غایت رفتارسازی سازمانیافته در اسلام کلمهای به اسم انقلاب است
خبرگزاری برنا؛ برنامه ساعت بیست و چهار و یک دقیقه در قسمت سوم از این مجموعه برنامه به گفتگو با علیرضا داودی (کارشناس ارشد رسانه و علوم شناختی) و معصومه نصیری (کارشناس سواد رسانه) پیرامون موضوع رسانه و رفتارسازی شناختی پایه، سازمان رفتاری و رفتارسازی مسئولانه دانشگرا پرداخت.
نگاه شناختی پیامبر یک نگاه کاملاً فرایندی بوده است
حسین زاده- کارشناس مجری: با توجه به موضوع برنامه تحت عنوان "سازمان رفتاری و رفتارسازی مسئولانهی دانشگرا" تمایل دارم که طلیعه بحثمان با نگاهی مسئولانه، با نگاهی به زندگی نبوی حضرت رسول اعظم، نگاهی به رفتارسازی مسئولانهی آن بزرگوار داشته باشیم. قطعاً نگاهی که حضرت رسول(ص) نسبت به جامعه داشتند، نگاه مسئولانهای بود. قطعاً نگاه این بود که یک تربیت اجتماعی در جامعه اتفاق بیفتد و رفتاری را در جامعه نهادینه کنند که آن رفتار به معنای واقعی کلمه، جامعه را در مسیر اهداف و ارزشهای حکومت نبوی قرار بدهد، حفظ کند و هم اینکه راهبری کند. حضرت رسول این رفتارسازی را چگونه ایجاد کردند که امروزه بعد از گذشت 1400 سال از آن دوران، هنوز نگاهها نسبت به حکومت نبوی یک نگاه مثبت و رفتارها رفتارهای مثبت است. آن هم در شرایطی که در آن دوران نگاههای عصبیتی وجود داشت. حضرت رسول(ص) چگونه این رفتار را ایجاد کردند؟
داودی- کارشناس ارشد رسانه و علوم شناختی: اول عرضم را با یک جملهای استفهامی اعتراضی شروع میکنم. بسیاری از عزیزانی که در حوزهی شناختی با گرایش علوم انسانی فعالیت دارند، عمدتاً منابعشان ترجمهای است. کتابهایی را تجربه میکنند، از لابلای آن یک تعداد عبارت را استخراج میکنند و اسمش را اقدام شناختی، دانش شناختی یا هر چیز دیگر میگذارند. در صورتی که ما اگر بخواهیم به صورت حقیقی حوزهی شناختی را بشناسیم و بر آن کار کنیم، نیازی به این منابع نداریم. بله ترجمهی آن خوب است، دانستن آن بد نیست اما اینکه ما برگردیم به منابع اصیل خودمان که بخشی از منابع شناختی ما در واقع سیرهی پیامبر (ص) و ائمهی ما در این حوزه تلقی میشود، شرایط متفاوت میشود.
ما در حوزهی شناختی وقتی که به آرا و سیرهی پیامبر مراجعه میکنیم، شاهد سه اقدام بسیار جدی در مجموع رویدادها هستیم. اولاً نگاه شناختی پیامبر یک نگاه کاملاً فرایندی بوده است. وقتی نگاه فرایندی باشد، دو اتفاق در آن نمی افتد؛ خستگی و جداشدگی. این دو وجود ندارد. پس اولین نکته این است که در حوزهی شناختی، پیامبر یک نگاه کاملاً فرایندی داشتند.
نکتهی دوم؛ فراوردههایی که در این فرایند تولید میشدند، چه آنجا که قول و چه آنجا که تقدیر است، چه آنجا که بحث عمل و چه آنجا که بحث سیره و مسلک شکل میگیرد، بلا استثناء منطبق با فهم، درک و قدرت تحلیل مخاطب زمان خودش است. قاعدتاً دانش پیامبر از مردم زمان خودش خیلی بالاتر است -به دلیل آن اتصالی که منبع لایزال دارد- اما تبدیل آن به ظرف ذهنی تحلیلی مردم زمان خودش یک اتفاق بسیار جدی است. این اوج دو مسئله را میرساند: 1- مسئلهی اشراف نسبت به ظرف مردم 2- تسلط بر تبدیل گزارههای عالی به مفاهیم قابل دریافت برای مردم زمان خودشان.
البته در اینجا یک نکته و یک تبصره وجود دارد. اصل ماجرا این نبود که پیامبر همهی گزارهها را پایین بیاورد. اصل کارکرد این بود که درک و ظرف مردم را گسترش و افزایش بدهد. برای همین در سال اول هجری با سال 63 هجری اصلاً نگاه مردم و ادبیاتها کاملاً متفاوت است و مشخصاً مردم به یک نقطهای رسیدند که آن پیام را به حالت عالی و غایی آن درک میکنند و نیازی نیست که مرتباً به گزارهها تخفیف داده شود و پایین بیاید.
نکتهی سوم که برای ما حائز اهمیت است این است که دانش برقراری ارتباط با جامعه توسط پیامبر، روش، منش، بینش و نگرش مختصّ خودش را داشت. از نحوهی اعطای قدرت برتری در جامعه به نسبت تقوا، نه به نسبت رنگ و میزان پول، مردم را در زمان پیامبر به یک باوری میرساند که شهدای صدر اسلام مثل سمیه و بلال را ایجاد میکند. قبل از آن اصلاً چنین دیدگاهی نداشتند اما آن دیدگاه رخ میدهد. بنابراین؛ یک قاعدهای در حوزهی شناخت این مسئله وجود دارد. رفتار مسئولانهی دانشمحوری که پیامبر در زمان خودشان ایجاد میکردند، متصل به یک کلمه است. در حوزهی شناختی خیلی وقتها کلمات را به عاریه میگیریم. خیلی باید مراقب باشیم، رینگهای این عاریه درست تفسیر شود.
هیچ کدام از اینها از این دو قاعده خارج نبود که آن دو قاعده یک کلمه است و آن مفهومی است تحت عنوان «جهاد». یا این جهاد به تعبیر دقیقترش حوزهی مبارزه است. برای همین مفهومی تحت عنوان «مبارزهی حاد»، که امکان دارد بخشی کلمهی سیاسی، فرهنگی، نظامی و ایدئولوژیکی به آن بچسبد. قوارهای را خلق میکند، اصلاً مبارزهی حاد یک قوارهای را خلق میکند که آن قواره تعریفکنندهی استاندارد منِ متفاوت میشود. این استاندارد، این قوارهی استاندارد من متفاوت است که یک برده را در حدّ یک صاحب، در حدّ یک آدم متموّل بالا میآورد و از آنجا به بعد شاخصها متفاوت میشوند و فرق میکنند.
همین استاندارد و همین شناخت است که وجود مبارک حضرت خدیجه(س) در این مبارزه را میآید تعریف میکند. طبق قواعد و قوانین آن زمان اینها معنا نداشتند. اما طبق قوارهای که پیامبر براساس این مبارزه ایجاد میکند، اینها معنا پیدا میکند. مجموعهی این معناها در کنار هم، میشود رابطهی بین پیامبر و امّت. مدل ارائهی این ها میشود مسئولیت پیامبر در قبال امّت. فرم پذیرش این ها میشود مسئولیت امّت در قبال پیامبر.
وجود تمامی مولفه های یک رسانه در شیوهی سیاستگذاری حضرت رسول(ص)
حسین زاده: رسانه چه نقشی در این رفتار مسئولانهی پیامبر و یا رفتارسازی مسئولانهی پیامبر داشته است؟
نصیری- کارشناس سواد رسانه : وقتی که از دوران شالودهریزی نظام اسلامی صحبت میکنیم، یعنی از گزارههایی سخن می گوییم که حتماً در دل خودش با موقعیت زمانی و مکانی خودش، حتی از کارکردهای رسانهای برخوردار است. در واقع از یک فرایند تدریجی برای یک الگوی قابل تعمیم و تسری صحبت میکنیم. وقتی جناب داودی اشاره میکنند که همان چیزی که سمیه میگوید در نقطهی دیگری و این نقاط مختلفی که دوران تشکیل نظام اسلامی توسط حضرت رسول(ص) هست، این فرایند برای آن ارائهی الگوی قابل تعمیم و تسری هست که توسط پیامبر در گفتمان پیامبر و غیره اتفاق میافتد.
جناب داودی به بحث امت اشاره کردند. ما یک فرایند امّتسازی داشتیم که همهی این اتفاق و این امّتسازی و اتفاقات پیرامون خودش، چه قبل از آن و چه بعد از آن و چه در فرایند آن حتی در غدیر و غیره همینطور اگر جلو برویم و به آن نگاه کنیم، مبتنی بر همهی مؤلفههایی است که ما امروز در رسانه داریم به آن توجه میکنیم.
حسین زاده: منظورتان از امّت همان ملّت است یا متفاوت است؟
نصیری: خیر. امّت آن چیزی است که در واقع، همهی کشورها اکنون ملّت دارند اما امّت در واژهی خودش بار معنایی حتی با کارکردهای ویژهتری دارد. می گوییم ملّت داریم اما اگر امّت تشکیل بشود، گونهی رفتاری نظام اسلامی متفاوت خواهد شد. همهی مؤلفهها، رفتارشناسی، جامعهشناسی، مردمشناسی، روانشناسی، مؤلفههایی که ما امروز در حوزهی رسانه میگوییم اگر بر پیامی بار بشود، پیام قابلیت انتقال بهتری را به مخاطب و همراهی بیشتری از سمت مخاطب دارد، این در شیوهی عملکردی و سیاستگذاری حضرت رسول وجود داشته است یعنی این فرایند بر آن مترتب بوده و پیام بار اغنایی پیدا میکرد و در ذهن مخاطب مینشست و آن را همراهی میکرد. کما اینکه همراهی او با این پیام منتشرشده در بازهی زمانی خودش، هزینههای فراوانی هم ممکن بود برای فرد داشته باشد. چه در رخدادهای مختلف میبینیم اگر کسانی با پیامبر همراهی کردند، ازدواج با این ها نکنید، خرید و فروش نکنید و غیره. یعنی ممکن بود فرد را از حقوق اجتماعی ساقط بکند اما پیام بهقدری در درون خودش مؤلفههای اثرگذار و اثربخش داشته است و نکاتی هستند که بالاخره من پذیرنده را بهعنوان کسی که در معرض پیام قرار داده، تحت تأثیر خودش قرار می دهد و من میشوم من پذیرندهی پیشرونده به سمت ایجاد تغییر در فضایی که در دورهی زمانی خودش و در آن بازه بود.
حسین زاده: میفرمایید اصلیترین رسانهای که آن زمان وجود داشته، در زمان پیامبر بوده است. رسانهی رو در رو یا رسانهای که امروزه از آن به نام face to face نام میبرند، شاید میشود گفت اصلیترین و اثرگذارترین نوع رسانه، رسانهی مستقیم بوده است. متأسفانه اکنون با آمدن فضای شبکههای مجازی و شبکههای اجتماعی آرام آرام از این فضا فاصله گرفته ایم. بسیاری می گفتند که رفتار پیامبر منبعث از یک نگاه مسئولانهای که برگرفته از یک دانش روز باشد، نیست. شاید یکی از شبهاتی که در سالهای اخیر هم وجود داشت همین بود که در زمان پیامبر بیسوادی وجود داشت و آن نگاه جاهلیتی که وجود داشت...
نصیری: به همین خاطر است که با «بخوان» شروع میشود. بخوان، بنویس. یعنی کار در لایهای از رسانه اتفاق میافتد که اتفاقاً لایهی عمیق شناختی است. یعنی نمیگوید فقط برو نگاه کن. میگوید بخوان، بنویس، یعنی در یک لایههایی میرود که اتفاقاً دانش عمیق ایجاد میکند.
سیره پیامبر (ص) یک رسانه است
حسین زاده: عملاً این دانش وجود داشته است، منتها مردم شبهه ایجاد میکنند که زمان جاهلیت دانش نبوده است، شاید نگاهشان این دانش امروز و آن مدرک تحصیلی بوده باشد. منتها آن نگاهی که وجود دارد که دانش وجود نداشته است، با این نگاهی که رفتاری را پیامبر بزرگوار اسلام شکل داده است که تا الان در زمان حکومت خودش -حکومت نبوی- و سپس حکومت علوی و تا الان این نگاه وجود داشته است و نه تنها کمرنگ نشده بلکه با نگاه فرایندی که جناب داودی گفتند، ادامه داشته و تا الان به دست ما رسیده است. ما چطور این را تحلیل و قابل فهم کنیم؟
داودی: من یک مثال بزنم. گاهی اوقات ما افرادی را میبینیم که مدرکشان دکتراست، پس دانشش را دارد اما وقتی میخواهد اجرا کند یا یک حرفی بزند، پرت میزند. 4 کتاب خواندن و 2 تا مقاله دادن و 5 سخنرانی کردن شاید دالّ بر صحت دانش شما باشد ولی دالّ بر قدرت دانشی که دارید، نیست. چون دانش هم مراتب متفاوت دارد. بنابراین؛ وقتی ما صحبت از مسئولانه میکنیم، باید بدانیم که مفهوم مسئولانه وقتی کنار دانش قرار میگیرد یعنی دانشی که مسئولیت را تقویت میکند، حتماً 4 مسئلهی دیگر پشت خودش را میزبانی میکند. یکی از آن 4 مفهوم، روش است. اینکه پیامبر از چه روشی استفاده میکردند که قاعدتاً بر مبنای یک دانشی بوده است. برای همین است که ما می گوییم دورهی حکومت مدنی، دورهی حکومت مکی.
در مدینه چگونه اتفاق افتاد؟ در مکه چگونه اتفاق افتاد؟ فتح مکه را همه بلدند. پیامبر بدون خونریزی مکه را فتح کردند. روشی را که پیامبر انتخاب میکنند خیلی مهم است. پس ما در کنار دانش، روش داریم. در کنار روش قطعاً باید از مفهومی تحت عنوان منش استفاده کنیم؛ "منش خود پیامبر".
بله ما بسیاری از حاکمان را داریم که خیلی هم خوب حکمرانی میکند اما منش او منش مثلاً عدالتخواهی نیست. منش او منش یتیمنوازی نیست. آن منش و شخصیت خیلی مهم است. منش او منش تحول و حرکتدادن جامعه نیست. پس ما در کنار روش مسئولانه، منش نشاتگرفته از یک دانش که اینجا حوزههای مختلف را در حوزهی شناختی دارد، آن هم مسئولیت را تقویت میکند.
بعد از روش و منش، بحث نگرش را داریم. جنس نگرش، مستقیماً بر حوزهی مسئولیت یا میزان پایبندی فرد به مسئولیت، مؤثر است. خیلی از افرادی که این روزها دچار مفاسد اقتصادی یا مفاسد فرهنگی یا سیاسی میشوند، به واسطهی اینکه جایگاهی کسب میکنند -جایگاه حقوقی کسب میکنند- نگرش آنها نگرش جایگاه پیغمبری و کمک به حال جامعهی اسلامی نیست. نگرش آنها عمدتاً این است که یک مسئولیتی را بهدست آوردیم، چند صباحی بیشتر نیستیم، باید کمال استفاده را ببریم. این کمال استفاده عمدتاً هم به سمت منافع شخصی است، نه قاعدهی جمعی.
بنابراین؛ وقتی وارد حوزهی نگرش میشویم، موضوعات خیلی متفاوت است. پس این ساحتها را داریم: دانش، روش، منش، نگرش. اینها در کنار همدیگر هستند. حال اگر همهی اینها را جمع بکنیم، قالبی را میسازد که ما از آن تحت عنوان "مسئولیت عاقلانه و خردمندانه" یاد میکنیم.
تا اینجا برای شخص من است. وقتی که میخواهد بیاید تبدیل به رفتار عام بشود و سرایت کند، حال مفهومی تحت عنوان «بینش» خودش را نشان میدهد. آن بینشی که جامعه نسبت به همهی این های من دارد و همهی مختصاتی که در واقع پیدا میکند. پس ما وقتی وارد حوزهی شناختی میشویم، میگوییم خود پیامبر، یعنی مجموع مواردی که گفتیم، یعنی در واقع میشود سیره، خود این سیره، رسانه است. خود این سیره، پیام است. خود این سیره، کانال انتقال است.
"بر سر زغال میریختند. پیامبر بعد از یک مدتی میبینند که آن فردی که به ایشان توهین میکرد، نیست. میروند میبینند مریض است و به عیادت او میرود. همین را داشته باشید، یک کسی مانند مالک. فردی به مالک توهین میکند، مالک به مسجد میرود، فرد میگوید داری چکار میکنی؟ میگوید دارم برای تو دعا میکنم. ببینید این خودش یک فرایند است. یک حالتی از قابلیتی از ادراک و شناخت را میدهد."
نصیری: انداموارگی تسری رفتار، منش، بینش و همهی آن چیزی که یک کنش را رقم میزند اتفاق میافتد. بسیاری بحث دانشی را مطرح میکنند، اما به این نکته توجه نمی کنند گزارههایی که حضرت رسول(ص) مطرح میکنند مثل اسلام ضدّ تبعیض، این خودش اصلاً یک گزارهی دانشی است. یعنی شما اصلاً نمیتوانید بدون دانش به اسلام ضدّ تبعیض برسید. نمیتوانید به اسلام ضدّ کفر برسید. نمیتوانید به اسلام طرفدار مستضعف یا کوبنده در برابر مستکبر برسید. یا همهی گزارههایی که ما به آنها اشاره میکنیم. حتماً عقبه یا بار دانشی بر این مفاهیم هست که در آن بستر زمانی معنای خودش را پیدا میکند و برای آن غلامی یا حتی آن سرمایهدار فهم ایجاد میکند. پس از خواندن برخی از منابع ، میبینید که حضرت رسول(ص) یک پکیج یا یک مجموعهی بهشدت کامل بودند؛ یعنی اگر نمیبودند، نمیتوانستند پیام به آن مهمی را بیاورد و به جامعه منتقل بکند. بنابراین؛ این تصور بیدانشی، بیعملی یا بهرحال برچسبهای مختلفی که در این حوزهها معمولاً به شخصیتهای جهان اسلام بار میشود که نگاههای خاص خودشان را دارند، خیلی قابلیت توجه ندارد؛ چرا که آن چیزی که خروجی است، چند میلیارد آدم در دنیا هستند با نگاهی که ممکن است حتی مسلمان نباشد اما نگاهش منبعث از نگاه حضرت رسول(ص) و آن دیدگاه بوده باشد.
داودی: دانش، در مقابل جهل است. کسی که دانش دارد پس حکیم است. حکیم در مقابل سفی است. پس اگر حکیم باشد پس خِرد داریم. یک جنبهای از خرد هم در مقابل جهل است. وقتی میخواهید در همهی این گزارهها رفتار مسئولانه داشته باشید به مجموعهی ابر مفاهیم میرسید که مدل نگاه شما به این ابر مفاهیم است که نشان میدهد آیا در قبال خودتان، جامعه و این گزارهها مسئول هستید یا نه؟ یکی از شاخصههای خرد -خرد مسئولانه- مشورت است؛ مشورت با اهل.
"پیامبر خندق میکنند اما با سلمان مشورت میکند. با اینکه پیامبر خودشان عالم کل هستند -اصلاً هیچ تردیدی در این نیست- اما وقتی میخواهد رفتار را نشان دهد، میگوید اگر شما با اهلش مشورت کنید، در کار ضرر نمیکنید. پس شما وقتی میگویید رفتار مسئولانهی دانشپایه، سازمان رفتاری مسلمانان، چگونه ساخته میشود؟ به همین نحو. ”
این یک سازمان رفتاری است. بنابراین ما وقتی وارد حوزهی سازهها در این خصوص میشویم، باید بهصورت جدی به دو مسئله توجه کنیم. مسئلهی اول؛ مسئولیت دانشپایه توسط راهبران، مسئلهای تمام شدنی یا پروژهای نیست. یک پروسه است، یک فرایند است که باید جامعه در آن قرار بگیرد. نکتهی دوم؛ حال اگر شما معصوم بودید که پیامبر معصوم است و مشخص است. حال اگر معصوم نبودیم چه؟ مرحلهی دوم بهروزرسانی این مسئولیت است. من یک مسئولیت هم در قبال تکامل خودم دارم تا بتوانم این را به نقطهای برسانم که براساس ارتقاء گزارههای ادراکی خودم، شناخت مناسب را به مخاطبم بدهم. پس از اینجا به بعد به من میگویند رفتار مسئولانهی دانش محور. بنابراین؛ همیشه لزوماً در مقابل دیگران نیست، گاهی وقتها مقابل خودم به نسبت در مقابل دیگران تعریف میشود.
هیچ فاصله ای میان حرف و عمل حضرت رسول در ارائه ی پیام به مردم وجود نداشت
حسین زاده: در حوزهی تاکتیکها عملیات روانی رسانهای داریم. آن هم این است که درحقیقت حضرت رسول(ص) اول به دنبال این بودند که یک مفاهیمی را برای آن رفتارسازی و با آن ابزار رسانهای رو در رو، آن ابزار رسانهای مستقیم، مفاهیمی را به مخاطبش القا کند و این القا آنقدر ادامه پیدا کند که مخاطب از جهات درونی و از جهات فهم اغنا شود. گام بعد، اقناع بشود، آن اقناع و یا اصطلاحاً رضایت اجتماعی، آن پذیرش اجتماعی اتفاق بیفتد، خروجی آن بشود رفتاری که پیامبر به دنبال آن بودند. آن چیزی که میخواهم بپرسم این است که این اقناع اجتماعی یا درحقیقت این تاکتیک عملیات روانی، تاکتیک رسانهای، چگونه توسط پیامبر در جامعه تسری پیدا میکرد؟
نصیری: اتفاقی در جامعه وجود دارد که اساساً به تشکیل حکومت اسلامی حضرت رسول(ص) کمک کرده است؛ فهم یا اقداماتی که مبتنی بر نظام مسائل آن روز جامعه بوده است. این خیلی مهم است. مردم آن زمان از نگاه اشرافی، از نگاه بالا به پایین رعیت-اربابی، از نگاه اینکه من متمولم یا ثروتمندم و تو غلام من هستی یا کنیز من هستی و نابرابریهای مختلف اجتماعی زاویه داشتند.
حضرت رسول(ص) در اتفاقی که رقم میزنند برای اینکه مخاطب آن روز جامعه را با خودشان همراه کنند، توجه کردن به این نکات است که اتفاقاً در دل گزارههای تشکیل حکومت اسلامی هم بوده است؛ یعنی همان ضدّ تبعیض، ضدّ نژادپرستی وقتی که با بلال اینگونه رفتار میشود و ایشان اولین مؤذن اسلام میشود، یعنی نه به هرگونه نژادپرستی، هرگونه نگاه ارباب-رعیتی و غیره.
این تطابق با نظام مسائلی که در ذهن مخاطب آن موقع بوده، برای اینکه پیامی که دارد صادر میشود و به ذهن او برخورد میکند و متبادر میشود، مخاطب را همراه کند، دارای اهمیت است. آن چیزی است که ما امروز در حوزهی تولید محتوا اساساً به آن توجهی نمیکنیم.
نظام مسائل تولیدکنندهی محتوا و پیام و نظام مسائل آن چیزی که در جامعه هست، با همدیگر فاصلهی معناداری است. برای همین پیام صادر میشود، هزینه هم میشود، اما مخاطب با این پیام همراهی نمیکند. چرا؟ چون شما برای خودتان و چند نفری که دورتان هستند یا مبتنی بر فهم و جهانبینی خودتان پیام تولید میکنید. بنابراین؛ یکی از مهمترین نکاتی که اثرگذار بوده ، فهم نظام مسائل آن دوران برای صدور پیام به مخاطب و فهم حداکثری ایجاد کردن است.
در حوزهی سواد رسانهای این حتماً یکی از گزارههای موفقیت تولید پیامرسانهای است. چگونه پیام خودم را تولید کنم که حداکثری در ذهن مخاطب رمزگشایی، فهم بشود و همراهی جمعی ایجاد کند؟ این یکی از نکات خیلی مهم است.
نکتهی دیگر این است که فاصلهی حرف و قول حضرت رسول(ص) در آن چیزی که در پیام ارائه میدادند، با عمل ایشان صفر بوده است؛ یعنی هیچ فاصلهای وجود نداشت. آنچه را میگفتند، زندگی و رفتار میکردند. بنابراین پیام ایشان در حوزهی افکار عمومی مینشیند، مورد قبول قرار میگیرد و عینیت دارد.
یک سری نکات از این دست برای اینکه یک پیام موفق باشد، چه در آن زمان، چه در حال حاضر باید وجود داشته باشد که پیام موفق شود. در دورهی حضرت رسول(ص) قاعدتاً این نکات بهصورت هوشمندانه و ریزبینانه و کاملاً مبتنی بر یک دانش است.
رسانههای پیامبر همان روشهای نشسته بر روح و جان مردم بودند
حسین زاده: همین که ما بر احصاء نظام مسائل تأکید میکنیم، این نشان می دهد که این دانش وجود داشته است. چون امکان ندارد که نگاه ما به دوارن حکومت نبوی، نگاه دانشی باشد و بگوییم این نگاه دانشی خودش را در احصاء مسائل یا در ارتباط با مردم و در ارتباط با مخاطب نشان ندهد.
نصیری: "اولویتبندی نظام و مسائل". نگاه به زن در دوره پیادهسازی حکومت اسلامی توسط حضرت رسول(ص) اساساً تغییر پیدا میکند. چگونه میشود که این نگاه را که اساساً ریشه در یک فرهنگ دارد را کاملاً متضاد آن را و حالا دیگر یک خدیجه، یک زهرا و در واقع شخصیتهای مهم جهان اسلام، زن جهان اسلام را در کنار خودت پرورش میدهی، خلق میکنی، آنها نقش آفرین هستند در این فرایندی که قرار است طی شود. میخواهم بگویم که حتماً نظام دانشی به آن تعبیر جناب داودی که در برابر یک جهل جدیای بوده است میآید خودش را نشان میدهد و بروز و ظهور پیدا میکند.
رفتار مردم؛ رسانه پیامبر در گسترش انگارههای اسلام
حسینزاده: وقتی صحبت از احصای نظام و مسائل در زمان پیامبر میکنیم تقریباً میشود گفت که شاید یکی از اصلیترین گزارههای ارتباط حضرت رسول(ص) با مخاطبین و مردم زمان خودش همین بیان این مسائل و بیان همراهی با ذهن مخاطب است، برای فهم بهتر و اغنای اجتماعی یا پذیرش اجتماعی که ما از آن نام میبریم، آیا این احصای مسائل آیا آن سازمان رفتاریای که ما فهم میکنیم با آن شاکلهای که در حقیقت دارد، با آن چارچوب خاصی که دارد را ایجاد میکند یا نه؟
داودی: برخی از فیلمهای سینمایی که تولید میشود، یک آن تولید میشود میگیرد، بعد از آن دو، سه، چهار، پنج، نیز تولید می شود. عمدتاً شاید به آن مثلاً قسمت ششم که برسد کلاً نابود شود. در ایران از این موارد بعضاً داشتیم.
موفقیت در برقراری ارتباطات بر مبنای گزارههای منبعث از نظام مسائل یک پروسه است. شما زمانی که وارد پروسه ایجاد جوش یا ایجاد اتصال بین مخاطب و خودت میشوی، حالا خودت چه خود جامعه است و چه خود رسانه است. فرقی نمیکند. باید دو مسئله را به صورت جدی مدنظر داشته باشید. مسئله اول میزان توقعی است که در این رابطه شکلگرفته به وجود میآید.
توقع من از سی ان ان چیست؟ توقع من از بیبیسی فارسی چیست؟ توقع من از رسانه ملی چیست؟ اگر جای انگارههای توقعی در هر کدام از این ها عوض شود به همان میزان اجازه دادی که رسانههای دیگر وارد حوزه استحفاظی و ذهنی تو شوند که این باز یک امر دو طرفه است. مسئله دومی که رخ میدهد این است که شما به هیچوجه در حوزه ایجاد ادراک به تنهایی نمیتوانی چیزی را خلق کنی؟ چرا؟ چون پیرامون شما خرده ادراکها و شناختهایی وجود دارد که برای خودشان اصالت و مصونیت قائل هستند.
امکان دارد این اصالت و مصونیت را یک بار اسم آن را عشیره و یک بار اسم آن را قبیله بگذاری، یک بار اسم آن را بگذاری فرقه. هر چیزی امکان دارد اسم آن را بگذاری ولی بالاخره وجود دارند.
پس نادیده گرفتن این خورده رفتارهای شناختی شده تثبیت ادراکی شده پیرامون، خودش یک فرایند بسیار جدی را در این حوزه میطلبد. وقتی اینها را کنار همدیگر میگذاریم به دو قاعده میرسیم. قاعده اول؛ رفتارسازی همیشه یک امر بالا به پایین است اگر بخواهد پروسهای به آن نگاه شود. در بالا سیاستگذاری میشود، در پایین سیاستپذیر میشود.
اما اینجا یک تبصرهای وجود دارد، آنقدر باید این سیاستگذار منعطف باشد که بتواند آن رفتار سیاستپذیر را آرام آرام به سمت خودش سوق بدهد. ما به لحاظ فقهی به این مصلحت عقرب میگوییم. یعنی همان اقدام شناختی تدریجی در نزدیک کردن گزارههای ادراکی. بنابراین اولین مسئلهای که اینجا خودش را نشان میدهد این رابطه است. نکته دومی که خودش را نشان میدهد این است. وقتی میخواهیم مفاهیم را دستکاری کنیم هر مفهومی یک روش نه همه مفاهیم یک روش. مسئله زن، زندگی، آزادی، اتفاقاً مال زمان پیامبر است، مال الان نیست. آن هم نه با این تفسیر. دختران را زنده به گور میکردند ما رفتار پیامبر با دختر مکرمه خودشان را نگاه کنید ببینید چگونه است. اصلاً برای زنان اعتباری قائل نبودند. رفتار پیامبر با همسرشان را ببینید چگونه است.
اصلاً مفهومی تحت عنوان مادر را اصلاً در یک فضای دیگری گذاشته بودند. ببینید رفتار پیامبر در قبال دخترشان زمانی که مادر میشود، در قبال همسرش زمانی که مادر میشود چگونه است و چه گزارههایی را کنار همدیگر قرار میدهد. پس در مقابل هر گزاره یک روش. مثلاً در قبال اشرافیگری یک روش داشته است، در قبال شرب خمر یک روش داشتند، در قبال نماز خواندن یک روش داشتند و در قبال نظافت یک روش داشتند. پس اینجا با میکرو رفتارهایی رو به رو هستیم که یک سازمان ماکروی شناختی را ایجاد کرد تحت عنوان اسلام دین مترقی که آن را جا میاندازد. رسانههای پیامبر چه کسانی بودند؟ چه چیزهایی بودند؟ چگونه بودند؟
رسانههای پیامبر همان روشهای نشسته بر روح و جان مردم بودند که حالا تصمیم گرفته بودند که آن گزارهها را تبدیل به رفتار کنند. یعنی در واقع رفتار مردم رسانه پیامبر در گسترش انگارههای اسلام برای شناخت دقیق بود. عالیترین و پیشرفتهترین رسانهای که یک سیستم میتواند داشته باشد و همینطور استمرار پیدا میکند.
مدل رفتار پیامبر با یهودیها با مدل رفتار پیامبر با مسیحیها خیلی متفاوت است. هر کدام بر اساس یک فرمول و جنس شناخت محیط یا گزاره از دانش، روش، منش و بینش پیامبر، نهایتاً ضریب مسئولیت پیامبر در قبال نظامنامه مسائل گفته شده را تعریف میکند.
برای همین است که برای هر گزینهای که میخواهد تبدیل به ادراک و بعد تبدیل به رفتار شود حتماً یک پاسخ وجود دارد. حالا در مواجهه چه اتفاقی میافتاد؟ پیامبر قبل از اینکه پیامبر شود امین میشود. محمد امین میشود پیامبر اولوالعزم. محمد امین چگونه میشود؟ میشود یک از همان رفتارهایی که وجود داشت اما در قالب ترمیمی و اصلاحی آن.
محمد امین میشود امانتدار در کعبه و بسیاری از اتفاقات دیگر که رخ میدهد. محمد صبور، محمد فکور، محمد عالم، محمد مهربان، محمد مبارز، محمد جهادگر، محمد اشداء علی الکفار، محمد رحماء بینهم. این محمد پیامبر ما میشود همه اینها در سازمان رفتاری. برای همین است که ما سازمان رفتاریمان این است.
برای همین است که ما هر چقدر افراد را میبینیم نزدیک به این سازمان رفتاری میشوند دلچسبتر و خواستنیتر میشوند. این ادعا نیست، این یک فراگشت مطالعات پیرامون همه این موضوعات است. مسئولانهترین رفتارسازی منبعث از کنشگری و در واقع واکنشهای موجود، اگر ما بخواهیم بگوییم 124 هزار پیغمبر از آدم تا حضرت خاتم آمدهاند، شما همه رفتار مسئولانه در قبال یک امت را، در قبال مردم را، در قبال مخاطب را که خودش رسانهای بی نظیر است میشود عاشورا.
حتی حضرت علی اصغر شش ماهه هم مسئولیت خود را در قبال جامعه میآید انجام میدهد، از یک جایی به بعد برای اینکه مردم از مسیر صحیح شناخت و ادراک خارج نشوند باید بروید به خون به مثابه رسانه توجه کنید.
نصیری: که بالاترین و نقطهزنترین پیام در حوزه رسانه خون است. یعنی شما وقتی داری از عاشورا صحبت میکنی آن خون الی الابد است. اگر از شهداء صحبت میکنیم آن خون الی الابد است.
داودی: ما مسئله خون را به پیامبران لزوماً به لحاظ ذهنی نمیتوانیم کنار هم قرار بدهیم. اما مسئله خون و مسئولیت دانشپایه از زمان ائمه شروع میشود. یعنی چنانچه که خب ائمه که صاحب کتابی نیست. پیامبران اولوالعزم صاحب کتاب هستند. پیامبران صاحب وحی و قس علیهذا. اما رابطه بین استمرار مسئولیت در قبال شناخت دقیق جامعه، هر چقدر ذهنم را میخواهم جمع کنم بگویم که پیامبران را به خون منتسب کنیم برای این رسالت، میبینم گزاره ذهنی به ذهن ما خطور نمیکند.
نصیری: ولی آن رفتارسازی سیستم ساختارسازی میرسد به امامی که باید خون بدهد. میخواهم بگویم آن ساختار میآید اینجا قرار میگیرد.
داودی: 124 هزار و 12 که حالا ما 11 تا الآن میگوییم. یا بهتر است بگوییم این 14 معصوم در واقع 124 هزار و 14، این یک سازمان رفتاری است که این سازمان رفتاری برای واحد شدن باید به خون برسد.
حسینزاده: و نکته جالب این است که پیامبر میفرمایند که تمام این پیامبرانی که آمدهاند، هیچکدام از آنها ناقض رفتارها و یا رسالت پیامبر قبل از خودش نبوده است. این یعنی دقیقاً یک سازمان رفتاری.
نصیری: مسئولانه و متعهدانه بوده و شاهد اندام واره و ترقی در آن هستیم. برای اینکه این اندام رفتاری را برای شما در واقع به منصه ظهور میگذارد که از دلش آن خون را ما میتوانیم و خیلی فرهنگهای دیگر. در حوزه توسعه میگوییم که جامعهای به سمت توسعه حرکت میکند که منافع جمعی بر منافع فردی اولویت پیدا کند. ما در حوزه رفتارسازیای که حضرت رسول داشتند منفعت جمع، فردگرایی را میگوید کنار بگذار جمعگرایی، منفعت جامعه و در واقع نفی خودمحوری و توجه به دیگری. در منابع خود ما مفاهیمی وجود دارد که امروز من چون میگویم مارکس میگوید، فلانی میگوید، فلانی میگوید برای من یک حالت پوز روشنفکری نخبگانی من میشود که نظریاتی را میگویم که این نظریات وقتی برمیگردیم به سیره پیامبر و ائمه همه وجود داشته است.
حالا امروز به آن گفته می شود توسعه و جامعهشناسی توسعه، او در شیوه عملیاش برای اینکه پیامش برود و در دل و قلب جامعه بنشیند، این جمله، جمله فتح مکه جمله مهمی است که پیامبر با فتح قلبها در واقع توانسته که کار را جلو ببرد. یک اتفاقاتی رقم میخورد که اکنون جامعهشناسی، روانشناسی در لایههای مختلفش درباره نفوذ به قلب و اینها میآید در حالی که یک جایی یک روزی یک فردی آمده این را پیادهسازی کرده و ما افتخار این را داریم که مسلمانهایی باشیم که در واقع پیامبر ما حضرت محمد (ص) بوده است. به هر حال اینها چیزهایی است که نمیشود بگویی دانش نبوده، بینش نبوده است. هیچکدام از اینها برایش بار نبوده و یک رخدادی بوده که حالا اتفاق افتاده است.
داودی: غایت رفتارسازی سازمانیافته در اسلام کلمهای به اسم انقلاب است. چه انقلاب درونی و چه انقلاب بیرونی، چه انقلاب کبیر، چه انقلاب صغیر. که این خودش یک مفهوم بسیار پیچیدهای است که حالا شاید بعدها جلسات بعد بشود بیشتر راجع به آن صحبت کرد.
نصیری: من میخواهم مخاطب این را بداند که ما در این برنامه وقتی که میرویم به قول شما شجاعانه صحبت میکنیم و میگوییم که آنچه که وجود دارد نسخه ورژن آپدیت شده نهایی آن در اختیار ما هست، شاید غربیها بیشتر از ما از اسلام و گزارههای آن در مفاهیم علمی خودشان استفاده کرده باشند. ما خودمان چون متأسفانه چه برساخت رسانهای بوده است، چه هر اتفاق دیگری، یک خودتحقیریای نسبت به دین خودمان، به کشور خودمان، نسبت به آن مفاهیم جدیای که حالا وجود دارد و باید به آن باور داشته باشیم داریم که در این برنامه دارد تلاش میشود که این فضا شکسته شود و برسیم به آن خودباوریای که ما منابع آن را داریم، وجود دارد. آخرین ورژن آن چیزی که بشر نیاز دارد در اختیار ما به عنوان یک مسلمان است. حالا اینکه شما چگونه از این فضا استفاده کنی برای اینکه خلق مفاهیم جدید، ادبیات جدید، دانش جدید بکنی و انقدر خودباوری داشته باشی که این را سر دست بگیری و بگویی من این را درست کردم. این اتفاقی است که در این برنامه دارد رقم میخورد. امید است که این اتفاق بیفتد و بر ذهن مخاطب اثر بگذارد.
برنامه «ساعت بیست و چهار و یك دقیقه» با بررسی تاریخچه علومشناختی و كاربردهای آن در حوزههای مختلف و شباهت و تفاوتهایی كه با حوزههای علوم روانی دارند، به بررسی شناسهها، شاخصها، تاكتیكها و تكنیكهای علومشناختی در حوزه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانه در فضای جنگ تركیبی میپردازد. این برنامه دوشنبهها و چهارشنبهها ساعت ۱۶ به مدت ۶۰ دقیقه روی موج افام ردیف ۱۰۳,۵ مگاهرتز تقدیم مخاطبان فرهیخته رادیو گفتوگو میشود.
این برنامه به تهیهكنندگی نوشین رهگذر، گویندگی حسین زاده، پژوهشگری زهرا سهل آبادی، هماهنگی مهدی تاجیک، خبرنگاری سیدهایمان مسئلهگو و سردبیری علیرضا داودی تهیه و پخش میشود.
شبكه رادیویی گفتوگو را علاوه بر امواج رادیو میتوانید از طریق گیرندههای دیجیتالی، رادیونما، اپلیكیشن ایران صدا و آدرس اینترنتی radiogoftogoo. ir نیز دریافت كنید. همچنین علاقهمندان میتوانند از طریق شماره ۰۹۰۳۹۱۳۴۷۴۴ در پیامرسانهای مجازی و سامانه پیامكی ۳۰۰۰۰۱۰۳۵ با این برنامه و دیگر برنامههای رادیو گفتوگو در ارتباط باشند.
انتهای پیام/