پاسخ به چالشهای امروزی/روابط خودمانی در محیط کار
حد و مرزهای خودتان را در محیط کار مشخص کنید/نه گفتن را بیاموزید
اگر محدودیتها رعایت نشود، مشکلات شخصی بین افراد بوجود میآید که این مساله میتواند دردسر ایجاد کند.
به گزارش برنا،شاید شما هم تا به حال در مورد حد و حدود روابط افراد در محیط کار و شناخت مرزهای نا مرئی آن دچار مشکل شده باشید، سمیه حداد رنجبر، روانشناس ارشد علوم تربیتی و مدرس دانشگاه،در مورد حد و حدود روابط خودمانی کارمندان در محیط کار به خبرنگار برنا گفت: روابط درون سازمانها به 2 گروه متفاوت روابط نخستین و دومین تقسیم بندی میشود.
روابط نخستین همان روابط چهره به چهره و رو در رو است. روابط دومین هم همان روابط در قالب سازمانی است؛روابطی که تحت عنوان روابط خشک و رسمی و ضابطه مند و هدفمند به آن گفته میشود. رابطه نوع دوم منجر به رسیدن به اهداف میشود و رابطه نوع اول به پویایی گروه در سازمانها کمک میکند. در این حالت گروه منسجمتر شده و پیشبرد کار به نحو بهتری صورت میگیرد. البته این روابط باز برای خودشان محدودیتهایی دارند، اگر این محدودیتها در نظر گرفته شود و این روابط وجود داشته باشند، گروه و سازمان به اهدافشان راحتتر میرسند.
اما اگر محدودیتها رعایت نشود، مشکلات شخصی بین افراد بوجود میآید که این مساله میتواند دردسر ایجاد کند. مثلا وقتی همسر خانمی که ازدواج کرده، مطلع بشود که در محیط کار خانم، افراد یکدیگر را به اسم کوچک صدا میزنند، شاید برایش موضوع سنگینی باشد و این مساله اختلافات زناشویی بینشان پیش بیاورد؛ و یا روابط کارمندان از دید افراد خارج از سازمان قابل توجیه نباشد. مثلا مراجعه کننده وارد اتاق میشود و میبیند افراد سازمان مربوطه به راحتی با هم ارتباط دارند و در اینجاست که کارمندان از لحاظ اجتماعی دچار مشکل میشوند.
از لحاظ شخصی وقتی بین افراد روابط صمیمانه وجود داشته باشد،سوء برداشتهای زیادی هم بین آنها اتفاق میافتد. مثلا مبنای علاقمندی باعث مورد سوء استفاده قرار گرفتن میشود و اگر این صمیمیت و نزدیکی بدون در نظر گرفتن محدودیت باشد هم برای خود و هم برای جامعه مشکل ایجاد میشود.
به غیر از شرایط سازمان که تعریفی برای این روابط قرار میدهد، بقیه موارد دست خود فرد است. مثلا در دانشگاه مواردی بین دانشجویان دانشگاه داشتیم که روابط صمیمی بینشان دردسر ایجاد کرد.
هر فرد حریمهای خصوصی دارد که در حیطه روانی فرد وجود دارد. این مرزها برای افرادی پررنگ تر است و برای برخی کمرنگ تر،محدوده ارتباط با افراد دیگر را شخص تعیین میکند.لایههای نزدیکتر روانی را برای خویشاوندان و اعضای خانواده گذاشت و برای دوستان و آشنایان مرزهای دورتری قائل شد.
مشکل اصلی ایرانیها این است که «نه گفتن» را نیاموختند و همیشه یاد گرفتند، مردم پسند باشند. نه گفتن را باید یاد گرفت.
روابط نخستین همان روابط چهره به چهره و رو در رو است. روابط دومین هم همان روابط در قالب سازمانی است؛روابطی که تحت عنوان روابط خشک و رسمی و ضابطه مند و هدفمند به آن گفته میشود. رابطه نوع دوم منجر به رسیدن به اهداف میشود و رابطه نوع اول به پویایی گروه در سازمانها کمک میکند. در این حالت گروه منسجمتر شده و پیشبرد کار به نحو بهتری صورت میگیرد. البته این روابط باز برای خودشان محدودیتهایی دارند، اگر این محدودیتها در نظر گرفته شود و این روابط وجود داشته باشند، گروه و سازمان به اهدافشان راحتتر میرسند.
اما اگر محدودیتها رعایت نشود، مشکلات شخصی بین افراد بوجود میآید که این مساله میتواند دردسر ایجاد کند. مثلا وقتی همسر خانمی که ازدواج کرده، مطلع بشود که در محیط کار خانم، افراد یکدیگر را به اسم کوچک صدا میزنند، شاید برایش موضوع سنگینی باشد و این مساله اختلافات زناشویی بینشان پیش بیاورد؛ و یا روابط کارمندان از دید افراد خارج از سازمان قابل توجیه نباشد. مثلا مراجعه کننده وارد اتاق میشود و میبیند افراد سازمان مربوطه به راحتی با هم ارتباط دارند و در اینجاست که کارمندان از لحاظ اجتماعی دچار مشکل میشوند.
از لحاظ شخصی وقتی بین افراد روابط صمیمانه وجود داشته باشد،سوء برداشتهای زیادی هم بین آنها اتفاق میافتد. مثلا مبنای علاقمندی باعث مورد سوء استفاده قرار گرفتن میشود و اگر این صمیمیت و نزدیکی بدون در نظر گرفتن محدودیت باشد هم برای خود و هم برای جامعه مشکل ایجاد میشود.
به غیر از شرایط سازمان که تعریفی برای این روابط قرار میدهد، بقیه موارد دست خود فرد است. مثلا در دانشگاه مواردی بین دانشجویان دانشگاه داشتیم که روابط صمیمی بینشان دردسر ایجاد کرد.
هر فرد حریمهای خصوصی دارد که در حیطه روانی فرد وجود دارد. این مرزها برای افرادی پررنگ تر است و برای برخی کمرنگ تر،محدوده ارتباط با افراد دیگر را شخص تعیین میکند.لایههای نزدیکتر روانی را برای خویشاوندان و اعضای خانواده گذاشت و برای دوستان و آشنایان مرزهای دورتری قائل شد.
مشکل اصلی ایرانیها این است که «نه گفتن» را نیاموختند و همیشه یاد گرفتند، مردم پسند باشند. نه گفتن را باید یاد گرفت.
نظر شما