چتر نجات در زندگی ما ایمان و توکل به خداست
به گزارش خبرنگار موسیقی خبرگزاری برنا ،به مناسبت انتشار آلبوم "با تو بودن"گفتگویی با خواننده این اثر داشتیم که از نظر گرامیتان می گذرد.
* اولین قدم در خوانندگی چیست؟
بیش از صدا این تکنیک و علم و تخصص است که مهم است و متاسفانه بسیاری از خوانندگان از اهمیت این اصل غافل هستند. کسیکه اصول و قواعد خوب خواندن را آموخته باشد، میتواند با اجرای درست یک ترانه، مخاطب را به سمت خود جذب کند اما یک صدای خوب ولی فالش شنوندگان را خسته میکند. یکی از دلایلی که پالایش صدا تا این اندازه در موسیقی ما رواج دارد، همین علت است که نه خوانندگان به این مساله اهمیت میدهند و نه مردم گوش شنیداری قوی و تخصصی دارند.
* شما تحصیلکرده رشته موسیقی هستید، با توجه به اینکه ما با یک بازار موسیقی سلیقهای و البته حسی مواجه هستیم چقدر از آموختههایتان در کار استفاده کردهاید؟
من به اصل تاثیر تکنیک بر تجربه اعتقاد دارم و تا به امروز نیز سعی کردهام از این دو در کنار حس صدایم به خوبی بهره ببرم. مشکل اصلی اینجاست که ما در کشورمان دروس موسیقی به صورت عمومی نداریم و تنها عده خاصی میتوانند در این رشته تحصیل کنند. در دانشگاه، موسیقی به صورت تئوریک نیز آموزش داده میشود اما در آموزشگاهها اصول کار بر روی فعالیت عملی است. بیشک در هر کاری وقتی تجربه و معلومات کنار یکدیگر قرار میگیرند، نتیجه بهتری حاصل میشود. این نکتهای است که من همیشه به هنرآموزهایم گوشزد میکنم تا به مطالعه و تمرین در کنار هم اهمیت بدهند.
* از دورانی که خودتان هنرجو بودید، چه چیزی از استادانتان به یادگار دارید؟
خوشبختانه بخت با من یار بود و توانستم از محضر استادان گرانقدری همچون شادروان محمد نوری، اسفندیار قره باغی و پرویز منصوری و سرکار خانم سودابه شمس بهره ببرم و از آنها ارزش دادن به موسیقی را آموختم؛ مسالهای که امروز جزو درسهایی است که به هنرجویانم میآموزم تا بتوانند نگاه متفکرانه و علمی به موسیقی داشته باشند. به جز استادانم، مرحوم " واروژان " و " دیوید گیلمور " همواره الگوهای من در عرصه موسیقی بودهاند.
* اگر خانوادهتان در این عرصه فعالیت نداشتند، آیا میتوانستید وارد این رشته هنری شوید؟
من نیز خوشبختانه در خانوادهای هنری به دنیا آمدم و اجازه فعالیت در این زمینه را از کودکی داشتم. پدرم نوازنده سهتار هستند و در آواز نیز دستی دارند. خانواده علاقه داشت به وادی موسیقی سنتی وارد شوم و مدتی هم در این زمینه کار کردم اما بعد وقتی به شناختی کلی از خودم و علایقم دست یافتم، به این نتیجه رسیدم استعدادم در موسیقی پاپ بیشتر است. پس از این تصمیم با مخالفت پدرم مواجه شدم. با این حال تمام تلاشم را کردم تا بتوانم نظر اطرافیان را تغییر بدهم و خوشبختانه با ورود این آلبوم به بازار این مشکل حل شد.
* پیش از این قرار بود «تو نشناختی منو» نام آلبوم شما باشد، چه شد که نام آن به «با تو بودن» تغییر کرد؟
به دلیل بار مفهومی مثبتی که این نام نسبت به انتخاب پیشین ما داشت، تصمیم گرفتیم از آن استفاده کنیم چون احساس میکنم مردم ما ترانههای روشن و مثبت را بیشتر میپسندند و با آن ارتباط بهتری برقرار میکنند.
* شما که به این موضوع واقف هستید چرا اکثر ترانههایتان منفی است؟
این به علاقه و لحن و حس صدای من برمیگردد که میتوانم چنین ترانههایی را بهتر اجرا کنم، اما آنطور هم که میگویید منفی نیستند بلکه میتوانند با رسوخ کردن در خاطرات مخاطبین، آنها را به فکر فرو ببرند و با احساس خود درگیر کنند.
* اگر از مسیر هدفتان منحرف شوید، چراغ راهتان چه خواهد بود؟
مطئمنترین چتر نجات در زندگی ما انسان ها ایمان و توکل به خداست. وقتی یاد خدا در زندگی کسی جریان داشته باشد این عقیده به حقیقت میپیوندد که تا خدا هست، خوب و بد زندگی، خوب است!
* و جمله پایانی گفتگو
نه در حالت بمان و نه در جایت، همواره روحی مهاجر باش. ترانه " شام آخر " تقدیم به مخاطبان شما :
شام آخر
ترانه: آرش بینا
آهنگ و تنظیم: امیرعباس حسن زاده
شب و غیب حضورت / خونه از یاد تو سرشار
من پر از ابر زمستون / از شب و از خونه بیزار
سر میز شام امشب / من و هق هق شبونه
شام آخر رو كجایی / بوی نفرین می ده خونه
دو تا شمع سر میزو / دستی شعلهور نكرده
هنوزم نبودنت رو / صندلیت باور نكرده
عطر موهات روی بالش/ مگه می ذاره بخوابم
مگه میتونم نگریم / من كه همخواب عذابم
حتی آینه اتاقم / تو رو از یادش نبرده
گرچه بعد رفتن تو / خرد شده، شكسته، مرده
دو تا شمع سر میزو / دستی شعلهور نكرده
هنوزم نبودنت رو / صندلیت باور نكرده
حالا ساعت رو دیوار / توی خمیازه خوابه
نبض گلدونو بگیرید/ حال رازقی خرابه
رفتی و همسفرت شد / عاشقی و بوی گندم
بعد تو هیچی نمونده / جز نگاه و حرف مردم
ترانه شام آخر را اینجا گوش کنید