روزی که کرمهای شبتاب مهمانی گرفتند
خبرگزاری برنا-افکار روزانه یک پزشک چه چیزهایی میتواند باشد؟ این که خیلی ازمردم فرق بی نتوهم وهذیان را نمیدانند یا مثلا اینکه جنون آتشافروزی را اولین بار کجا به چشم دیده؟ یا اینکه سلامت روان آدمهای دور و برش چه طور تهدید میشود؟ همه اینها به اضافه رویدادهای دیگری که ممکن است در طول روز برای یک پزشک رخ بدهد، نوشتههای وبلاگ خاطرات یک پزشک را تشکیل میدهد. این پزشک با اسم «آرش» پستهایش را به اشتراک میگذارد و هویت واقعیاش را فاش نکرده اما قلم روان و سادهاش میگوید به جز پزشکی در نوشتن هم دستی بر آتش دارد.
یکی از پستهای او را در زیر میخوانید.
Pyromania
خدمت که بودم یه شب با صدای عربده ی یه عده سرباز از خدا بیخبر از اتاقم بیرون پریدم. وای چی میدیدم! اتاق دژبانی داشت یکپارچه توی آتیش میسوخت. ورودی یگان به دژبانی ختم میشد. جایی که با واحد بهداری ما صدمتر فاصله داشت. شعله های آتیش به طرز هراس آوری زیونه میکشید و سربازها دوروبرش میچرخیدن. برق یگان قطع شده بود و در تاریکی مطلق فقط شعله های سرکش دیده میشد که از در و پنجره های دژبانی بیرون میزد. با تحیر داشتم نگاه میکردم٬ توی اون تاریکی متوجه یه نگهبان شدم که کنارم ایستاده بود. ازش پرسیدم چی شده؟ گفت: آتیشه!
آهان! خوب شد این نکته رو یادآوری کرد وگرنه ممکن بود فکر کنم یه تعداد کرم شب تاب اکس پارتی گرفتن ...
آیا میدونستید یه چیزهایی در طبیعت هست که مشاهده ی اون لذت بخش و چشم نوازه؟ مثلاً آب جاری٬ طبیعت سرسبز و حتا شعله های آتیش! البته امیدوارم که این سومی باشه چون برای من اینجوره و اگه برای شما اینجور نیست لطفن اطلاع رسانی کنید که در جهت درمان خودم قدم بردارم!
...
شاید شما هم اصطلاح پیرومانیا یا جنون آتش افروزی رو شنیده باشید. آدمهایی که از یه اختلال روانپزشکی عمده رنج میبرن و تمایل شدیدی به آتش زدن اشیا و بناها و تماشای اون دارن. هرچی شعله های آتیش وحشی تر باشه اونا بیشتر لذت میبرن. براشون هم اصلن مهم نیست که آتش افروزی اونا چه تبعاتی ممکنه داشته باشه. این اختلال در واقع نوعی ناتوانی در کنترل تکانه است. این افراد گاهی اوقات تمایل شدیدی برای آتش افروزی پیدا میکنن و مقاومت در برابر این تکانه باعث ایجاد اضطراب و احساس نامطلوب درونی میشه. بنابراین سعی میکنن با آتش افروختن این حس درونی رو خنثی کنن و به آرامش و رضایت درونی برسن.