مصاحبه‌ای در خرداد سال ۱۳۶۰ درباره دکتر شریعتی

نقدپذیری دکتر شریعتی نسبت به سخنان آیت الله خامنه‌ای از زبان شهید بهشتی

|
۱۳۹۰/۰۷/۱۹
|
۱۳:۳۳:۵۹
| کد خبر: ۸۱۴۴۷
نقدپذیری دکتر شریعتی نسبت به سخنان آیت الله خامنه‌ای از زبان شهید بهشتی
نکاتی را با صراحت و برادرانه با ایشان در میان می‌گذاشتم. برادر عزیزمان آقاى خامنه‏ اى در مورد دیگرى نقل كردند كه درباره موضوعى با دكتر بحث كردند و ایشان پذیرا بودند.
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، دکتر علی شریعتی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۱۲ در خا‌نواده‌‌ای‌ مذهبی‌ چشم‌ به‌ جها‌ن‌ گشود. پدر او استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ مردی‌ پا‌ک‌ و پا‌رسا‌ و عا‌لم‌ به‌ علوم‌ نقلی‌ و عقلی‌ و استا‌د دانشگا‌ه‌ مشهد بود. علی‌ پس‌ از گذراندن‌ دوران‌ کودکی‌ وارد دبستا‌ن‌ شد و پس‌ از شش‌ سا‌ل‌ وارد دانشسرای‌ مقدما‌تی‌ در مشهد شد.

شریعتی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۳۴ به‌ دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ و علوم‌ انسا‌نی‌ دانشگا‌ه‌ مشهد وارد گشت‌ و رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ را برگزید. در همین‌ سا‌ل‌ معلم شهید‌ با‌ یکی‌ از همکلا‌سا‌ن‌ خود به نا‌م‌ پوران‌ شریعت‌ رضوی‌ ازدواج‌ کرد. شریعتی به جهت شاگرد اول بودنش در دانشگاه برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد و پس از تحصیل در فرانسه با اخذ دکترای جامعه شناسی و تاریخ ادیان به ایران باز گشت.

آنچه درباره دكتر شریعتی باید همیشه منصفانه داورى شود، نقش مؤثر او بود در بازگشت نسل جوان به خویشتن و «اسلام خویشتن» و اینكه این نسل بار دیگر هویت خودش را در اسلام باز بیابد. كارها و آثار دكتر در بازگشت نسل جوان به خویشتن اسلامى خویش، بسیار مؤثر بود و بسیارى از گروه‏ها و قشرها از مجراى گفته ‏ها و نوشته‏ ها و دیدهاى او موفق شدند كه به خویشتن اسلامى خویش بازگردند.

آنچه در ادامه می‌خوانید مصاحبه‌ای با شهید آیت الله بهشتی منتشر شده در 24 خرداد 1360 در روزنامه اطلاعات است که پایگاه حفظ و نشر آثار شهید بهشتی آن را منتشر کرده است:

دكتر شریعتى را چگونه مى‌شناسید و چه تصویرى از شخصیت فكرى، سیاسى و مذهبى او دارید؟
دكتر شریعتى قریحه‏‌اى سرشار، ذهنى تیز و اندیشه‏ اى پویا بود. درباره انسان بیش از هر چیز دیگر كوشیده بود و این اندیشه را در رابطه با اسلام و ادیان الهى، و در رابطه با آنچه فلاسفه و جامعه ‏شناسان و انسان‏شناسان متفكر دیگر آورده‏ اند و گفته ‏اند، دنبال كرده و به نتایج مورد علاقه‏ اش رسیده بود.

به ‏نظر من، دكتر شریعتى تجلى یك پویش و یك حركت بود. یك حركت تند و تیز؛ یك حركت پرنشیب و فراز؛ یك حركت تحول‏‌دار. در سخنانش، نوشته‌هایش و كتاب‏هایش این تحول و نشیب و فراز را بخوبى مى‏‌شود احساس كرد. در عین حال یك قریحه سرشار و یك ذوق بدیع بود.

نوشته‏ هایش، كلماتش، جملاتش، اسلوب نگارشش، اسلوب سخنش و كیفیت برخوردش با مسائل و جامعه خود از ابداع فراوان برخوردار بود. تازه‏ آفرینى و نوآفرینى یكى از ویژگى‏‌هاى برجسته دكتر بود.

از آنجا كه دكتر یك پویش و یك حركت بود، طبیعى است كه در اندیشه‏‌ها و كارهایش موارد متعددى وجود داشته باشد كه از دیدگاه صاحبنظران اسلامى مردود بود، یا حتى پایه‏ هاى اصیلى نداشت. به همین دلیل هم در موارد زیاد حساسیت‏ هایى در برابر گفته‏‌ها و نوشته‏ هایش به ‏وجود مى‏ آمد؛ البته نه از جانب كسانى كه نگرش سطحى نسبت به اسلام دارند، بلكه از جانب صاحبنظران ژرف‏نگر اسلام.

ولى آنچه درباره دكتر باید همیشه منصفانه داورى شود، نقش مؤثر او بود در بازگشت نسل جوان به خویشتن و «اسلام خویشتن» و اینكه این نسل بار دیگر هویت خودش را در اسلام باز بیابد. كارها و آثار دكتر در بازگشت نسل جوان به خویشتن اسلامى خویش، بسیار مؤثر بود و بسیارى از گروه‏ها و قشرها از مجراى گفته‌ها و نوشته‏ ها و دیدهاى او موفق شدند كه به خویشتن اسلامى خویش بازگردند.

آشنایى دكتر شریعتى با فلاسفه اسلامى به چه میزان بود؟
دكتر شریعتى با آثار فلاسفه اسلامى، از قبیل بوعلى سینا، خواجه ‏نصیرالدین طوسى، ملاصدرا، میرداماد و… آشنایى سیستماتیك نداشت. كتاب‏هاى فلسفه اسلامى را به صورت درس نخوانده بود و حتى به‏ صورت پیوسته هم مطالعه نكرده بود ؛ یعنى چنین نبود كه مثلاً آثار بوعلى سینا یا ملاصدرا و یا لااقل «اشارات» و «شفا»ى بوعلى یا «اسفار»ملاصدرا، یا حتى آثار ارسطو و افلاطون را كه مربوط به قبل از اسلام است، مانند آن كسانى كه در فلسفه مطالعه مى ‏كنند، مطالعه كرده باشد. ولى از طریق نوشته‏‌هاى دیگر با اندیشه‏‌هاى این متفكران بزرگ آشنایى به ‏هم زده بود. در مطالعات جدیدش، یعنى مطالعات پیرامون آثار اندیشمندان غرب، آشنایى خوبى به ‏دست آورده بود و در آن زمینه مطالعات ایشان بى‏‌واسطه‌‏تر بود. با قرآن، نهج ‏البلاغه و آثار دیگر اسلامى، مقدارى آشنایى مستقیم و مقدارى آشنایى از طریق كتاب‏هاى دیگر پیدا كرده بود و از این مجموعه توانسته بود در ذهن نقاد و پرشعله خودش یك گداخته جدیدى به ‏وجود بیاورد كه داراى گرما و جاذبه و اثر خاصى بود. بعد هم كوشیده بود مقدارى بافت‏هاى فرهنگى و اجتماعى جامعه اسلامى ایران را بشناسد و هم‏چنین درباره كل جامعه بشرى بیندیشد. دكتر توانست از مجراى شعر و ادب، با اندیشه‏ هاى فلاسفه و عرفاى اسلامى آشنایى خوبى پیدا كند و به هر حال از این جغرافیا یك نگرش گسترده داشته باشد. گستردگى در نگرش، در آثار دكتر مشهود است.

تأثیر دكتر شریعتى را در انقلاب تا چه حد مى‌بینید؟
دكتر در توسعه و تقویت شور انقلابى جامعه ما، به خصوص نسل جوان، تأثیر بسزایى داشت و توانست قلب و احساس و ذهن جوان‏هاى ما را براى درك پیام‏هاى امام آماده‏ تر و به فهم و پذیرش این پیام‏هاى انقلابى نزدیك‏تر كند. توانست پیوند میان نسل جوان و روحانیت مسئول و متعهد را در یك راستاى انقلابى براى نسل جوان قابل فهم‏تر كند. به‏ هر حال كار دكتر، به‏ خصوص در آن سال‏هاى 50 49 تا 57، چه در داخل ایران و چه در خارج ایران، روى جوان‏هاى ما اثر مثبت داشت.

برداشت گروه‏ها از نظرات دكتر را چگونه ارزیابى مى‏ كنید؟
دكتر یك پویش بود. دكتر یك حركت و یك دگرگونى بود. مى ‏دانیم كه مواضع انسان در دگرگونى‏ ها تغییر مى‌كند؛ برخى از مواضعش پسند بعضى از گروه‏ها مى‏‌افتد، در حالى كه برخى از مواضعش ضد آن گروه‏هاست. هر انسانى این‏طور است و دكتر یك استثناء نیست.

بعضى گروه‏ها مى‌‏روند و آن مواضعى را كه پسند خودشان است مى‌گیرند و آن مواضعى را كه بر ضد موضع‏گیرى خودشان است نادیده مى‌گیرند. گروه‏هاى خودمحور عموماً به این صورتند كه از هر شخصیت و جریان و چهره و صاحب‏نظر، روى آن چیزى كه به سودشان است تكیه مى‌كنند و آن را كه به زیانشان است دور انداخته و نادیده مى‏‌گیرند. دكتر هیچ وقت معتقد نبوده كه هر چه گفته صحیح است و این را بارها تكرار كرده. مگر مى‏ شود یك انسانى هوشیار و آگاه و اندیشمند باشد و بگوید كه هر چه من مى‏ گویم درست است؟ دكتر در كتاب «یاد و یادآوران» مى‏‌گوید، پارسال من در عرفات درباره زیارت عاشورا یا زیارت امام حسین(ع) یا زیارت وارث كه مردم مى‏‌خواندند نظرم چه بود و امسال نظرم چیست و این دو نظر صد و هشتاد درجه با هم فرق مى‏‌كنند.

او این دگرگونى پیش رونده را براى خودش كمال مى‏ داند و آنچه را كه پارسال مى‏‌اندیشید امسال براى خودش قابل قبول نیست. اما این گروه‏ها مثلاً روى اندیشه پارسال او كه به‏ وسیله خودش رد شده تكیه مى‏‌كنند، بى‏ آنكه به رد امسالش اشاره‌اى بكنند.

نقاط مثبت و منفى در اندیشه و مشى شریعتى كدام‏ اند؟
دكتر در بعضى از برداشت‏هایش از آیات قرآن و روایات شیوه ‏اى را دنبال مى ‏كرد كه ما آن شیوه را «شیوه اصحاب رأى» مى‌گوییم؛ یعنى شیوه كسانى كه مى‏‌كوشند تا یك عبارت را مطابق با اندیشه دلخواهشان معنى بكنند. این شیوه، شیوه پرآسیب و خطرى است.

در قسمتى از نوشته‌هاى دكتر كه سال‏ها پیش مطالعه مى‏ كردم در حاشیه آنها از این یادداشت‏ها بطور مكرر نوشته‏ ام كه دكتر در اینجا یك اندیشه‏ اى را دوست داشته، دلش مى‏ خواسته كه این اندیشه، اندیشه مستند اسلامى باشد. بعد رفته و این آیات یا روایات را پیدا كرده و خواسته آنها را طورى معنا كند كه سند اسلامى اندیشه‏ هاى دلخواه خودش باشد. ما به‏ طور كلى این شیوه را شیوه صحیحى نمى‌‏دانیم و معتقدیم كه انسان وقتى مى‏ خواهد دنبال اسلام‏ شناسى برود، مى‏ تواند با اندیشه‏ هاى گوناگون براى فهم قرآن برود، ولى وقتى دنبال فهم قرآن رفت، اول باید تحقیق كند كه قرآن كدام اندیشه را تأیید مى‏ كند، بعد بگوید كه اندیشه قرآنى این است – ولو این اندیشه براى خودش اندیشه‏ اى نباشد كه از لحاظ استدلال و عقل قابل پذیرش باشد. انسان اگر بخواهد اسلام‏ شناسى بكند، باید بدون پیش‏داورى به سراغ اسلام برود – هر چند كه درباره همه مكتب‏ها همین‏طور است؛ ولى این مسئله خصوصاً در مورد اسلام كه مكتب وحى است دقیق‏تر مى‏ باشد. در مواردى )متأسفانه سال‏ها فاصله شده و نمونه‏ هایش یادم نیست، اما در آن كتاب یادداشت كرده‏ ام( به نظر مى رسید كه دكتر این‏طور باشد. در دیدارهاى مأنوس‏ كننده ‏اى كه گه‏‌گاه با مرحوم دكتر شریعتى داشتیم، این نكات را با صداقت و صراحت و برادرانه با ایشان در میان گذاشتم و در ایشان هم مقاومتى ندیدیم – برعكس آنچه در مورد او مى‏ گویند كه یكدنده بود و روى آراى خود پافشارى مى‏ كرد.

یادم مى‏ آید كه یك‏بار مفصل با ایشان صحبت كردم و ایشان پذیرا بودند. برادر عزیزمان آقاى خامنه‏ اى در مورد دیگرى نقل كردند كه درباره موضوعى با دكتر بحث كردند و ایشان پذیرا بودند.


بنابراین، طبیعى است كه یك انسان جستجوگر و كاوش‏گر و پوینده باید واقعاً آماده پذیرش آن چیزى باشد كه به پویش و كاوش سالم او كمك كند. بنابراین، این ضعف در كارهاى دكتر بود؛ اما چنین نبود كه ایشان در برابر تذكرات و یادآورى‏ ها و بحث‏هاى بى ‏غرض، خالص و روشنگرى كه مى‏توانست به برطرف‏كردن این نقص و این ضعف كمك كند مقاومت لجوجانه داشته باشد. من دكتر را حتى یك‏بار هم این‏طور ندیدم.

بنابراین، كسانى كه آثار دكتر را مطاله مى‏ كنند لازم است به این نكته توجه داشته باشند كه دكتر در موارد متعدد، روى ذوق و قریحه خودش به برداشتى مى‏ رسید كه آسیب و زیان همراه دارد. براى اینكه صحیح این است كه انسان وقتى بخواهد بداند كه قرآن چه مى‏ گوید، باید درست دقت كند كه عبارت قرآن چه مى‏ گوید؛ صرف‏نظر از اینكه این برداشت با برداشت خودش یكى و موافق باشد، یا موافق نباشد. جنبه‏ هاى مثبت كار دكتر خیلى زیاد است. انصافاً دكتر درخششى در تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب بود.

میزان انتقادپذیرى دكتر شریعتى را چگونه ارزیابى مى‏‌كنید؟
تقدیر و ستایش من از دكتر به ‏خاطر این است كه او را جستجوگرى یافتم كه اگر با زبان روشن و منطق بى ‏غرضانه با او صحبت مى‏ كردى آماده آن بود كه در نظراتش، در ساخته‏ هاى پیشینش، تجدیدنظر كند و این خود یك بعد زیبا و متعالى در هر انسانى است؛ زیرا حق و حق‏ پرستى هم از نكته‏ هاى بارز اسلام است.

چرا جامعه ما، به‏ جاى استفاده مثبت از چهره‏ ها و سرمایه‏ هایش، سراغ انگ‏ زدن‏هایى مى ‏رود كه به این استفاده مثبت ضرر مى ‏زند؟ این شیوه، شیوه ‏اى كه من از اسلام آموخته ‏ام نیست و آن را نمى‏ پسندم.

من معتقدم از دكتر و بسیارى سرمایه‏ هاى علمى دیگر مى‏ توان استفاده مثبتِ سازنده كرد و این نكته‏ هاى ابهام را مانع استفاده سازنده قرار نداد. باز هم تأكید مى ‏كنم كه مطالعه‏ گران آثار دكتر باید توجه داشته باشند دكتر یك شدن تیز و تند است و خود دكتر در یكى از سخنرانى‏ هایش این مسئله را درباره عده‏ اى از متفكران غیر مسلمان دارد. وقتى مى ‏خواهد بگوید ماركس چه مى‏ گفت، باید بگویید ماركس در چه زمانى؟ ماركس در زمان نوشتن مانیفست؟ ماركس چه سنى مورد نظر است؟ خود او هم روى این مسئله تكیه داشت كه وقتى مى‏ گفتند ماركس چه مى‏ گفت، باید مى‏ گفتند در چه زمانى چه مى‏ گفت؟

این را در فقهاى خودمان هم مى‏ بینیم. مثلاً علامه حلّى و علامه طوسى از فقهایى هستند كه خیلى كتاب نوشتند. وقتى مى‏ گویند »نظر علامه حلى«، باید بگویید در چه سال و در چه كتابى؟ چه بسا علامه حلى و شیخ طوسى با نظر و فتوایى كه در آثار پنجاه سالگى داشته، نظر و فتوایى را كه در سن سى سالگى داشته رد كرده باشند. باید بگویم ذهن‏ هاى تیز و تند كه یك پویش با شتاب هستند، بدین‏ گونه‏ اند.

بنابراین، مطالعه‏ گران آثار دكتر باید بدانند كه دكتر برداشت اسلامى را كه در سن سى سالگى داشته در سن چهل یا چهل‏ و پنج سالگى رد كرده و بى‏ ارزش دانسته است.

اگر درباره چگونگى استفاده از آثار دكتر نكاتى به نظرتان مى‏ رسد بفرمایید.
به‏ طوركلى باید بگویم مطالعه‏ گرهاى ما لازم است قبلاً با یك مجموعه منقّح كه انطباقش با تعالیم اسلامى روشن باشد، آشنا شوند. باید یك برداشت جمعى از اسلام داشته باشند و سپس به ‏دنبال این نوشته‏ هاى پرنشیب و فراز بروند؛ و الا ذهنشان در این نشیب و فرازها گم مى ‏شود و به این آسانى‏ها نمى‏ توانند به یك برداشت شكل یافته از اسلام برسند.

من به انتخاب نسل جوان اعتقاد داشته و دارم. این نسل را یك نسل پیشرفته احساس مى‏ كنم. حدود سى و پنج سال یا بیشتر است كه با این نسل همیشه پیوند فكرى و ذهنى داشته و دارم. معتقدم كه خداوند در این مملكت گنجینه‏ هاى استعداد سرشار آفریده و این گنجینه‏ هاى سرشار واقعاً سرمایه‏ هاى بزرگ آینده هستند.

چه ذوق‏ها، چه قریحه‏ ها و چه فكرهاى عمیق تجزیه و تحلیل، همه قابل تحسین است. بنابراین، امید فراوان دارم كه این نسل با آنچه مى‏ خواند، یا آنچه مى‏ شنود و آنچه مى‏ گوید، راهگشاى توده‏ هاى محروم و مستضعف و راهگشاى كل بشریت باشد. باید بگویم نسل جوان بسیار مایه امید آینده ما هستند. به این نسل سفارش مى‏ كنم مواظب باشند كه در هیچ جریانى غرق نشود. خویشتن خویش را بشناسد و با حفظ هویت اصلى خود این حركت سازنده پرشتاب را ادامه دهند.
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه