دو سنگرنشین
به گزارش خبرگزاری برنا، در تفکر اسلامی، ضمن ارج نهادن به مسئولیت اجتماعی زن و تأکید بر امکان اشتغال و استقلال مالی او بر نقشهای ویژه زن و مرد در کانون خانواده و محیط اجتماع تأکید شده است. آن دو در خانه دارای نقش مکملاند بنابراین این نوع نگاه؛ زن در خانواده همچون باری بر دوش مرد نیست که چون سفیهان یا کودکان؛ مرد او را سرپرستی کند و از حقوق و تکالیف محروم باشد بلکه زن همچون مرد وظایف اختصاصی و مشترکی در خانواده و در جامعه ایفا مینماید که قطعاً این وظایف و تکالیف توسط خود زن باید انجام شود و غیر از او کسی نمیتواند انجام دهد.
امیر مؤمنان علیهالسلام میفرمایند: «المرأه و لیست بقهرمانه ...» در این بیان زن به گل تعبیر شده است و کاملاً مشخص میکند که احساسات و لطایف وجودی زن، نه تنها ناپسند نیست، بلکه جزء خلقت زن است و باید توسط زن و اطرافیان او گرامی داشته شود. این احساسات زن جزو ارزش وجودی او و مهمترین ابزار وی در انجام وظایف اوست بویژه وظیفه مادری است. جایگاه زن بعنوان مادر در اسلام ستودنی است؛ «یک مردی میآید پیش پیغمبر و عرض میکند: مَن اَبَرّ؛ بیشتر به چه کسی نیکی کنم؟ حضرت میفرماید(اُمُّک) به مادرت. بعد میپرسد بعدش چه کسی؟ پیغمبر میفرماید بعدش هم مادرت؛ دفعهی سوّم میپرسد خب حالا بعدش چه کسی؟ باز میگوید مادرت؛ یعنی سه بار پیغمبر مادر را میگوید. بعد آن پسر میپرسد بعدش چه کسی؟ میگوید بعد پدرت؛ یعنی مادر سه مرتبه جلوتر از پدر است. خب، این نشاندهندهی جایگاه زن در خانواده است دیگر؛ این برای تأکید این معنا است. یعنی این را میخواهم بگویم که در سلوک معنوی، در عروج معنوی و الهی، در ارزشهای واقعی انسانی، جنسیّت هیچگونه نقشی ندارد، مگر یک مواردی ترجیح یکی بر دیگری که این هم ترجیح زن بر مرد است.(بیانات: دی ماه1402).
آنچه عامل بروز خشونت علیه زن است، احساسات او نیست؛ بلکه ضعف عامل اخلاقی از جانب مرد است. «در اسلام به مرد اجازه داده نشده است که به زن زور بگوید و امری را به او تحمیل کند. برای مرد در خانواده حقوق محدودی قرار داده است که از روی کمال مصلحت و حکمت است. برای زن نیز در خانواده حقوقی معین شده که آن هم از روی مصلحت است. مرد و زن هر کدام طبیعت، اخلاق، روحیات و غرایزی دارند که ویژه خودشان است. آنها اگر از خلقیات ویژه خود به طور صحیح استفاده کنند، در خانواده زوجی کامل، هماهنگ و مساعد تشکیل میدهند. اگر مرد زیادهروی کرد تعادل به هم میخورد؛ اگر زن هم زیاده روی کرد تعادل بهم میخورد. اسلام در داخل خانواده دو جنس زن و مرد را مانند دوسنگر نشین در جبهه نبرد زندگی قرار داده است. هر کدام ازاو دو طبیعت خصوصیات و خصلتهایی هم در جسم و روح و فکر و هم در غرایز و عواطف دارند که ویژه خودشان است. او دو جنس اگر با همان حدود و موازینی که اسلام معین کرده است در کنار هم زندگی کنند، خانوادهای ماندگار، مهربان، با برکت و پرفایده خواهند داشت(بیانات رهبری 28/6/1375)». «آرامش و سکونی که در فضای خانواده است، به برکت زن و طبیعت زنانه است(بیانات 22/8/1370)». در حدیثی شریف آمده است: «عقول النساء فی جمالهن و جمال الرجال فی عقولهم». (خرد زنان در زیبایی آنها و زیبایی مردان، در خردشان است) براساس این حدیث احساسات زن همچون مردان از پشتوانه تفکر و تعقل و اندیشه بهرهمند هست با این تفاوت که زن محصول تفکر و اندیشه خویش را در قالبی هنرمندانه و ظریف ارائه میدهد در حقیقت ارائه تفکر خود را حکیمانه و در قالب ظرایف هنرمندانه به خانواده و جامعه تزریق میکند. «کانون خانواده جایی است که عواطف و احساسات باید در آنجا رشد و بالندگی پیدا کند، بچهها محبت ببینند، و طبیعت مرد که طبیعت خامتری نسبت به زن است و در میدان خاصی شکنندهتر است و مرهم زخم او فقط و فقط همسر است، باید نوازش ببیند، اگر این احساسات و عواطف محتاج یک محور اصلی در خانه نباشد خانواده یک شکل بدون معنا خواهد بود(بیانات: 4/10/1370)».
از نگاه اسلام خانواده مهمترین نهاد اجتماعی است که هرگونه آسیب به آن صدمات جبرانناپذیری را بر پیکرهی جامعه وارد خواهد کرد؛ لذا اگر در جامعهمان كمبودى در اين زمينه داريم، بايد مرتفع شود و «حمايت قانونى از زن، با كمال قوّت و شدّت انجام گيرد(بیانات26/6/75).
نویسنده: فریبا پروینیان پژوهشگر حوزه زن و خانواده
انتهای پیام/