پژمان جمشیدی: دلخوری من از فردوسی پور شایعه است
به گزارش خبرگزاری برنا،عصر دو شنبه(سیزدهم آبان ماه)نمایش و نشست نقد و بررسی سریال «اولین پژمان » در غالب چهل و هفتمین برنامه خانه فیلم فردوس با حضور سروش صحت(كارگردان)،پژمان جمشیدی و ویدا جوان(بازیگر) و محمدرضا لطفی مجری و منتقد با حضور انبوه تماشاگران و ازدحام شدید جمعیت در فرهنگسرای فردوس برگزار شد.
در ابتدای این نشست محمدرضا لطفی منتقد برنامه درباره این سریال گفت: پژمان كار خوبی است.قصه دارد،سرگرم كننده است و ادا و اصول هم ندارد.تمام این موارد متاسفانه در تلویزیون و شیوه مدیریت فعلی گم شده و حكم سیمرغ را پیدا كرده است و برای همین است كه وقتی مجموعه ای ساخته می شود كه هدف اول و اصلی اش داستان گویی و سرگرم سازی است با اقبال و استقبال مواجه می شود. در این میان نباید از انتخاب درست بازیگران چشم پوشی كرد كه باعث اثر بخشی كار شده اند.حضور خوب سام درخشانی و بیژن بنفشه خواه در كنار پژمان جمشیدی توانسته كار را بالا بكشد.در كنار این موارد باید به یك نكته هوشمندانه پرداخت كه ما شاهد یك سریال فوتبالی هستیم،اما نه به مستطیل سبز كار داریم و به داخل آن سرك می كشیم.
از این دست هوشمندی ها در مجموعه زیاد به چشم می خورد كه ریشه اكثر آنها متن خوب و دقیق است كه البته كارگردان هم به درستی مرز بین فانتزی و رئال را رعایت كرده است.
پژمان یك كار مفرح است و پیام و شعار هم ندارد،خود گروه سازنده هم هیچ ادعای بزرگ فلسفی و روشنفكری از باب محصولشان ندارند و خودشان هم به نیت سرگرم سازی سریال ساخته اند.
در ادامه این نشست و پس از نظر منتقد جلسه سروش صحت درباره نحوه شكل گیری این مجموعه توضیح داد كه پس از آنكه پژمان جمشیدی این موضوع و طرح را با برادران قاسم خانی درمیان گذاشت و آنها شروع به بسط و گسترش دادند،در ابتدا ما به سریالی چهل تا چهل و پنج قسمتی فكر می كردیم و برای همین تعداد قسمت هم داستان طراحی كرده بودیم،اما شبكه به ما گفت كه این مجموعه را برای باكس نوروز درنظر گرفته و به همین دلیل مجبور شدیم خیلی از داستانها و قصه ها را بزنیم و كار را در پانزده قسمت فشرده كنیم.اما درست یك ماه قبل از عید بود كه به ما اطلاع دادند پخش این مجموعه برای نوروز نیست و این برای ما در ابتدا خیلی ناراحت كننده بود و شوك بدی را به ما وارد كرد.اما بعد از چند روز به این نتیجه رسیدیم كه این تصمیم برای ما بهتر است چرا كه هم اندكی از فشردگی كار ما كمتر شد و هم توانستیم دوباره آن داستانهای جا افتاده را اضافه كنیم.اما حدود قسمت های بیست سریال بود كه احساس كردیم گروه تولید و گروه نویسندگان و بچه ها خسته شده اند و بهتر است كه كار را جمع و جور كنیم و برای همین تصمیم گرفتیم سریال در بیست و پنج قسمت به پایان برسد و باز هم البته تعدادی از ماجراها و داستان ها مانند قضیه آواز و خوانندگی پژمان جمشیدی كنار رفت و كار نشد.
وی همچنین در مورد هدف از ساخت سریال توضیح داد هدف من در سریال سازی نه شعار است و نه پیام و نه فلسفه بافی،نه قصد نقد و مو شكافی در دنیای فوتبال را داشتم و نه می خواستم جریان خاصی را شكل بدهم.من همواره فقط و فقط به دنبال سرگرم سازی مخاطب و خنداندن آنها هستم و این نگاه نخست من است كه چگونه می توانم سالم تماشاگرم را سرگرم سازم.بعد از این نیت به هرحال هر نوشته و كار و صحبتی یك پیام و هدف هم دارد،اما الویت من نیست.من تا به امروز یا از نوشته های خودم كه به اتفاق ایمان صفایی می نویسم استفاده كرده ام و یا از كارهای برادران قاسم خانی كه خوشبختانه همه این عزیزان هم نگاه من را دارند.
صحت در بخش دیگری از صحبت های خود به این نكته اشاره كرد كه هر كارگردانی سلیقه و شیوه خود را دارد.بعضی از دوستان از نماهای پیچیده و زوایای خاص و حركت های آنچنانی دوربین استفاده می كنند و به آن علاقه مند هستند،اما سلیقه من این شیوه نیست و براین باورم كه اگر به ساده ترین شكل ممكن حرف خود را بزنم بهترین نتیجه را می گیرم و زبان ساده قشنگ تر به دل مردم می نشیند،من در مجموعه پژمان از دوربین روی دست استفاده نكردم مگر صحنه ای خاص مانند كابوس پژمان یا تصادف و یا غیره در غیر این صورت میزانسن ها و دكوپاژ ساده را می پسندم و سلیقه من كاملا به این شكل است.
كارگردان سریال پژمان همچنین اذعان داشت كه من فكر می كنم یكی از جذابیت های این مجموعه مرز شخصیتی خیلی از كاركترها خصوصا پژمان جمشیدی بود كه یك بخشی واقعی و یه بخشی غیر واقعی بودن آن باعث شكل گیری این فضاسازی بود.خصوصا پژمان كه به شدت انسان باهوشی بود و فقط لازم بود كه در اتمسفر كار قرار می گرفت.
صحت در پایان صحبت های خود عنوان كرد من خیلی آدمی با برنامه ریزی مدون و دور نمای طولانی و دیدگاه طویل المدت نیستم.بیشتر سعی كرده ام از پیش آمدهای مقابلم انتخاب كنم و برای همین نمی دانم كه مثلا دقیقا تا پنج سال دیگر قرار است چه كنم.برای همین خیلی ها از من سوال می كنند كه پژمان دو قرار است ساخته بشود یانه و من می گویم كه فعلا خبری نیست و در حد شوخی و حرف و گپ و دورهمی با بچه می گوییم كه قابلیت ساخته شدن قسمت دوم آن وجود دارد،اما در مورد ساختمان پزشكان با قطعیت كامل می گویم كه قسمت دوم این مجموعه ساخته نخواهد شد.
در این جلسه پژمان جمشیدی نیز صحبت هایش را با این توضیح آغاز كرد كه فوتبال برای من فراتر از یك عشق است اما حداقل برای شخص من شهرت یك كار موفق تلویزیونی قابل مقایسه با فوتبال نیست البته من برنامه خاصی برای ادامه فعالیت های بازیگری ام ندارم و بدون شعار می گویم كه تمام چیزهای دنیا برایم خیلی بی ارزشه،من حتی تا آخر عمر هم حتی خودم را بازیگر حرفه ای نمی دانم چون تحصیلات این رشته را ندارم و همواره پشت عزیزانی هستم كه سالها درس این رشته را خوانده اند و برای هدف شان تلاش كرده اند.ولقعا به نظر من شاید این میزان موفقیت كار خدا بود،روزی كه تصمیم به این كار گرفتن صد در صد اطرافیانم مخالف این كار بودند اما امروز صد در صد همان آدمها موافق هستند.من كلا در زندگی ام خیلی زیاد اهل ریسك كردن هستم و فكر می كنم هرچی ریسك بزرگتری بكنی بزرگتر جواب می گیری.سریال پژمان یك كار دلی بود و ما با صداقت جلو آمدیم و به همین جهت هم جواب گرفتیم.
من سعی كرده ام همواره در زندگی ام راه سالم را انتخاب كنم،اما متاسفانه در این جا هركاری كه بكنی نمی گذارند تو شخصیت واقعی ات را به مردم نشان بدهی به عنوان مثال من چندی پیش با روزنامه ورزشی نود مصاحبه ای كردم و در آن جا روزنامه در انعكاس حرفهای من شیطنتی نشان نداد،اما بعد در سایت ایلنا آن مصاحبه چنان ناجوانمردانه مرا زده بود كه كه من بهت كردم به خواننده حق دادم كه از من بدش بی آید.من صراحتا می گویم كه دوست دارم مردم مرا با همان شخصیت پژمان در سریال بشناسند،چون این آدم ساده بود و قلبی مهربان داشت.من عاجزانه از مردم می خواهم كه اگر می خواهید یك فرد یا شخصیت و یا چهره را بشناسید درباره او خیلی تحقیق كنید و درباره اش با خواندن یك متن قضاوت نكنید.متاسفانه خیلی سخت است كه با وجود این كثرت مطبوعات و سایت ها خودت را صادقانه نشان بدهی و این انتقال درست حرفهای شخص یك تبحر و دانش می خواهد.به عنوان مثال شایعه شده بود كه من از نحوه سوال های عادل فردوسی پور در برنامه نود دو هفته پیش دلخور شده ام،اما اتفاقا همین عادل فردوسی پور نمونه خوبی است كه بگویم دانش این كار را چقدر خوب دارد و من از مصاحبه عادل بسیار راضی هستم و خوشحالم كه مسیر مصاحبه را به سمتی برد كه من راحت حرفهایم رابزنم.
وی همچنین توضیح داد كه از روز اول می دانستم كه هر اثر هنری یك تعداد موافق و یك تعداد مخالف دارد و خوشبختانه در عالم فوتبال منتقدان ما به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسد و من ضمن نهایت احترام برای این عزیزان منتقد باید بگویم كه ما در این سریال فوتبال یا فوتبالیست را نقد نكردیم ما فقط به نقد پژمان جمشیدی پرداختیم و این نباید تعمیم داده شود به كل جمعیت فوتبال،ضمن آنكه باید بدون رودربایستی حرف زد اگر هم در جایی نقدی به فوتبال بشود بیراه نیست و این تقصیر خود ما فوتبالیست ها است كه متاسفانه كاری كرده ایم كه تا اسم فوتبالیست می آید همه فكر كنند كه طرف به زور دیپلم هم ندارد.
جمشیدی در پایان سخنان خود گفت ما تقریبا نود و پنج تابع متن بودیم و در زمان فیلمبرداری اصلا فرصت حفظ كردن و تمرین نداشتیم و تنها ده دقیقه قبل از چیده شدن دوربین با بچه ها متن را دور خوانی می كردیم.
همچنین ویدا جوان نیز در این جلسه و نشست اذعان داشت كه من احساس می كنم یك بازیگر موفق كسی است كه تبحر كافی در این زمینه داشته باشد و فكر می كنم این تبحر با تجربه به دست می آید و یكی از راههای كسب تجربه انتخاب و بازی در ژانرهای مختلف است و ژانر كمدی و طنز همیشه برای من حكم یك راهروی تاریك را داشت كه از ورود كردن به آن هراس داشتم اما خوشبختانه امروز بعد از بازی در سریال پژمان به تعریف جدیدی از كار تیم ورك رسیدم و از حضور در این كار خیلی خوشحال هستم.البته باید اعتراف كنم كه روزهای اول از اینكه پارتنر مقابلم یك فوتبالیستی بود كه سابقه بازیگری نداشت خیلی نگران بودم،چون پارتنر در بازیگر خیلی مهم است.اما اغراق نمی كنم اگر بگویم در همان دور خوانی اول نگرانی ام از بین رفت و متوجه شدم كه پژمان جمشیدی به شدت باهوش و با استعداد است.
این نشست در ساعت بیست و دو با تجلیل از مهمانان به پایان رسید