قاب روز
دسیمای سینمایی
مثل یک فیلم سینمایی بود. فیلمی شبیه درام های استیون اسپیلبرگ یا کن لوچ. یک درام پر تب و تاب و نفسگیر که تا آخرین لحظه شما را میخکوب نگاه می دارد. یک آغاز آرام و تومانینه در ابتدای راه که بیشتر ما را یاد فیلم های مستند می انداخت اما درام از آن لحظه ای رخ داد که کاپیتان کاسیاس آن اشتباه ویرانگر را مرتکب شد. وقتی در لحظه آخر در خروج از دروازه دچار تردید شد، دو گام به جلو برداشت و دروازه را ترک کرد تا گودین با چشمانی باز با یک ضربه ساده تیمش را جلو بیاندازد. این آغاز ماجرا بود. ماجرایی پرتب و تاب که البته تا دقیقه 3+90 ادامه داشت. یک نمایش یک طرفه. رئال مادرید بی محابا و آسیمه سر حمله می کرد و اتلتیکو با خونسردی و البته صلابت دفاع. استرس و تشویش در جمع سپیدها و خونسردی و آرامش در نزد قرمز و سفیدها. گویی یک بازی تمرینی را می بینیم که در یک نیمه از زمین دنبال می شود. تلاش مذبوحانه رئال برای رسیدن به گل تساوی و اقتدار اتلتیکو در دفاع از گل برتری. درست در لحظه ای که به نظر می رسید کار تمام است و جام در دستان پسران شجاع ال چولو قرار دارد و رویای دسیما بر باد رفته، ضربه سر سرخیو راموس ورق را بگرداند. یک نقطه عطف برای این درام سینمایی از سوی قهرمان اصلی فیلم. قهرمانی که در چند نمایش آخر ستاره و قهرمان اصلی او بوده. گلی که اتلتیکو را از لحاظ روحی به هم ریخت تا در وقت اضافه کار یکسره شود. سلاخی رئالی ها روی جنازه محتضر روخوبلانکو این درام را کامل کرد تا دسیما در یک شب سینمایی تعبیر شود.