مباهله دلیل روشن بر حقانیت پیامبر و اهل بیت(ع)

صورتهایى را مى‏‌بینم كه اگر از خداوند تقاضا كنند كوه‏ها را از جا بركند چنین خواهد كرد

|
۱۳۹۰/۰۸/۳۰
|
۱۱:۴۹:۱۸
| کد خبر: ۸۷۷۴۶
صورتهایى را مى‏‌بینم كه اگر از خداوند تقاضا كنند كوه‏ها را از جا بركند چنین خواهد كرد
اسقف مسیحیان به آنها گفت:˝ من صورتهایى را مى‏‌بینم كه اگر از خداوند تقاضا كنند كوه‏ها را از جا بركند چنین خواهد كرد هرگز با آنها مباهله نكنید كه هلاك خواهید شد.
سرویس قاب نقره برنا/ «فمن حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِینَ» (آل‏‌‎عمران: 61)

هر گاه بعد از علم و دانشى كه (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) كسانى با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو:" بیایید ما فرزندان خود را دعوت كنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

«مباهله» پیامبر(ص) با مسیحیان نجران برگرفته از سنتی متداول، در میان اقوام سامیو بیانگر تلاش‌های فراوان پیامبر(ص) برای دعوت اهل كتاب به دین اسلام بوده است( آل عمران، 25ـ20) كه متأسفانه بخش وسیعی از مناظرات و گفتگوهای پیامبر(ص) با آنان مورد غفلت سیره نویسان واقع شده و در متون اسلامی نیز به طور مستقل بدان پرداخته نشده است.

مباهله از آن جهت كه دلیلی بر فضیلت و برتری اهل‌بیت(ع) و عصمت و امامت بلافصل امام علی(ع) است، دارای اهمیت است.

مباهله از ریشه «بهل» به معنای رها ساختن، ترك گفتن، به خود واگذاشتن( معجم مقاییس اللغه، ج1، ص141) و قید و بند چیزی را برداشتن و نیز لعنت كردن آمده است، كه از زبان‌های عبری و سریانی وارد زبان عربی شده است و در اصطلاح به عملی گفته می‌شود كه دو یا چند نفر كه در مسأله مهم دینی با یكدیگر اختلاف دارند، در یك جا جمع شوند و با اصرار و تضرع به درگاه خداوند، از او بخواهند آن را كه بر باطل است، رسوا و مجازات كند. تفاوت میان مباهله و لعنت كردن آن است كه مباهله از شدت و تأكید بیشتری برخوردار است.

شان نزول
این آیه و آیات قبل از آن درباره هیات نجرانى مركب از هفتاد تن از صاحبنظران و نخبگان مسیحی كه سه تن از آنان رهبران مذهبی مسیحیت و در رأس هیأت بودند، نازل شده است، آنها خدمت پیامبر (ص) رسیدند و عرض كردند: آیا هرگز دیده‌‏اى فرزندى بدون پدر متولد شود، در این هنگام آیه" إِنَّ مَثَلَ عِیسى‏ عِنْدَ اللَّهِ ..." (آل عمران:59)نازل شد و هنگامى كه پیامبر (ص) آنها را به مباهله دعوت كرد.

آنها تا فرداى آن روز از حضرت مهلت خواستند و پس از مراجعه، به شخصیتهاى نجران، اسقف (روحانى بزرگشان) به آنها گفت:" شما فردا به محمد(ص) نگاه كنید، اگر با فرزندان و خانواده‌‏اش براى مباهله آمد، از مباهله با او بترسید و اگر با یارانش آمد با او مباهله كنید، زیرا چیزى در بساط ندارد، فردا كه شد پیامبر(ص) آمد در حالى كه دست على بن ابى طالب(ع) را گرفته بود و حسن و حسین(ع)در پیش روى او راه مى‏‌رفتند و فاطمه(س) پشت سرش بود، نصارى نیز بیرون آمدند در حالى كه اسقف آنها پیشاپیششان بود هنگامى كه نگاه كرد، پیامبر (ص) با آن چند نفر آمدند، درباره آنها سؤال كرد به او گفتند: این پسر عمو و داماد او و محبوب‏ترین خلق خدا نزد او است و این دو پسر، فرزندان دختر او از على(ع) هستند و آن بانوى جوان دخترش فاطمه(س) است كه عزیزترین مردم نزد او، و نزدیك‏ترین افراد به قلب او است.

سید به اسقف گفت:" براى مباهله قدم پیش گذار".

گفت: نه، من مردى را مى‏‌بینم كه نسبت به مباهله با كمال جرأت اقدام مى‏‌كند و من مى‌‏ترسم راستگو باشد و اگر راستگو باشد، به خدا یك سال بر ما نمى‏‌گذرد در حالى كه در تمام دنیا یك نصرانى كه آب بنوشد وجود نداشته باشد.

اسقف به پیامبر اسلام (ص) عرض كرد:" اى ابو القاسم! ما با تو مباهله نمى‏‌كنیم بلكه مصالحه مى‏‌كنیم، با ما مصالحه كن، پیامبر (ص) با آنها مصالحه كرد كه دو هزار حله (یك قواره پارچه خوب لباس) كه حداقل قیمت هر حله‏‌اى چهل درهم باشد و عاریت دادن سى دست زره و سى شاخه نیزه و سى رأس اسب، در صورتى كه در سرزمین یمن، توطئه‌‏اى براى مسلمانان رخ دهد و پیامبر(ص) ضامن این عاریتها خواهد بود، تا آن را بازگرداند و عهد نامه‌‏اى در این زمینه نوشته شد.

و در روایتى آمده است اسقف مسیحیان به آنها گفت:" من صورتهایى را مى‏‌بینم كه اگر از خداوند تقاضا كنند كوه‏ها را از جا بركند چنین خواهد كرد هرگز با آنها مباهله نكنید كه هلاك خواهید شد و یك نصرانى تا روز قیامت بر صفحه زمین نخواهد ماند .( تفسیر نمونه، ج‏2، ص: 580)

نكته‏‌ها
1- دعوت به مباهله یك دلیل روشن بر حقانیت پیامبر اسلام (ص)
در آیه فوق خداوند به پیامبر خود دستور مى‏‌دهد كه هرگاه پس از استدلالات روشن پیشین كسى درباره عیسى با تو گفتگو كند و به جدال برخیزد، به او پیشنهاد" مباهله" كن كه فرزندان و زنان خود را بیاورد و تو هم فرزندان و زنان خود را دعوت كن و دعا كنید تا خداوند دروغگو را رسوا سازد.

مسئله" مباهله" به شكل فوق شاید تا آن زمان در بین عرب سابقه نداشت و راهى بود كه صد در صد حكایت از ایمان و صدق دعوت پیامبر(ص) مى‏‌كرد.

2-" مباهله" سند زنده‏اى براى عظمت اهل بیت(ع)
غالب مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنن تصریح كرده‌‏اند كه آیه مباهله در حق اهل‌بیت پیامبر(ص) نازل شده است و پیامبر تنها كسانى را كه همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین(ع) و دخترش فاطمه (س) و على( ع )بودند، بنا بر این منظور از" ابناءنا" در آیه منحصرا" حسن و حسین"0(ع) هستند، همانطور كه منظور از" نساءنا" فاطمه ع، و منظور از" انفسنا" تنها على (ع) بوده است و احادیث فراوانى در این زمینه نقل شده است.

3- آیا مباهله یك حكم عمومى است؟
شكى نیست كه آیه فوق یك دستور كلى براى دعوت به مباهله به مسلمانان نمى‏‌دهد بلكه روى سخن در آن تنها به پیامبر اسلام(ص) است، ولى این موضوع مانع از آن نخواهد بود كه مباهله در برابر مخالفان یك حكم عمومى باشد و افراد با ایمان كه از تقوا و خدا پرستى كامل برخوردارند به هنگامى كه استدلالات آنها در برابر دشمنان بر اثر لجاجت به جایى نرسد از آنها دعوت به مباهله كنند.

از روایاتى كه در منابع اسلامى نقل شده نیز عمومیت این حكم استفاده مى‏‌شود: در تفسیر نور الثقلین جلد 1 صفحه 351 حدیثى از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود:" اگر سخنان حق شما را مخالفان نپذیرفتند آنها را به مباهله دعوت كنید". راوى مى‏‌گوید: سؤال كردم چگونه مباهله كنم؟

فرمود:" خود را سه روز اصلاح اخلاقى كن" و گمان مى‏‌كنم كه فرمود: روزه بگیر و غسل كن و با كسى كه مى‏‌خواهى مباهله كنى به صحرا برو، سپس انگشتان دست راستت را در انگشتان راست او بیفكن و از خودت آغاز كن و بگو: خداوندا! تو پروردگار آسمانهاى هفتگانه و زمینهاى هفتگانه‏اى و آگاه از اسرار نهان هستى و رحمان و رحیمى، اگر مخالف من حقى را انكار كرده و ادعاى باطلى دارد بلائى از آسمان بر او بفرست و او را به عذاب دردناكى مبتلا ساز! و بعد بار دیگر این دعا را تكرار كن و بگو: اگر این شخص حق را انكار كرده و ادعاى باطلى مى‌‏كند بلائى از آسمان بر او بفرست و او را به عذابى مبتلا كن! سپس فرمود:" چیزى نخواهد گذشت كه نتیجه این دعا آشكار خواهد شد، به خدا سوگند كه هرگز نیافتم كسى را كه حاضر باشد این چنین با من مباهله كند".

ضمناً از این آیه معلوم مى‌‏شود كه بر خلاف حملات بى‌‌‏رویه افرادى كه مى‏‌گویند" اسلام عملا آیین مردان است و زنان در آن به حساب نیامده‌‏اند" زنان در مواقع حساس به سهم خود در پیشبرد اهداف اسلامى همراه مردان در برابر دشمن مى‌‏ایستاده‌‏اند، صفحات درخشان زندگى فاطمه بانوى اسلام(س) و دخترش زینب كبرى(س) و زنان دیگرى كه در تاریخ اسلام، گام بر جاى گامهاى آنها نهاده‏‌اند، گواه این حقیقت است.( تفسیر نمونه، ج‏2، ص: 591)

احمد داعی
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر