دلمشغولیهای من و MS
یک روز از لاک زدن دست و پایش توسط خانومی که از او مراقبت میکند، یک روز از عکسهای برفی که با ویلچرش انداخته و روز دیگر از درگذشت همسر سابقش که به دلیل بیماری اماس ترکش کرده بود. پستی و بلندیهای یک بیمار مبتلا به اماس که میخواهد از بیماری و تلاشهایش برای زندگی بگوید و گاهی هم به از این در و آن در مینویسد و بیماری را فراموش میکند. «من و MS» وبلاگ زنی است که خودش را ویولت معرفی میکند و سالهاست با بیماریاش درگیر است و از آن مینویسد.
ویولت در یکی از پستهایش درباره روزهای زندگی با بیماری نوشته:
دور و برم همه سرما خوردن ولی من تا حالا استقامت کردم و نگرفتم! با توجه به سیستم دفاعی ناقص بدن من ،فک میکنم تنها علتش می تونه این باشه که هر روز یه لیوان معجون چای و عسل و آب لیمو وزنجبیل میخورم.
زنجبیل آنچنان بدنم رو گرم کرده که صبحها که از خواب بلند میشم بدنم خیس از عرقه!
جدیدا دوباره شروع کردم به حرکت درمانی… یه آقای فیزیوتراپ میان خونه و فعلا داره روی دستم کار میکنه… هزینه خیلی بالایی باید بپردازم ولی فعلا ارزیده! چون بعد مدتها دست چپم از بیمصرفی مطلق خارج شده و دیگه پنجههام حالت مُشت شدن دائمی رو نداره…تا ببینم در آینده چی پیش میاد.
از خودم و بازی که خدا تو زندگیم گذاشته خندهام میگیره… این که دائم در حال جنگیدن هستم برای زندگی کردن و کمتر کردن محدودیتهام.