهیا نکرد تا حتی یک ماه در آن با آرامش زندگی کنیم.
مونا در ادامه با بیان این مطلب که 2 سال است اجازه ادامه تحصیل به فرزندم نمی دهد، گفت: من به خاطر پسرم 13 سال صبر کردم، اما از 6 ماه گذشته که پسرم کوروش را با خود برده است و هیچ آدرسی از او ندارم، دچار افسردگی شده ام. فقط می توانم آخر هفته تلفنی با او صحبت کنم. این در حالی است که او از ادامه تحصیل پسرم از 2 سال گذشته جلوگیری کرده است.
وی درباره حق و حقوق خود و دادخواست مهریه به دادگاه می گوید: من دادخواستی نمی دهم، حالا که او درخواست طلاق کرده است باید حق و حقوق مرا که مهریه ای 400 سکه ای است به من بدهد و در حال حاضر که پسرم برای خودش مردی شده است، مشکلی با درکنار او بودن ندارم. اما حق نظارت و دیدار از پسرم را به طور قطع از دادگاه می خواهم.
مونا درباره علت ناموفق بودن در زندگی خود می گوید: همسرم یک فرد بی مسوولیت بود هر چند وقت یک بار یک ماه با من زندگی می کرد و به یکباره برای مدت طولانی می رفت. در حال حاضر هم با بی نشان گذاشتن کوروش، می خواهد من از حق و حقوقم بگذرم. در حالیکه حاضرم هر جا که بخواهند آزمایش دهم و ثابت کنم که معتاد نیستم و او نیز خانه ای را که مدعی است من از آن فرار کرده ام، نشان دهد در این صورت حرف او حق است.
وی در ادامه می گوید: همسرم مدعی است من معتادم و ادعای ناشزه بودن من را به دادگاه ارایه کرده است و اذعان داشته من از خانه او فرار کردم. جای سوال این است که من از کدام خانه فرار کرده ام. در حالیکه در این مدت 13 سال او خانه ای برای من و فرزندم مهیا نکرد تا حتی یک ماه در آن با آرامش زندگی کنیم.
مونا در ادامه با بیان این مطلب که 2 سال است اجازه ادامه تحصیل به فرزندم نمی دهد، گفت: من به خاطر پسرم 13 سال صبر کردم، اما از 6 ماه گذشته که پسرم کوروش را با خود برده است و هیچ آدرسی از او ندارم، دچار افسردگی شده ام. فقط می توانم آخر هفته تلفنی با او صحبت کنم. این در حالی است که او از ادامه تحصیل پسرم از 2 سال گذشته جلوگیری کرده است.
وی درباره حق و حقوق خود و دادخواست مهریه به دادگاه می گوید: من دادخواستی نمی دهم، حالا که او درخواست طلاق کرده است باید حق و حقوق مرا که مهریه ای 400 سکه ای است به من بدهد و در حال حاضر که پسرم برای خودش مردی شده است، مشکلی با درکنار او بودن ندارم. اما حق نظارت و دیدار از پسرم را به طور قطع از دادگاه می خواهم.
مونا درباره علت ناموفق بودن در زندگی خود می گوید: همسرم یک فرد بی مسوولیت بود هر چند وقت یک بار یک ماه با من زندگی می کرد و به یکباره برای مدت طولانی می رفت. در حال حاضر هم با بی نشان گذاشتن کوروش، می خواهد من از حق و حقوقم بگذرم. در حالیکه حاضرم هر جا که بخواهند آزمایش دهم و ثابت کنم که معتاد نیستم و او نیز خانه ای را که مدعی است من از آن فرار کرده ام، نشان دهد در این صورت حرف او حق است.
نظر شما