به دور از تکرار با نگاهی خلاق در صحنه تئاتر
یادداشت؛ فاطمه طرفه- خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ نمایش مرثیهای برای یک مرد مرده به قلم «رسول حق جو» و طراحی و کارگردانی «کیانوش ایازی» این روزها در تالار حافظ روی صحنه رفته است. نمایشی که با روایت درامی معمایی و رازآلود به ناهنجاریهای اجتماعی و روحی فردی میپردازد و نقد تندی بر رویکرد انسانی جامعه بشریت امروز دارد. مرثیهای که ایازی روی صحنه ترسیم میکند سیاه، تلخ و رنگارنگ است و نقش بازی با ذهن مخاطب را به خوبی ایفا میکند.
مخاطب هنگام ورود به سالن اجرا با دکور سادهای مواجه میشود که در ابتدا تصور میشود تنها دیوارهایی سفیدرنگ و مبین اتاق یا سالنی در یک ساختمان است اما در همان نقطه شروع اجرا بازی با نور و سایه او را غافلگیر و مجذوب خود میکند. از دیوارهای دکور که بگذریم مرد افلیجی روی ویلچر به خواب رفته است و لباس خوابی با ترکیب رنگ قرمز و مشکی بر تن دارد. بیشک آنهایی که سریال «زیر خاکی» را دیده باشند بازیگر این شخصیت را میشناسند چرا که محمدرضا فرزام نقش تاثیرگذاری کنار پژمان جمشیدی در این سریال داشت.
نمایش با پخش ویدیویی کوتاه آغاز میشود و سپس مردی در حال مشاجره با زنی که اتفاقا او هم در طراحی لباس ترکیبی از رنگ قرمز و مشکی بر تن دارد ظاهر میشود. گویا مردی ساعتی پیش مرده و این دو شخصیت بر سر دو راهی انسانیت یا خواسته نامعلومی روبروی هم ایستادهاند.
قصه نمایش به گونهای روایت میشود که تا صحنه پایانی انتظار هیچ اتفاقی را نداری و مداوما با شگفتانههای شنیداری و بصری روبرو میشوی پس ناگذیر چشم از صحنه برنمیداری. چرا که میزانسنهای خوب نمایش به کمک طراحی صحنه آن اثر را از روایتی یک خطی و تخت خارج کرده و به آن عمق داده تا مخاطب را به دورن خود بکشاند و با آن زندگی کند.
باید لغت جسارت را به شیوه اجرایی نمایش اطلاق کرد چرا که خلاقیت نمود پیدا کرده و کم کم از پس متنی مرموز نگاهی متفاوت به فضای صحنه القا میشود. به این ترتیب با ایجاد تضاد در نگاه تماشاگر و اغراق فراوان با استفاده از فضای اکسپرسیون برای آکسسواری که آنقدر هم بلا استفاده نیستند، اشتیاق مخاطب برای پیگیری قصه تا پایان را رقم میزند.
هدایت بازیگران به خوبی دیده میشود، استفاده از تکنیک سایه و ویدئو آرت و استفاده از غالب غیر مرسوم ابزار چشمنواز جذاب و متفاوت است؛ گویی در پس ذهن کارگردان دنیای احساسات و تصاویر شکل گرفته و روی صحنه خالی پیاده شده است. هرچند میتوانست دست از برخی کارها مثل ویدئو بردارد و خواستههایش را درون اجرایی زنده مطالبه کند اما این کار مخاطب را دچار سردگمی یا دلزدگی نکرد.
صحنهای پر رمز و راز از اتفاقات غیر قابل پیشبینی گویی پدر ناظر بر روایت خانه دور افتاده است مرد افلیج به خوبی در صحنه میدرخشد پسر هم در کنارش و پرستار که دنیای چند گانهای دارد گویی به خوبی تفهیم شدهاند اما نقایصی هست که قطعا در طول اجراها رفع میشود چرا که کمتر از یک هفته از آغاز اجراهای آن میگذرد.
نور اثر مهمی در تئاتر دارد و مرثیهای که ایازی روی صحنه تئاتر برای یک مرد مرده میخواند به خوبی با عنصرهای نوری میرقصد و مثل رودی آرام و روان جاری میشود. به این ترتیب باید گفت که طراحی نور به جا و درست به چشم میخورد.
اما یکی از جذابترینهای این نمایش مرثیهخوانی با ساز گیتارالکتریک است. موسیقی این کار گویی در صحنه قدم برمیدارد و فضا را آماده روایت میکند و هر لحظه مخاطب را حریصتر برای اطلاع از ماجرا میکند.
ایازی با اجرای این نمایش که شبیه به سریالهای جنایی هالیوود است ثابت کرد با اینکه هنوز جوان است و فرصتهای بسیاری دارد در نهمین قدم کارگردانی حرفهایش نگاه موشکافانهای به تئاتر دارد و امید است نمونههای این جوان خلاق به زودی بار دیگر در جشنواره تئاتر فجر پیش رو بدرخشند و آینده تئاتر ایران را بسازند.
اساسا جایگاه نقد و بررسی در مثبت یا منفی نگری نیست اما مرثیه ثابت کرد که برای حضور قدرتمند در یکی از سالنهای معتبر تهران با دست پر ظاهر شده در جایی که دغدغه خلاقیت و تفاوت باشد به خوبی میشود آنرا دید.
انتهای پیام/