ناگفته‌های یک دختر ترشیده؛ وبلاگ صندوقچه قدیمی مادر بزرگ نیست!

|
۱۳۹۰/۰۸/۳۰
|
۱۴:۱۴:۰۱
| کد خبر: ۸۷۷۷۵
ناگفته‌های یک دختر ترشیده؛ وبلاگ صندوقچه قدیمی مادر بزرگ نیست!
خیلی‌ها وبلاگ‌شان را با دفتر شعر و خاک گرفته‌ای که مدت‌هاست در صندوق چوبی مادر بزرگ به فراموشی سپرده شده، اشتباه می‌گیرند.
باشگاه جوانی برنا/طولانی شدن دوران مجردی چیزی نیست که مرا نگران کرده باشد و من آرزو ندارم ازدواج کنم.البته این توضیح لازم است که «آرزو ندارم »مترادف «دوست ندارم» نیست اما هر ازدواجی ،ازدواج نیست که !» این جمله ها شما را یاد چه چیزی می اندازد؟چند درصد از دختران و پسران امروزی این جمله ها را در روز تکرار می کنند؟اما این بار این جمله را دختر 34 ساله ای می گوید که نام ترشیده را نه برای خود که برای وبلاگش انتخاب کرده. «یادداشت های یک دختر ترشیده» نام وبلاگ ارمغان زمان فشمی است که سال هاست در عرصه مطبوعات ،طنز نویسی و وبلاگ نویسی فعالیت می کند . او درست در دوره ای که سایت های اجتماعی به خصوص فیس بوک جای وبلاگ ها را پر کرده است ،همچنان به وبلاگ نویسی خود ادامه می دهد و باید بدانید که یادداشت های این دختر ترشیده 2 میلیون و 726 هزار و 96 طرفدار و بازدید کننده دارد. گفت و گوی این جوان را با هفته نامه یک شنبه می‌خوانید.

«اغلب مخاطبان وبلاگ من را جوانان تشکیل می‌دهند و در وبلاگم نیز اشاره کرده‌ام که بعضی‌ها می‌پرسند رمز این که وبلاگ شما این قدر بازدید کننده و کامنت گذار دارد چیست؟ من هیچ وقت به این فکر نکردم که هدف من از نوشتن، جذب مخاطبان بیشتر و بیشتر است، بلکه تعداد محدودی مخاطب فهیم را ترجیح می‌‎دهم و سعی می‌کنم مطالب بی محتوا به خوردشان ندهم. صداقت،قدرت قلم و مفید بودن مطالب در کنار استفاده از قواعد ژورنالیسم مثل استفاده از تیترها و تصاویر مناسب و پرداختن به موضوعات جذاب روز، می‌توانند در کار وبلاگ نویس، امتیاز به شمار بیایند.

من از اسم دختر ترشیده استفاده کردم و در توضیح آن نوشتم:برای این وبلاگ از اسم دختر ترشیده استفاده کردم تا در کنار استفاده تبلیغاتی از آن، هدف عمده وبلاگ را که صحبت در مورد مسایل و مشکلات مجردها و متاهل هاست، یادآوری کرده باشم.

یکی از عوامل جذابیت یک وبلاگ زنده بودن آن است که به دلیل امکان تبادل نظر با مخاطبان،کاری ساده می‌نماید؛ کار ساده‌ای که خیلی ها از آن غافل‌اند و وبلاگ‌شان را با دفتر شعر و خاک گرفته‌ای که مدت‌هاست در صندوق چوبی مادر بزرگ به فراموشی سپرده شده، اشتباه می‌گیرند. آنها وبلاگ‌شان را پر از متون ادبی و خاطراتشان می‌کنند، بدون آنکه فکر کنند آیا این مطالب برای دیگران هم به اندازه خودشان جذابیت دارد یا نه. خاطرات شخصی شما بهتر است طوری نوشته شوند که در آنها نکته قابل توجهی برای دیگران وجود داشته باشد.»



نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر