پاسخ به یک پرسش/۱۸

مگر امام زمان چه کاری می‌خواهد انجام دهد که ما نمی‌توانیم؟

|
۱۳۹۰/۰۸/۳۰
|
۱۱:۳۳:۲۸
| کد خبر: ۸۷۶۹۸
مگر امام زمان چه کاری می‌خواهد انجام دهد که ما نمی‌توانیم؟
چرا ما شیعیان اینقدر برای ظهور حضرت مهدی (عج) انتظار می‌کشیم، مگر او چه می‌خواهد بکند که ما نمی‌توانیم؟
باشگاه جوانی برنا/چرا ما شیعیان اینقدر برای ظهور حضرت مهدی (عج) انتظار می‌کشیم، مگر او چه می‌خواهد بکند که ما نمی‌توانیم؟


انتظار ظهور حضرت (عج)، انتظار حکومت او بر عالم بشریت است و نه انتظار امامت و یا ولایت ایشان. برای هر امامی دو شأن وجود دارد، یکی «امامت و ولایت» که به خواست مردم ربطی ندارد، از طرف خداوند متعال به امامت منصوب شده و همگی «ولی الله» هستند. شأن دوم، حکومت است که به ایمان، شعور، بصیرت و خواست مردم بستگی دارد. اگر مردم نفهمند و نخواهند، امام (ع) خانه نشین شده و یا در غیبت به سر خواهد برد و حضور علنی ایشان در جمع مردمانی که قدر او را نمی‌شناسند و دشمنانی که بر مردم و به ویژه مسلمانان سلطه دارند، به مثابه‌ شهادت آنهاست. چنان چه در یازده امام قبل تجربه شد. اما اراده‌ الهی بر این تعلق گرفته تا آخرین و باقیمانده‌ی آنان [حضرت بقیة الله فی ارضه]، تا بیداری و خواست مردم ظهور علنی نداشته باشند.

اما این که «مگر ایشان چه خواهند بکنند» و «که ما نمی‌توانیم بکنیم»، دو مقوله‌ کاملا متفاوت، اما به هم پیوسته است. چرا که بخشی مربوط به ایشان است و بخش دیگر مربوط به توان ما [بشریت].

در مقوله‌ اول «ایشان چه می‌خواهند بکنند»، در یک جمله می‌توان بیان داشت که تحقق همه‌ی اهداف الهی از ارسال انبیاء و نزول وحی و نیز تحقق همه‌ وعده‌های الهی به دست ایشان انجام می‌پذیرد و شناخت ظاهر برخی از اهداف خلقت و وعده‌های الهی نیز مستلزم مطالعات بسیار در مقوله‌ی توحید و دین‌شناسی است.

خلاصه می‌توان بیان داشت که سیر نزول بشر و طول حیات او در زمین، به منظور تلاشی پر زحمت برای چند روزی ارتزاق بدن و باقی‌گذاشتن نسل [مانند حیوانات] نمی‌باشد. بلکه انسان بالقوه خلیفة‌الله است و همه‌ی عوالم هستی، از ملکوت اعلا تا پایین‌ترین مرحله وجود که دنیای دنی است را سیر می‌کند تا با کسب معرفت استعدادهای خود را به فعلیت برساند و خلیفة الله شود و نه «کالانعام بلهم اضل – حیوان بلکه پست‌تر».

رسیدن به این مرحله، مستلزم استقرار حکومت عدل الهی در زمین و تجلی علم و حکمت خداوند متعال است تا مردم بتوانند در امنیت کامل و با ذهنی آسوده از ظلم‌ها و دغدغه‌ها، کاستی‌ها و نادانی‌ها، از علم و حکمت الهی که نزد معادن وحی و مخازن علم است بهره برده و رشد نمایند. در حدیث است علم 27 حرف است (27 رتبه و درجه است) که تا ظهور آن حضرت فقط 2 حرف آن بروز پیدا کرده است.

بدیهی است که در سایه‌ حکومت‌های جبار و حیوان صفتی چون معاویه، یزید، هارون، مأمون ... یا جرج بوش، الیزابت، اوباما، نتانیاهو و ... که کارگزاران حکومت و سلطه‌ی کفر و شیطان‌پرستی به سبک سنتی در قدیم و ماسون‌های ابلیس پرست و صهیونیسم نژاد پرست به سبک امروز هستند، بشر و بشریت نه تنها امکان رشدی نخواهد داشت، بلکه هر روز بر سرعت سقوطش در سراشیبی سبوعیت و جهالت افزوده خواهد شد. اما دوران حکومت عدل الهی، دورانی است که خداوند متعال در مورد آن می‌فرماید:

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِكُونَ بی‏ شَیْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ» (النور، 55)

ترجمه: خدا به كسانى از شما كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‌‏اند وعده كرده كه شما را در این سرزمین جانشین دیگران كند، آن چنان كه اسلاف و گذشتگان آنان را جانشین كرد، و نیز دینشان را آن دینى كه براى ایشان پسندیده استقرار دهد و از پى ترسى كه داشتند امنیت روزیشان فرماید تا مرا عبادت كنند و چیزى را با من شریك نكنند و هر كس پس از این كافر شود آنان خود عصیان‏ پیشه‌‌ها هستند.

دقت شود که نقطه‌ی آغاز و نیز انجام رشد بشر این است که بتواند از بندگی غیر خلاص شده و فقط بندگی «الله جل جلاله» را نماید. چرا که انسان شکل هدف را به خود گرفته و به سوی او می‌رود و اگر جز خداوند متعال را هدف بگیرد، از مسیر منطبق با حکمت عالم خلقت جدا شده و در وادی انحراف سقوط کرده و هلاک می‌شود.

اما از دست بشر جاهل و ناتوان، که نه از اول خود اطلاع درستی دارد و نه از آخر خود و نه می‌داند که در کجا هست و چه باید بکند، در راستای ساختن محیطی امن، حکومتی عادل، جامعه‌ای مؤمن، رشد یافته و در هر حال تکامل بیشتر، خدا گرا و به دور از گرایش به رب‌النوع‌های بشری و غیر بشری چه بر می‌آید؟! اگر کاری می‌توانست تا کنون دست کم گامی برداشته بود.

از فراعنه و مکتب‌های دهری دیروز گرفته تا ماسون و صهیون‌های امروز و مکاتب گوناگونی چون: مارکسیسم، لیبرالیسم، فمینیسم، مدرنیسم، پست مدرنیسم و ...، هر کدام خیالات و گمان‌های خود را به نام علم بر مردم تحمیل کردند و هر روز بر انحاط و ظلم و جهالت بیشتر افزودند. نتیجه‌ی تمدن امروزی نیز چیزی جز نسل‌کشی و نژاد پرستی نیست. تا آنجا که رییس جمهور به اصطلاح مترقی‌ترین و متمدترین کشور جهان، با صراحت تمام خبر از لشکر کشی به آسیا و به ویژه حوزه‌ی کارائیب می‌دهد و می‌افزاید بیش از نیمی از سرمایه‌های جهان در این حوزه است و ما می‌خواهیم برای مردم خود (امریکا) اشتغال و منفعت ایجاد کنیم!

«انتظار فرج» نیز نه دست روی دست گذاشتن و منتظر آمدن کسی شدن است، بلکه کار، تلاش و جهاد برای رسیدن به نقطه‌ی اوج و شکوفایی بشر و بشریت است. هر گامی در این مسیر، خود مرحله‌ای از ظهور است، تا إن شاء الله گام آخر برسد و منجی عالم بشریت ظهور نماید و حکومت عدل الهی را بر جهان مستولی نماید.

در روایات هست که همه‌ی مدعیان به قدرت رسیده و امتحان خود را پس خواهند داد و مردمانی که گمان می‌کردند خودشان می‌توانند کاری کنند، با دوری از الله و کنار گذاشتن انبیا و اوصیا، در هر دوره به فرد، جبهه یا مکتبی می‌گروند، اما کار به جایی می‌رسد که از همه نا امید می‌شوند و منتظر فرجی از سوی خداوند می‌‌مانند. این همان نقطه‌ای است که گفته شد: «مردم خود به این شعور و بصیرت می‌رسند و حکومت حق را می‌طلبند». چنان چه امروزه شاهد بارقه‌هایی از این معنا در سرتاسر دنیا و به ویژه کشورهای اسلامی و حتی در اروپا و امریکا هستیم.

پس، انتظار فرج مختص شیعه نیست، بلکه انتظاری جهانی است. منتهی فرق شیعه این است که می‌داند منجی کیست؟ لذا به دنبال وهم‌ها، گمان‌ها، نظریه‌ها، ایسم‌ها، ادعا و مدعیان دروغین نمی‌رود و برای رسیدن به این مرحله در مسیر درست [صراط مستقیم] گام بر می‌دارد.



*برگرفته از سایت شبهه

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه