دختری كه ۴۹ سال قبل دزدیده شد
11 خواهر و برادر بودیم كه در كنار همه محرومیتهامان، همیشه صدای خنده و شیطنتهامان در خانه پدری شنیده میشد. به همین خاطر فضای شاد و بانشاطی در كوچه قدیمی محله زندگیمان در ورامین داشتیم. اما افسوس كه این همه عشق، شور و هیجان خیلی دوام نیافت. 49 سال پیش یكی از بستگان دور پدری كه بچهدار نمیشد، برای نگهداری از خواهر 2 سالهام «كبری» كه «سپیده» صدایش میزدیم علاقهمند شد. آنها چند هفته خواهر كوچكمان را به پارك و محلهای تفریحی بردند تا اینكه به خواهرمان تلقین كردند فرزند واقعی آنهاست و پدرم وقتی به این موضوع پی برد جنجالی به پا كرد. با گذشت چند روز از این ماجرا، «كبری» ناگهان ناپدید شد. پس از جستوجوی فراوان فهمیدیم آن خانواده با برنامهریزی قبلی خواهرمان را از ما جدا كرده و به خارج رفتهاند. مدتها از آنها بیخبر بودیم و پدرمان هم در فراق دخترش از دنیا رفت. تا اینكه سالها بعد به طور اتفاقی نشانی خانه آنها را در محله یوسفآباد یافته و «كبری» را سوار بر خودرویش دیدیم. او شباهت زیادی به ما داشت اما افسوس كه ما را نمیشناخت. وقتی به سراغ مادرخواندهاش رفتیم با التماس درخواست كرد در این موقعیت چیزی به او نگوییم تا زندگیاش نپاشد. با اینكه سالهاست پدر و مادرمان در قید حیات نیستند اما خودمان را متعهد میدانیم از سرنوشتش باخبر شویم. پس برای رسیدن به خواهر عزیزمان كمكمان كنید و راه خانهاش را نشانمان دهید كه بشدت بیقرار و دلتنگ هستیم.
منبع: ایران