۲۶ دی ۵۷ آغازی بر یک پایان
محمد سعید نجفی مقدم
با روشن شدن جرقههای اولیه انقلاب و فشار نیروهای مخالف رژیم، هماهنگی قیام های مردمی به رهبری امام خمینی (قدس سره)، كشتار 17 شهریور، برگزاری مراسم چهلمهای مختلف شهدا در تهران، تبریز، اصفهان ، مشهد و ...، اعتصاب كارگران شركت ملی نفت و چاپ مقاله توهین آمیز احمد رشیدی مطلق علیه امام( قدس سره)، كنترل امنیت كشور از دست نیروهای رژیم و حتی حكومت نظامی خارج و پایه های اقتدار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی سست شد.
بیست و ششم دی ماه 1357(شانزدهم ژانویه سال 1979) و یك روز پس از رای مثبت سنا به نخست وزیری شاپور بختیار، همچنانكه انتظار می رفت شاه و همسرش ایران را به عزم «آسوان» در جنوب مصر ترک کردند، رفتنی كه بازگشت نداشت. شاه روز پیش از آن سه فرزند کوچکتر خودرا به آمریکا فرستاده بود.
هلی كوپتر حامل شاه از نیاوران به مهرآباد توسط پنج هلی كوپتر نظامی اسكورت شده بود و این هلی کوپترها برای رسیدن به مقصد، از فراز ساختمان مقر وزارت دفاع ایران گذشتند! که در آنجا ژنرال هایزر درحال گفت و گو با ژنرالهای ایران بود و بنا به نوشته خود او در کتاب «ماموریت ایران» عبور این هلی کوپترهارا از محل برگزاری مذاکرات به چشم دید!. این تبادل نظرها روزها بود که در آنجا ادامه داشت!. شب پیش از خروج شاه، ژنرال قره باغی رییس وقت ستاد مشترك نیروهای مسلح در مصاحبه ای اطمینان داده بود كه ارتش كودتا نخواهد كرد! باوجود این، در لحظه خارج شدن شاه، در فرودگاه مهرآباد چند فرمانده نظامی تلاش کردند که وی را از ترک وطن بازدارند که موفق نشدند.
پیش از خروج شاه، رادیو مسكو گفته بود: ... و از آنجا که سران ارتش ایران موظف به اطاعت از تصمیمات یك ژنرال آمریكایی (ژنرال هایزر) شده اند كه در تهران مستقر شده و تماس مستقیم با كاخ سفید، واشنگتن و فرماندهان نیروهای سه گانه ایران دارد وقوع هرگونه تغییرات در ایران ـ عکس وضعیت 28 امرداد ـ محتمل است. متعاقب این گفتار رادیو مسكو، در تهران یك سرهنگ آمریكایی «مرده» یافت شده بود كه در آن روز معلوم نبود مقتول شده و یا اینکه خودكشی كرده بود! روز پیش از آن نیز در شهر کرمان یك مقام آمریكایی به نام «مارتین بركویتس» كشته شده بود.
در آن تاریخ همه ناظران سیاسی متفق القول بودند كه حل بحران، با حضور شاه در ایران امكان پذیر نیست و رهبر انقلاب اسلامی، به هیچ عنوان حضور شاه و رژیم سلطنتی را تحمل نخواهد كرد. شاه نیز پس از عدم موفقیت دولت نظامی ازهاری در برقراری نظم و آرامش و رفع اعتصاب ها كه اقتصاد كشور را فلج كرده بود، راه دیگری جز خروج از كشور نداشت. تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیررسمی بود. مشایعت كنندگان، نخست وزیر، رؤسای مجلسین، وزیر دربار، رییس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند، فرودگاه مهرآباد در محاصره یگان های گارد شاهنشاهی بود. مقارن ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یك هلیكوپتر وارد فرودگاه شدند.
شاه در مصاحبه كوتاهی به خبرنگاران گفت: «مدتی است احساس خستگی می كنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از این كه خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اكنون آغاز می شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترك می كنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی كه پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم كه دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق شود.»
وی در مورد مدت سفر گفت: «این سفر بستگی به حالت من دارد و در حال حاضر دقیقاً نمی توانم آن را تعیین كنم.»
ساعت نیم بعد از ظهر، شاه و همسرش تهران را به مقصد مصر ترك كردند.
در آخرین روزها فرح كوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به وی، طبق قانون اساسی جلب نماید. شاه نپذیرفت و گفت این كار مشكلی را حل نخواهد كرد. سرانجام شاه روز 26 دی 1357، فرار را بر قرار ترجیح داد. از اعضای خانواده ی سلطنتی تنها فرح مانده بود كه او نیز همراه همسرش از ایران خارج شد. پس از خروج شاه از ایران، موج شادی مردم را فرا گرفت و ملت با آمدن به خیابان ها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفت و رژیم سلطنتی كمتر از یك ماه پس از فرار شاه سقوط كرد و طومار عمر رژیم سرتاسر ظلم و جور 2500 ساله ی شاهنشاهی روز 22 بهمن 1357، درهم پیچیده شد.
پیام حضرت امام خمینی (ره) به ملت شریف ایران پس از فرار شاه معدوم
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت عموم ملت شریف و شجاع ایران اعلی الله كلمتهم و فقهم الله تعالی: فرار محمد رضا پهلوی را كه طلیعه پیروزی ملت و سرلوحه سعادت و دست یافتن به آزادی و استقلال است به شما ملت فداكار تبریك عرض می كنم. شما ملت شجاع و ثابت قدم به ملتهای جهان ثابت كردید كه با فداكاری و استقامت، می توان بر مشكلات هرچه باشد غلبه كرد و به مقصد هرچه دشوار باشد رسید. گرچه این ستمگر با دست آغشته به خون جوانان ما و جیب انباشته از ذخایر ملت، از دست ما گریخت ولی به خواست خداوند متعال بزودی به محاكمه كشیده خواهد شد و انتقام مستضعفین از او گرفته خواهد شد و لكن قطع دست ستمكار از ادامه ظلم به دست ستمدیدگان فوری است. او رفت و به هم پیمان خود اسرائیل دشمن سرسخت اسلام و مسلمین پیوست و جرایم و آشفتگیهایی را برجا گذاشت كه ترمیم آن جز به تائید خداوند متعال و همت همه طبقات ملت و فداكاری اقشار كاردان و روشنفكر میسر نخواهد شد. اكنون در این طلوع فجر سعادت و پیروزی توجه عموم را به مطالبی جلب می كنم:
1- بر جوانان غیور در سراسر كشور لازم است برای حفظ نظم با آن دسته از قوای انتظامی كه اكنون به آغوش ملت باز گشته اند، با تمام نیرو همكاری كنند و با كمال قدرت و جدیت نگذارند كه بدخواهان و منحرفین آشوب و ناامنی ایجاد کنند.
2- به تظاهرات و شعارهای پرشور علیه رژیم سلطنتی و دولت غاصب ادامه دهند و اگر منحرفین و مخالفین اسلام بخواهند اخلالی به وجود آورند و نظم را به هم زنند از آنان جدا جلوگیری كنند. باید ملت بداند كه هر انحرافی و هر شعاری كه مخالف مسیر ملت است به دست عمال شاه منفور و عمال اجانب تحقق می یابد. من از جمیع اشخاص كه انحراف داشته اند و یا گرایش به بعضی مكتبهای انحرافی داشته اند، تقاضا دارم كه به آغوش اسلام كه ضامن سعادت آنان است برگردند، كه ما آنان را برادرانه می پذیریم. در این موقع حساس كه كشور جنگ زده ما بیش از هر زمانی به اتحاد و اتفاق احتیاج دارد، باید سعی شود كه از هر اختلالی احتراز شود.
3- دولت موقت برای تهیه مقدمات انتخابات مجلس موسسان بزودی معرفی می شود و به كار مشغول خواهد شد. وزارتخانه ها موظفند كه آنان را پذیرفته و با آنان صمیمانه همكاری كنند. اینجانب به صلاح وزرای غیر قانونی می دانم كه بر كناری خود را اعلام كنند و خود را در مسیر ملت قرار دهند.
4- به جمیع نیروهای انتظامی و زمینی و هوایی و دریایی و صاحب منصبان و افسران و درجه داران ارتش و ژاندارمری و غیرآنان توصیه می كنم كه دست از حمایت محمدرضا پهلوی كه مخلوع است و به كشور برنمی گردد و در خارج نیز با نفرت مردم مواجه است برادرند و به ملت بپیوندند، كه صلاح دنیا و دین آنان در آن است.
اینجانب از همه طبقات، خصوصاً حضرات علمای اعلام، در این موقع حساس تشكر می كنم و سلامت و سعادت همگان را از خداوند متعال خواستارم و وحدت كلمه را همیشه خصوصا تا برانداختن رژیم شاهنشاهی و استقرار حكومت جمهوری اسلامی امیدوارم.
والسلام علیكم و رحمت الله و بركاته - روح الله الموسوی الخمینی
دوران آوارگی شاه از لحظه پیروزی انقلاب تا پایان عمرش ادامه یافت. شاه که از سال 1351 مبتلا به سرطان بود، در دوران آوارگی در كشورهای مختلف و در سایه ترس از ترور و یا دستگیری و تحویل داده شدن به ایران برای محاكمه بسر می برد و سرانجام در تابستان 1359 بر اثر همان بیماری در یك بیمارستان نظامی مصر درگذشت و دریک مسجد در قاهره مدفون شد.