گشتی در وبلاگ ها/

شناسنامه‌ای در گرو نان و نمک

|
۱۳۹۰/۰۷/۱۹
|
۱۱:۵۹:۳۷
| کد خبر: ۸۱۴۱۹
شناسنامه‌ای در گرو نان و نمک
پس چرا به اسم او که می‏رسی، روی چشمت مه می‏گیرد؟ فرق نمی‏کنند که؟
باشگاه جوانی برنا/

گفت: «حالا کدام حرم برویم؟»

گفتم: «فرقی با هم ندارند، همه اولیای خدا یک نور واحدند.»

شبان خندید: «برای تو فرقی نمی‏کند کجا برویم؟»

گفتم: «نه، نباید بکند.»

گفت: «پس چرا به اسم او که می‏رسی، روی چشمت مه می‏گیرد؟ فرق نمی‏کنند که؟»

لال شدم. مچ گرفته بود.

گفت: «تو نور واحد و این حرف‏ها سرت نمی‏شود. درس تو هنوز به آنجا نرسیده؛ این درس کلاس بالایی‌هاست. درس تو رسیده به نان و نمک! نان و نمک او را خوردی، به او دل بستی. بین او و همه  ائمه فرق می‏گذاری. نمک گیر شده‌ای.»

شناسنامه‌ام را از شیشه باجه بردم تو: «آقا لطفا یک بلیت برای مشهد!»


پی نوشت:"موسیا! آداب دانان دیگرند" از "خدا خانه دارد"/ فاطمه شهیدی


برگرفته از وبلاگ لانا

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه