گیلاس خانمی هستم
در وبلاگ نویسی وقتی کسی می خواهد دل نوشته هایش را در فضای مجازی منتشر کند باید انقدر از قدرت قلم بالایی برخوردار باشد تا بتواند مخاطب را با خود همراه کند. شاید وبلاگ «گیلاس خانوم» این قدرت خارق العاده را داشته باشد.
گیلاس دختر جوانی است که دغدغه های فردی و اجتماعی خود را در وبلاگ پر طرفدارش منتشر می کند و از مشکلات فرهنگی و اجتماعی کشور هم سخن می گوید. اگر خواستید با نوشته های گیلاس آشنا شوید سری به آدرس http://gilasi.net/
بزنید. با هم بخشی از نوشته های او را می خوانیم:
e
مدتی هست صورتحساب های بازنشسته های ما رو دیگه بانک نمیده و باید اینترنتی ببینن. اونوقت بازنشسته زنگ زده که نمیتونم صورت حسابم رو ببینم. میگم browser رو عوض کنید میگه بروزر چیه؟ والا منم نمیدونم معادل فارسیش چیه!! شروع میکنم به ترسیم شکل یک eآبی رنگه روش یه خط زرد امده …. یکی هست یک روباهه خوابیده پشتش به ماس شما با کدوم میری؟ میگه با اون e آبی رنگه که خط زرد داره. میگم خوب حالا با اون یکی برید که روش عکس روباه داره.
پنج دقیقه پشت خط میمونم … چی شد پیداش کردید… (صدای همسرش میاد هر دو پیر هر دو ناآشنا با کامپیوتر و احتمالن هر دو تنهان). دارن دنبال یک روباه میگردن رو مونیتورشون. صدای شوهرش میاد با خوشحالی میگه ایناهاش اینجاس.
میگم خوب وارد این سایت بشید… دبیلیو دبلیو دبلیو. نقطه …. میگه چند تا دبلیو بزارم؟ میگم سه تا. حالا …. براش اسم سایت رو هجی میکنم من از پشت تلفن میگم (t) اون میگه (b؟) میگم نه نه ( t …. t) میگه آها (v ) …. با صدای بلندتر میگم نه ( t … t) مث اول طوطی … میگه ببخش دخترم من گوشام سنگینه اذیتت میکنم … اروم میشم میگم نه مشکلی نیست … سایت رو که باز میکنه میگم شماره کارمندیتون با شماره حسابتون رو باید وارد کنید …. من چند دقیقه دیگه پشت خط میمونم میگه باز نمیشه دخترم. میگم بیاید با هم وارد کنیم من از اینجا شما از اونجا … یکی یکی اعداد رو میگه ۳۰ … ۷ … دو تا صفر … میگم دو تا صفر؟ میگه نه دو تا ۳… ۳ ۳ … میگم چند تا سه داره؟ میگه دو تا میگم چرا من ۴ تا ۳ نوشتم!! میگه بزا از اول برات بگم. ۳ ….۰ …۷ … میگم شماره حسابتون دو عدد کم داره باید ده رقم باشه. میگه نه من همیشه با این وارد میشدم. میگم نمیشه اخه. میگه بزا برم شماره حسابم رو بیارم. صبر میکنم صدای عصا زدنش میاد. سکوته تا برمیگرده میگه اولش دو تا صفر داره ولی مگه این صفرا ارزشی داره … خنده ام میگیره میگم بله حالا اول دو تا صفر رو بزنید. دوباره همه رو وارد میکنن … هممون منتظر میشیم برای من باز میشه صورت حسابشون برای خودشون نه . میگه دخترم تا کی باید وایسیم این بچرخه؟ میگم سرعت اینترنتتون چقدره؟ ۱۲۸ یا ۲۵۶؟ میگه من نمیدونم. رو به شوهرش میگه سرعتش ۱۴۸ بود یا ۲۰۶؟ اونم میگه نمیدونم!
میگم باشه بیاید برگردیم هیستوری اینترنت اکسپلورر رو پاک کنیم. میگه کجا بریم؟ میگم اون e آبی که روش خط زرد داره رو باز کنید. میگه بازه اون. ببندم دوباره بازش کنم؟ میگم نه اون بالا سمت راست یه جا زده tools اون رو دیدید؟ به شوهرش میگه ببین جایی تونز میبینی؟ با هم میگردن دنبال تونز … میگم بالاس سمت راست اولش عکس یه خونه کوچیکه همون خط رو برید تا اخر اونجاس … صدای خس خس نفساشون میاد. همسرش میگه اینجاس … میگم خوب روش کلیک کنید با ماس روش نگه دارید یه صفحه باز میشه بیایید اون آخر اخرش نوشته اینترنت اپشن … میگم رو اون کلیک کنید یه صفحه باز میشه اولش نوشته جنرال …. چند دقیقه سکوته فکر میکنم دارن دنبال میگردن .. یهویی میگه با اون روباهه برم؟ سرم رو میگذارم رو میز میگم نه … با اون e که خط زرد داره روش … به شوهرش میگه اینجا نه برو تو اون یکی ….. میگه دخترم چکار کنم پیداش نمیکنیم؟ میگم میخواید من این مسیر رو بگم شما بنویسید بعد با حوصله دنبالش بگردید؟ میگه اره دخترم. همه رو از اول میگم … پشت سر من تکرار میکنه (حالا apply را میزنیم). میگم حالا اگر اینجا رو کلیک کنید هر چی اطلاعات داده باشید بعد خاموش کردن کامپیوتر پاک میشه. اشکال نداره؟ میگه نه همیشه دوباره از اول اطلاعات بهش میدیم.
میگم اگر نشد بازم زنگ بزنید … میگه ببخش دخترم ما از این چیزا سر در نمیاریم. کسی هم نیست بهمون یاد بده یا برامون انجام بده. فقط منم و شوهرم. پا هم نداریم تو این سرما بریم بیرون. من هشتاد سالمه. گرفتاری شدیم. میگم اشکال نداره حق دارید … گوشی رو که میگذارم فقط یه لبخند تلخ رو لبامه.