دنیای وارونه رو باش...
به گزارش خبرنگارسرویس فرهنگی برنا،اصلا دلم نمی خواد شعار بدم ، قصدم هم زدن حرف های تکراری نیست ... اما چاره ای ندارم نگم غم باد می گیرم.
بهتره بحث رو از اینجا شروع کنم ، آخه همه چیز از روزی شروع شد که رفته بودم " باغ فردوس " تا یه سر به موزه سینما بزنم . صبح جمعه یه روز پاییزی بود که یه عده از آدم های قدیمی با صفا و اهل دل رو دیدم که تو حیاط باغ فردوس دور هم بودن.
می گفتن فارغ التحصیل های دبیرستان شاهپورن و هر سالیه روز پاییزی اینجا جمع می شن تا یادی از گذشته ها کرده باشن . نمی دونم چه حکمتیه هر وقت آدم های گذشته رو می بینم ازشون انرژی مثبت می گیرم ، این انرژی حتی توی خطوط صورتشون هم پیداست . آدم حالش خوب میشه وقتی پای صحبت هاشون می شینه . دنیاشون پاک و بی آلایشه . انگار اصلا از جنس ما نیستن ، مثل آب شفاف و زلالن. متاسفانه نسل ما بد جوری دور افتاده و داره در جا می زنه ! دوره هم دوره های قدیم ...
بگذریم ، خیلی از بحث اصلی دور نشیم . عصر، عصر افول اخلاقیاته و موضوع این مقاله کلمه تکراری " صداقت " . اگه بخوام صاف برم سر اصل مطلب ! باید عرض کنم ، صداقت فقط یک کلمه نیست . طیف گسترده ای داره و معانی زیادی رو در بر میگیره . نظیر سادگی ، یکرنگی ، یکدلی ... . تنها چیزی که این روز و روزگار ارج و قربی نداره همین کلمه پنج حرفی صداقته که اگه داشته باشی با حماقت یکی ست !! ساده دلی و ساده اندیشی که دیگه بلاهته دلبندم . به جاش تا دلتون بخواد دغل کاری و حقه بازی که جدیدا اسمش شده زیرکی و کیاست ، ارزشمند و قابل تقدیره.
این روزا آدم هایی که دو رو و چند رو باشن و یه روده راست محض رضای خدا تو شکم مبارکشون نباشه و چپ و راست دروغ بگن ، کاردان با عرضه و با لیاقتن . در عوض آدمی که بی شیله پیله باشه گاگوله ! و یا اگرکسی به همنوعش فکر کنه ،
نگران نسل و نسل های بعدی باشه و گوشه چشمی به آیندگان داشته باشه یه تخته اش کمه.
اساسا باید تو زندگی و روی این کره خاکی فقط وفقط به فکرخودت باشی و کلاه خودت رو بگیری باد نبره جانم.
بی ریا بودن و بی غل و غش بودن مال تو قصه هاست ، اونم قصه های پریان ! بعضی وقتها تا پاچه خواری و چاپلوسی نکنی کارت پیش نمی ره و در نتیجه جایگاهی تو جامعه نخواهی داشت برعکس اگر رو راست ، صادق و راستگو باشی ساده لوح و خام هستی و خیلی زود فرصت ها رو از دست می دی .
با این حساب بچه های کوچولو و گل های نو شکفته باغ زندگی با فرهنگ لغتی تازه بزرگ می شن که باید تلاش کنیم ازشون عقب نیفتیم . تو این فرهنگ لغت کلک سوار کردن، حقه بازی دغل کاری، دو رویی، چاپلوسی، بد جنسی ! برابر است با زیرکی، کیاست، سیاست و فراست. از آن طرف دلسوزی، همدردی، رعایت حقوق همنوع، احترام به قانون، احترام به دیگران... همان بی عرضگی، نادانی، ساده لوحی و ... محسوب می شود .
فرهنگ لغت تغییر کرده و باید دوباره مثل زمان مدرسه کلمات و ترکیبات تازه رو حفظ کنیم وگرنه قبول نمی شیم ، گفته باشم... بعد نگید نگفتی .
این وسط برخی از پدر مادر ان عزیز جامعه هم بیکار ننشسته اند و به فرزندانشان آموخته اند که زرنگ باشند. حالا معنی واژه زرنگ چیست. خدمت تان عرض کنم یعنی جواب بدی را با بدی دادن ، در صف جلو زدن ... استدلال شان هم این است که جامعه پر از گرگه پس باید گرگ باشی وگرنه باختی. اصولا همه بدن مگه خلافش ثابت بشه. آدم های خوب فقط تو فیلم هاهستن باید تو این جامعه گرگ و درنده باشی ! آخه اینم شد آموزش ؟
یه مشکلاتی هم تو فرهنگ ما نهفته است که گاهی نا فرم سوتی می ده ! نمونه اش همین ضرب المثل های نادرست : " خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند " یا " خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو" ...
یعنی چی آخه ؟! بگذار نادان خیال بد کند ، تو کار خوبت رو بکن . اصلا چرا باید خیال بد کنه؟ یعنی خوبی اینقدر چیز غریبیه ؟!
یا ضرب المثل دومی که کلا تمام تلاش بشر رو برا بهتر شدن زیر سئوال می بره ! یعنی اگه همه بدن تو هم بد باش ، اگه همه یه عمره دارن اشتباه می کنن تو هم اشتباه کن . این که آدم رو از تفکر ، تفکر خلاق و پیشرفت می ندازه . این جوری آدم ها خوبی که نمی کنن هیچ، از بدی های همدیگر هم کپی برداری می کنن که نکن یه وقت رسوا بشن!
بدبختانه بد جنسی ، بد خواهی ، بدذاتی ... یه جور سیاست واستراتژی و روش زندگی به حساب می آد که جو اجتماع رومسموم و نفس کشیدن را برا سایرین سخت کرده .
فکر کنم بازم طفره رفتم ، ببخشین ...
طی این سالها ابررسانه تلویزیون عملکرد خوبی داشته و به منظور روشنگری مردم در این زمینه دست به ساخت فیلم و سریال های پر مخاطب زیادی زده ست . از جمله آنها می توان به مجموعه های موفق مهران مدیری نظیر " شب های برره "، " قهوه تلخ "، ویا طنز پر طرفدار " ساختمان پزشکان " اشاره کرد .
در دو مجموعه مدیری شخصیت " کیانوش " و " مستشار " و در مجموعه اخیر " دکتر نیما افشار " نماد افراد آگاه و دلسوزی هستن که دغدغه شان تنها فردی نیست و به فکر بهبود زندگی مردم هستن وسعی در درست کردن عیب های جامعه دارن در حالیکه شاهد مسخره شدنشان توسط جامعه اطرافشان بودیم ! به گونه ای که حرف حساب آنها یاوه و مهمل به شمار می رفت .
رسانه عریض و طویلی چون سازمان و صدا و سیما نقش اساسی در ارتقا سطح آموزش مردم داره، این رسانه باید بیشر از این در جهت آگاهی مردم تلاش کنه . تا کی سریال های تلویزیون می خواد حکایت عشق های پوشالی چند جووت باشه ؟ تا کی باید از قتل و جنایت حرف بزنه؟ اخلاق مداری در خونواده و جامعه در حال نابودی ست و تلویزیون به فکر ساخت فیلم و سریال های عاشقانه و جنایی ست؟
مخلص کلام اینکه :
متاسفانه امروزه اخلاقیات جایگاهی درخور توجه ای در زندگی اجتماعی ندارن مثل اینکه باید انقلاب ورنسانسی اخلاقی در کل جوامع بشری صورت بگیره.
" دنیای وارونه رو باش رود خونه ها تشنه شونه / قدرت پهلووناشون به تیزی دشنه شونه ... ؟ "