صحبتهای پشت پرده یک پیشکسوت فوتبالی
میروم توی خیابان، پشت چراغ قرمز ایستادم. نگاهم میافتد ماشین جلویی، بزرگ پشت شیشهاش نوشته ˝بیاد ناصر خان حجازی˝...
به گزارش سرویس باشگاه جوانی برنا،مازیار ناظمی، امروز در وبلاگ خود در مورد صحبت های پشت پرده یک پیشکسوت فوتبالی نوشته است: ماندن در دل و جان مردم كاری دشوار است فقط هم ردای قهرمانی اسبابش نیست، به ادعا هم نیست. مردم خودشان خوب متوجه میشوند.
یكی از پیشكسوتان پرسپولیس میهمان من بود سوال كردم چرا به سراغ تیم جدید مدیریتی نمیروی و كمكینمیكنی!؟میگفت: اتفاقا رفتم منتها رفتارها و نگاهها مناسب نبود. كنجكاوتر شدم پرسیدم یعنی چی؟ گفت: ببین اونجا فكر میكنند ما هم مثل فلانی هستیم كه به هر شكلی میخواهد فقط باشد، دیدم ماندن و تحمل كردن اون فضا برایم میسر نیست ... خداحافظی كردیم و آمدم بیرون.
میروم توی خیابان، پشت چراغ قرمز ایستادم. نگاهم میافتد ماشین جلویی، بزرگ پشت شیشه اش نوشته "بیاد ناصر خان حجازی" میروم تا برسم كنار شیشه راننده ،سوال كردم آبی یا قرمز؟ خندید و گفت فقط قرمزته، گفتم پس چرا فقط بیاد ناصر حجازی؟
خنده تلخی كرد و گفت:توی این فوتبال نامرد خیلی مرد بود! توی فكر مابقی اسطورها بودم كه صدای بوق و فریاد راننده ها این افكار مغشوش را بهم زد و راه افتادم.
یكی از پیشكسوتان پرسپولیس میهمان من بود سوال كردم چرا به سراغ تیم جدید مدیریتی نمیروی و كمكینمیكنی!؟میگفت: اتفاقا رفتم منتها رفتارها و نگاهها مناسب نبود. كنجكاوتر شدم پرسیدم یعنی چی؟ گفت: ببین اونجا فكر میكنند ما هم مثل فلانی هستیم كه به هر شكلی میخواهد فقط باشد، دیدم ماندن و تحمل كردن اون فضا برایم میسر نیست ... خداحافظی كردیم و آمدم بیرون.
میروم توی خیابان، پشت چراغ قرمز ایستادم. نگاهم میافتد ماشین جلویی، بزرگ پشت شیشه اش نوشته "بیاد ناصر خان حجازی" میروم تا برسم كنار شیشه راننده ،سوال كردم آبی یا قرمز؟ خندید و گفت فقط قرمزته، گفتم پس چرا فقط بیاد ناصر حجازی؟
خنده تلخی كرد و گفت:توی این فوتبال نامرد خیلی مرد بود! توی فكر مابقی اسطورها بودم كه صدای بوق و فریاد راننده ها این افكار مغشوش را بهم زد و راه افتادم.
نظر شما