اختصاصی برنا/

رکاب زنی و پیاده روی جهانگرد خانم ایرانی به تنهایی/یک بطری آب از خزر به خلیج فارس بردم

|
۱۳۹۰/۰۸/۰۷
|
۱۱:۰۰:۱۹
| کد خبر: ۸۴۲۸۶
رکاب زنی و پیاده روی جهانگرد خانم ایرانی به تنهایی/یک بطری آب از خزر به خلیج فارس بردم
پس از بازگشت از سفر مازندران به خلیج فارس 2 سال استراحت کردم و تصمیم گرفتم در سال 2008 راهی چین شوم و برای این سفر یک ماه زمان گذاشتم.
به گزارش برنا،رویا لقمانیان، زنی است که با وجود تمام سختی‌ها علاقه شدیدی به کوهنوردی و سفر به جاهای مختلف دنیا دارد؛ البته با پای پیاده و دوچرخه. او می‌گوید:ده سال است که کوهنوردی می‌کنم و در تورهای طبیعت گردی و ایرانگردی به عنوان لیدر همکاری داشتم. لقمانیان معتقد است این فعالیت‌ها به او انرژی می‌دهد؛ انرژی از نوع ایمان به خدا و عشق به طبیعت. در ادامه گفت و گوی برنا را با این زن جهانگرد را می‌خوانید:

رویای سفر چگونه در ذهنتان نقش بست؟
همیشه دوست داشتم که به ایرانگردی و جهانگردی به صورت حرفه‌ای بپردازم؛ بنابراین ایرانگردی را شروع کرده و تنهایی استان به استان مکان‌های دیدنی را می دیدم. البته بیشتر این سفرها به صورت پیاده بود و عکس‌هایی هم از مکان‌های دیدنی این استان ها جمع آوری می کردم. پس از مدتی تصمیم گرفتم سفرهای منسجم تری را در برنامه‌هایم داشته باشم بنابراین در سال 85 از دریای مازندران یک بطری آب دریا را با خود به دریای خلیج فارس بردم. این سفر با عبور از 9 استان و در سال پیامبر اعظم و با هدف اتحاد بین 2 دریا صورت گرفت. وقتی به خلیج فارس رسیدم این بطری آب را به دریا انداختم.

این سفر شما چند روز طول کشید و آیا از این سفر، سفرنامه ای تهیه کردید؟
تا زمانی که به بوشهر رسیدم 57 روز سفر من طول کشید. البته این 57 روز به این دلیل بود که در هر استان مدتی را توقف می کردم و به جمع آوری اطلاعات و عکس‌هایی از آن استان می‌پرداختم. خیلی از مکان‌های تاریخی و دیدنی استان‎های مختلف را دیدم؛ وقتی به بوشهر رسیدم در بندر لنگه با کشتی به پیش رفتم و بخاطر اختتامیه این سفر به صورت پیاده دور کیش را گشتم؛ این حرکت من با استقبال گرم مسوولان استانی همراه شد.

با توجه به اینکه شما یک خانم هستید ترس و هراسی از تنها سفر کردن نداشتید؟

برای رسیدن به هدف نباید از هیچ چیزی ترس و هراس داشت؛ من با شناخت به این سفرها می رفتم و معتقدم وقتی در فکرت از چیزی ترس نداشته باشی و بدانی یکی از تو مراقبت می کند ناخودآگاه با اطمینان به نفس و ثبات قدم راهی سفر می شوی.

می گویند طبیعت انسان را به خدا نزدیک می کند چقدر به خدا نزدیک شدید؟
از همان زمانی که به کوهنوردی مشغول بودم همواره در ذهنم این بود که باید به قله صعود کنم و قله یعنی اوج، یعنی صعود؛ بنابراین احساس نزدیکی به خود را در قله‌ها حس می‌کردم و به خاطر اینکه همیشه خانواده‌ام از من پشتیبانی می‌کردند مسیر رسیدن به اهدافم راحت‌تر طی شد.

شما از همان ابتدای کودکی فکر می‌کردید روزی عاشق پیاده طی کردن استان‌ها باشید؟
از دوران کودکی نه؛ اما از وقتی که کوهنوردی و طبیعت گردی می‌کردم به شدت به این کار عشق می‌ورزیدم، بنابراین وقتی به این نتیجه رسیدم که هم توانش را دارم و هم عشقش را، دنبال علاقه‌ام رفتم و با کمک و لطف خداوند الان به جایگاهی رسیدم که می‌توانم بگویم خدا را در بسیاری از لحظات زندگی حس کردم.

شنیده ایم سفر خارجی هم داشته اید کمی در مورد آن توضیح دهید.

بله، پس از بازگشت از سفر مازندران به خلیج فارس 2 سال استراحت کردم و تصمیم گرفتم در سال 2008 راهی چین شوم و برای این سفر یک ماه زمان گذاشتم. پس از گذشتن از 6 کشور آسیایی وارد چین شدم؛ اما متاسفانه چین اجازه ورود به من نداد و پشت مرز چین با پرچم ایران ماندم. آن سفر، سفر بسیار خوبی برایم بود اما هنوز که هنوز است وقتی یاد پایان آن سفر و عدم حضورم در کشور چین میفتم ناراحت میشوم احساس می کنم که به مقصدم نرسیدم.

برنامه بعدی برای سفرهای خارجی دارید؟
بله، تصمیم دارم یک سفر به آفریقا داشته باشم و برای این سفر قرار است استانداری البرز یک دوچرخه حرفه‌ای در اختیار من قرار دهد. با توجه به محاسباتی که انجام دادم به صورت تقریبی 15 هزار کیلومتر مسیر را باید طی کنم. به امید خدا از کشور ترکیه، قبرس، مصر وارد آفریقا خواهم شد. البته برنامه این سفر چند سال پیش قرار بود از عربستان شروع شود چرا که آن مسیر بسیار نزدیکتر است اما کشور عربستان اعلام کرد که هیچ قانونی ندارد، اجازه ورود یک زن دوچرخه سوار را بدون محرم به افراد را بدهد. بنابراین امسال این سفر را دوباره برنامه ریزی کردم. درباره مسیر برگشت و اینکه کی برمی‌گردم اصلا نمی توان پیش بینی کرد به نظرم تفاوت بین توریست و جهانگرد هم همین است. من یک جهانگردم؛ جهانگرد نمی‌داند که سفرش چقدر طول می کشد.

در این سفرها کجا را بیشتر از سایر مکان‎ها دوست داشتید؟

در ایران استان اصفهان،شهرستان سمیرم بهترین استقبال و پشتیبانی از سوی استانداری و مسوولان صورت گرفت و خاطرات بسیار خوبی از این سفر دارم.عشایر کهکیلویه و بویراحمد را واقعا دوست دارم و به زندگی عشایری و تلاش شان ارج می نهم اما گله‌هایی هم از مسوولان استان تهران و البرز فعلی دارم؛ حمایت‌ها و استقبال‌ها اصلا در خور توجه نبود.

خیلی از دختران ما دوست دارند که مثل شما کوهنوردی کنند و یا به صورت تنهایی به سفر بروند اما این شرایط برای آنها فراهم نیست؛ نظر شما در این باره چیست.

به نظرم اول هر کاری علاقه، همت و پشتکار باید باشد. با امکانات خیلی کم فعالیت های خود را شروع کردم اما همیشه باید دختران ما این را مدنظر قرار دهند که باید در هر کاری ابتدا خودسازی کرده و درون خود را تقویت کنند؛ اگر این اتفاق بیافتد مشکلات هر سفر و کاری آسان می‌شود.

اگر دخترتان بخواهد تنهایی سفر کند به او اجازه می‌دهید؟

بله حتما؛ اما اول می‌گویم باید ذهنت را پرورش دهی و قدرت‌های درونی خود را کشف کنی آن وقت به خدا توکل کن و مسیرت را ادامه بده.

سفرنامه شما کی چاپ می شود؟

متاسفانه این سفرنامه چهار سال است که ویرایش و چاپ آن طول کشیده؛این برنامه همان سفرنامه شمال به جنوب من است که امیدوار خیلی زود چاپ شده و کسانی که عاشق سفر و ایرانگردی هستند از آن استفاده کنند.

بنابر گزارش خبرنگار برنا این زن کوهنورد کرجی معتقد است هر چقدر استان های مختلف به ورزشکاران، به هنرمندان و زنان فرهیخته شان ارزش و احترام بگذارد نوع پرورش و تربیت زنانشان ارتقا پیدا می کند.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه