زوج مستاجر خوشبخت/ همه زندگی را برای فرزندانمان گذاشتیم
به گزارش خبرنگار «نیمرخ» برنا، بسیاری از ما از زندگیهایی که به مشکل برخوردند و نهایتاً به طلاق منجر شدهاند کم و بیش چیزهایی میدانیم؛ اما در خصوص زندگی افراد موفق چطور؟
در تلاشیم در سلسله گزارشهایی به زندگی چند زوج موفق و عاشق بپردازیم و فاکتورهایی که منجر به شکلگیری یک زندگی عاشقانه و آرامش بخش شده پیدا کنیم شاید که بتواند الگویی باشد ارزشمند برای جوانترها...
این بار مردی آشنا میشوید با اینکه 33 سال از زندگی مشترک خود میگذرد و درآمد بالایی هم داشته، اما همچنان مستاجر است و احساس خوشبختی میکند.
فرهاد 59ساله در مورد زندگی خود به برنا میگوید: من در یک خانوادهای فرهنگی در یکی از شهرهای زیبای آذربایجان غربی به دنیا آمدم و فقط یک برادر بزرگتر از خودم دارم. وقتی لیسانسم را گرفتم با برادرم برای سربازی به تهران آمدم و بعد از سربازی در همان نیروی دریایی مشغول به کار شدم.
در دوران سربازیام با دختری باوقار و متین به نام «پروین» آشنا شدم و بعد از اینکه به کار ثابت در نیروی دریایی وارد شدم، با خانوادهام به خواستگاری او رفتم. در آن دوران، خانوادهام برای عروسی ما سنگ تمام گذاشتند.
جالب است که بدانید بعد از ازدواج من با پروین، برادرم هم با خواهر پروین ازدواج کرد. برادرم از لحاظ مالی خودش را بالا کشید و برای خود خانهای فراهم کرد و من زندگیام را با مستاجری آغاز کردم.
من هم در ارتش و هم درمدرسه تدریس میکردم. در آمد خوبی هم داشتم؛ اما هیچ گاه صاحب خانه نشدم. بعد مدتی خداوند به من و پروین 2دختر و یک پسر هدیه داد.
با اینکه درآمد خوبی داشتم، اما هیچ وقت نتوانستم خانه ای برای خود و خانواده بخرم. بیشتر پولهایم را صرف هزینههای پوشاک، خوراک، مدرسه و حتی کلاسهای آموزشی بچه هایم می کردم. هیچ چیز هم از نظر مالی و هم عاطفی برای فرزندان و همسرم کم نگذاشتم.
پروین زنی کاملا منطقی بود و اصلا اهل حاشیه نبود و فقط به فکر آینده بچهها بود. می گفت« آینده من، این بچهها هستند. هرموقع کسی از اینکه چرا هنوز مستاجر هستید و هیچ پیشرفتی نمیکنید، در مقابلشان میایستاد و میگفت مهم تربیت و تحصیل فرزندانم است.
برادرم و خانم برادرم فقط به فکر جمع آوری پول بودند و هیچ توجهی به فرزندان خود نمیکردند و متاسفانه فرزندان او از لحاظ تربیتی و جسمی سالم نیستند و از نظر کمبود عاطفی و محبت رنج میبرند.
من موفقیت فرزندانم را مدیون پروین هستم. گرمای وجودی پروین باعث میشد که محیط خانه و خانواده کاملا صمیمی، محترم و ایمن باشد و فرزندانم خیلی راحت به ادامه تحصیل خود می پرداختند.
خدا را شکر بعد از گذشت 33سال، زحمات من و همسرم بی نتیجه نماند. دختربزرگم، پزشک عمومی و پسرم مهندس الکترونیک شده است، همینطور دختر کوچکم لیسانس زبان انگلیسی و لیسانس رشته مامانی را گرفته و قصد ادامه تحصیل را دارد.
فرزندانم خستگی را از تن من و همسرم در آوردند و از اینکه تمام وقت و درآمدم را صرف آنها کردم، کاملا راضی هستم.
با اینکه الان هم مستاجرم، اما فقط جنبه معنوی آن برایم مهم است. همه آدمها اگر بدانند که همه رفتنی هستند، دنیا گلستان میشد و هیچ کس حرص و طمعی برای جمع آوری مال دنیا را نداشت.