کرم کتابهای کمیاب
خبرگزاری برنا/مینا عینی فر:از دو دقیقه تا 120 دقیقه! مدت زمانی که ایرانیها به مطالعه اختصاص میدهند در آمار مسئولان نوسان زیادی دارد. اما آنچه فارغ از آمارهای اعلام شده در اطراف میشود مشاهده کرد، این است که کتابخوانی بین جوانان ایرانی خیلی پرطرفدار نیست و بسیاری از جوانان آن را در برنامه روزانه و هفتگی خود جای ندادهاند. بسیاری از آنها در کتابخانههای کوچکشان فقط کتابهای درسی مربوط به دانشگاه را جا دادهاند. بعضیها تعدادی کتاب متفرقه هم دارند که طی چندین سال جمع شده و یک کتابخانه کوچک را پر کرده و بعضی دیگر هم از نوع کرم کتاب هستند و تک تک کتابهایشان را از الف یا ی خواندهاند و غیر از کتابخانه خودشان ته کتابخانه دانشگاه و مدرسه را هم در آوردهاند. البته کرم کتابها آن قدر زیاد نیستند. کافی است به حافظهتان مراجعه کنید و ببینید چند تا از آنها را تا به حال دیدهاید.
مطالعه در توسعه فرهنگی جوامع نقش مهمی دارد. شاید برای همین هر کسی سعی میکند آماری برای آن ارائه کند. رئیس کتابخانه ملی در سال 87 گفت هر ایرانی در شبانه روز 2 دقیقه مطالعه میکند که با اضافه کردن زمان درس خواندن میشود 6 دقیقه. البته این آمار بعد از اعلام از سوی معاون فرهنگی وزیر ارشاد وقت تکذیب شد. محمد سالاری، مدیر کل دفتر برنامهریزی و مطالعات فرهنگی و کتابخوانی، بعد از آن آمار جدیدی رو کرد که از متوسط جهانی بالاتر بود. به گفته او هر ایرانی روزی 120 دقیقه مطالعه میکند. ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻠﯽ ﺟﻮاﻧﺎن ھﻢ آﻣﺎر ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪای ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﺮد که بر اساس آن 76 درﺻﺪ از ﺟﻮاﻧﺎن، روزاﻧﻪ ﮐﻤﺘﺮ از 30 دﻗﯿﻘﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. 46 درﺻﺪ از ﺟﻮاﻧﺎن ھﺮ روز ﺑﯿﻦ 4 ﺗﺎ 30 دﻗﯿﻘﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، 30 درﺻﺪ آنها ﮐﻤﺘﺮ از 4 دﻗﯿﻘﻪ در روز ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، 13 درﺻﺪ ﺗﺎ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، 7 درﺻﺪ ﯾﮏ ﺗﺎ 2 ﺳﺎﻋﺖ و 4 درﺻﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ از 2 ﺳﺎﻋﺖ در روز ﮐﺘﺎب ﻣﯽﺧﻮاﻧﻨﺪ.
در حالی که در محافل غیررسمی از بعضی مولفان و ناشران شنیده میشود که تیراژ واقعی کتابهای چاپ شده از آنچه در داخل کتاب ثبت میشود کمتر است، آمارهای خوشبینانه چندان قابل قبول نیستند و به نظر میرسد آمارهای بدبینانه را راحتتر میشود پذیرفت. اما این وضعیت در مقایسه با کشورهای دیگر چگونه است؟
بر اساس گزارشی که پاریس ریویو درباره کتابخوانی منتشر کرده، هند، تایلند، چین، فیلیپین، مصر و جمهوری چک و روسیه کشورهایی هستند که مردمش بیشترین ساعتها را به کتابخوانی اختصاص دادهاند.
به نوشته سایت انگلیسی آژانس مطالعه، شواهد حاکی از این است که مطالعه در عملکرد افراد در زندگی نقش مشخصی دارد. افراد با مطالعه کمتر گرایش به کار و تلاش کمتری دارند و کمتر به رای دادن علاقمندند. بر اساس شواهد، کودکان و جوانانی که کمتر به سواد و مطالعه علاقه دارند، از زمینههای اجتماعی محرومتری هستند. 14درصد کودکانی که در خانوادههای کمدرآمد رشد میکنند هرگز کتابی نخواندهاند. والدین مهمترین الگوی فرزندانشان در کتابخوانی هستند. تنها یک نفر از هر 5 نفر از والدین فرصت کتاب خواندن برای فرزندش را پیدا میکند. 10-16 سالههایی که مطالعه آزاد دارند در درس و مدرسه هم موفقتر عمل میکنند.
در آمریکا خواندن کتابهای الکترونیک رواج بیشتری پیدا کرده و کتابهای چاپی کمی از رونق افتادهاند. افرادی که تحصیلات بالاتری دارند گرایش بیشتری به خواندن کتابهای الکترونیک دارند. به خصوص آنهایی که در سنین 30-40 سالگی قرار دارند. طبق آمار نهادهای ملی این کشور، 75درصد آمریکاییهای 16 ساله به بالا در سال 2012 کتاب خوانده بودند. 14درصد آنها بیشتر از 21 کتاب خوانده بودند، 13درصد 11-20 کتاب، 15درصد 6-10 کتاب، 12درصد 4-5کتاب و 14درصد 2-3 کتاب خوانده بودند.
در روسیه کتاب از معدود حوزههایی است که دولت به آن یارانه میدهد. 66درصد مردم روسیه کتابخوان هستند و در سطح شهرها از تصاویر نویسندگان و کتابها زیاد استفاده میشود. 70درصد جوانان و 71درصد میانسالان اهل کتاب هستند و ماهانه پولی برای خرید کتاب در نظر میگیرند.
اما این تفاوتها از کجا میآید؟ چرا جوانان در یک کشور بیشتر کتاب میخوانند و در کشور دیگری کمتر؟ دکتر عبدالحمید معرفزاده یکی از کسانی است که درباره میزان مطالعه جوانان و عوامل موثر بر آن در ایران تحقیق کرده و به این نتیجه رسیده که بالا رفتن تحصیلات افراد، تحصیلات والدین و درآمد خانواده مراجعه به کتابخانهها را بیشتر میکند، اما بالا رفتن قیمت کتاب و میزان استفاده از رسانههای دیگر، مراجعه به کتابخانه را کم میکند. نقش خانواده در ترغیب فرزندان به مطالعه، وجود کتابخانه در مدارس، گنجاندن ساعاتی به عنوان ساعت مطالعه در برنامه درسی و به خصوص اخلاق خوب کتابداران کتابخانهها اهمیت بسیاری در ترغیب به مطالعه دارد. در مقابل نداشتن انگیزه، کمبود وقت، مناسب نبودن کتابخانهها، گرانی کتاب و جهتگیریهای جامعه به سمت مسائل اقتصادی باعث رکود مطالعه در جامعه میشود و از عوامل بازدارنده در مطالعه است.
شاید داستان از همان جایی آب میخورد که خیلی دیگر از خریدهای بی ربط به کتاب را از سبد خانوادهها حذف کرده؛ مشکلات اقتصادی. شاید از مدرک محور بودن تحصیل و کم توجهی به ابعاد فرهنگی آن. شاید هم کتابدارها نمیدانند اخلاق و رفتارشان در مراجعه دوباره جوانان به کتابخانه موثر است!