بازنشستگی با طعم فشارهای اقتصادی
پرستو شیرمحمدی: بسیاری از افراد سالها را در رویای رسیدن به دوران بازنشستگی خود سپری میکنند، روزگاری ایده ال شامل سفر، گذراندن وقت بیشتر با خانواده و دوستان، دنبال کردن سرگرمیهایی مانند نقاشی، باغبانی، آشپزی، بازی گلف یا ماهیگیری، یا صرفاً لذت بردن از آزادی برای استراحت. اما در ایران علاوه بر تفریح و استفاده از بازنشستگی خود، آنها باید به فکر خرج اولیه زندگی خود باشند و بتوانند مایحتاج اولیه زندگی را تهیه کنند. بخصوص در شرایط اقتصادی کنونی که تورم و فشارهای مالی خانوادهها را تحت فشار قرار داده و هر روز سفرههای خانهها کوچک و کوچکتر میشود. حالا باید در چنین شرایطی بابا بزرگ و مادر بزرگهای خانواده هم زندگی خودشان را اداره کنند و هم به عنوان بزرگ خانواده سفره دار و میزبان فرزندان و خانوادههای آن باشند.
حقوق بازنشستگی به تنهایی کافی نیست!
منصور، بازنشسته ۷۰ ساله سازمان تأمین اجتماعی، در گفتوگو با خبر نگار برنا، با اشاره به مشکلات معیشتی بازنشستگان میگوید: اگر تنها منبع درآمدم حقوق بازنشستگی بود، عملا امکان گذران زندگی را نداشتم. من سه فرزند دارم که دو نفر از آنها ازدواج کردهاند و همچنین دارای دو نوه هستم. در حال حاضر، دریافت اجاره کارگاه در کنار حقوق بازنشستگی باعث شده بتوانم هزینهها را تا پایان ماه مدیریت کنم.
وی با بیان اینکه هزینههای درمانی یکی از مهمترین دغدغههای بازنشستگان است، میافزاید: رقم ناچیزی برای کارهای درمانی پرداخت میشود، اما در عمل کارایی چندانی ندارد. حتی با داشتن بیمه تکمیلی نیز ابتدا باید تمام هزینههای درمان را شخصا پرداخت کنیم و پس از ارائه مدارک به شرکت بیمه، در صورت تأیید، ممکن است پس از چند ماه تنها بخشی از هزینهها بازپرداخت شود.
این بازنشسته تاکید میکند: شرایط فعلی نشان میدهد که حمایتهای درمانی و معیشتی از بازنشستگان با واقعیت هزینههای زندگی فاصله زیادی دارد.
از سوی دیگر عباس، بازنشسته ۶۲ ساله سازمان تامین اجتماعی، با اشاره به دشواریهای معیشتی بازنشستگان میگوید: شرایط زندگی بسیار سخت است. خوشبختانه صاحبخانه هستم، اما تمام درآمد من فقط به حقوق بازنشستگی محدود میشود.
وی ادامه میدهد: فرزندانم تلاش میکنند تا حد توان به تامین هزینههای زندگی من و مادرشان کمک کنند، اما این موضوع برای من بسیار ناراحتکننده است؛ چرا که انتظار ندارم فرزندانم بار زندگی ما را به دوش بکشند. با این حال، چارهای ندارم، عائلهمند هستم و تنها منبع درآمدم همین حقوق بازنشستگی است.
این بازنشسته تأکید میکند: با سطح فعلی حقوقها، تامین حداقلهای زندگی برای خانوادههای بازنشسته با مشکلات جدی همراه است.
ابعاد مختلف فشارهای اقتصادی روی بازنشستهها
محمدرضا ذوالفقاری، جامعهشناس فرهنگی، با اشاره به وضعیت معیشتی بازنشستگان و حقوق ناچیز آنها میگوید: مطالعات اخیر روی مشکلات اقتصادی و مالی جامعه متمرکز است و یکی از محورهای مهم بررسی، مسئله حقوق بازنشستگان و اثر روانی آن است.
ذوالفقاری با اشاره به افزایش جزئی حقوق بازنشستگی میافزاید: این تغییرات، بیشتر اثر روانی آن باید مورد توجه قرار گیرد، زیرا بسیاری از بازنشستگان تنها منبع درآمدشان همین حقوق است و برخی دیگر هم منابع درآمد محدود دیگری دارند که همچنان کافی نیست.
وی در مورد تاثیر وضعیت اقتصادی بازنشستگان بر نسل جوان تصریح میکند: مشاهده شرایط فردی که بیش از ۳۰ سال کار کرده، اما حقوق مناسبی ندارد، باعث میشود جوانان نسبت به انتخاب شغل مشابه دچار تردید شوند و فکر کنند تلاش طولانی برای استخدام در مشاغل دولتی تضمینکننده آینده آنها نیست.
ذوالفقاری با اشاره به مفهوم «امید اجتماعی» خاطرنشان میکند: این مفهوم نشاندهنده نگاه جامعه به آینده است و هم شاغلان و هم بازنشستگان با نوعی امید به آینده زندگی میکنند. شاغلان با امید به تامین معیشت، پسانداز و امنیت آینده فعالیت میکنند و بازنشستگان انتظار دارند حداقل معیشت و درمان آنها بدون دغدغه تامین شود.
وی در مورد ناکارآمدی حمایتهای دولتی و سازمانهای بازنشستگی تاکید میکند: ضعف این حمایتها باعث سرخوردگی جامعه میشود و بسیاری از جوانان به دلیل اینکه حقوق کارمندی روزمرگی آنها را تامین نمیکند، به سمت مشاغل آزاد روی میآورند.
محمدرضا ذوالفقاری با اشاره به ظرفیت فکری بازنشستگان میگوید: این افراد با تجربه بیش از ۳۰ سال کاری میتوانند در اتاقهای فکر و تصمیمسازی نقش داشته باشند، اما وقتی تامین معاش و درمان آنها با نگرانی همراه باشد، این ظرفیت فکری نیز عملا از دست میرود.
وقتی که بازنشسته شرمنده میشود
وی در مورد مشکلات معیشتی و درمان بازنشستگان تصریح میکند: ناکافی بودن حقوق، خدمات درمانی ضعیف و عدم پوشش بیمهای باعث نارضایتی و سرخوردگی میشود و حتی ممکن است به بروز آسیبهای روانی و خودکشی در سنین بالا منجر گردد.
ذوالفقاری با اشاره به کیفیت پایین بیمههای تکمیلی برخی صندوقها میافزاید: بسیاری از شرکتهای بیمه ارائهدهنده خدمات ضعیف هستند و این وضعیت فشار اقتصادی و روانی بازنشستگان را افزایش میدهد.
وی در مورد بیمههای پایه و تکمیلی تصریح میکند: بیتوجهی به این بیمهها امید اجتماعی جامعه را تضعیف میکند و توجه به کیفیت این بیمهها یک ضرورت است.
ذوالفقاری با اشاره به حقوق هنرمندان بازنشسته میگوید: طیف وسیعی از آنها پس از بازنشستگی درآمد کافی ندارند و حقوق دریافتی از صندوقهای مربوطه اغلب ناکافی است، به گونهای که ادامه فعالیت حرفهای برای تامین معیشت ضروری میشود و در بسیاری از موارد توانایی انجام کار در ژانرهای خاص هنری محدود میشود.
این جامعهشناس فرهنگی در مورد اثرات روانی این وضعیت تاکید میکند: بازنشستگان احساس شرمندگی نسبت به خانواده و ناتوانی در ایفای نقشهای اجتماعی خود دارند و این سرخوردگی نهایتا به معترض شدن آنها نسبت به حاکمیت و نظام بازنشستگی منجر میشود.
وی با اشاره به تجمعات و اعتراضات بازنشستگان میافزاید: این نارضایتیها ریشه در ضعف همسانسازی حقوق، ناکارآمدی تامین اجتماعی، حقوق ماهیانه پایین و خدمات درمانی ضعیف دارد.
محمدرضا ذوالفقاری در پایان با اشاره به اهمیت توجه جدی به بیمههای تکمیلی و کیفیت خدمات درمانی برای بازنشستگان تصریح میکند: عدم توجه به این موضوع، امید اجتماعی را کاهش میدهد و مشکلات معیشتی، روانی و اجتماعی بازنشستگان را تشدید میکند.
انتهای پیام/


