«زندهشور»؛ وقتی مرگ زودتر از عدالت میرسد
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ فیلم «زندهشور» که در جشنواره امسال فجر به نمایش درآمد، با ترکیبی قابلتوجه از بازیگران از جمله امیر جعفری، بهرام افشاری، حامد بهداد، سارا بهرامی و شبنم مقدمی، سراغ یکی از حساسترین و ملتهبترین موضوعات اجتماعی رفته است: قصاص و سرنوشت انسانهایی که تنها چند ساعت تا مرگ فاصله دارند.
داستان از لحظهای آغاز میشود که پنج متهم به قتل عمد، منتظر اجرای حکم اعدام هستند. هر کدام قصهای متفاوت دارند؛ یکی از روی شک همسرش را کشته، یکی قتل دوستش را به گردن گرفته، دیگری برای انتقام تجاوز به خواهرش دست به جنایت زده، یکی در جریان دزدی ناخواسته مرتکب قتل شده و آخرین نفر، جوان عاشقی است که قصد خودکشی داشته اما اشتباه او به مرگ پدر و مادرش انجامیده است.
کاظم دانشی با کنار هم گذاشتن این روایتها، تصویری چندوجهی از خشونت، فقر، عشق، تعصب و بیپناهی ترسیم میکند. فیلم نه قهرمان مطلق دارد و نه شرور مطلق؛ همه شخصیتها محصول شرایطاند و همین نگاه انسانی، «زندهشور» را از بسیاری آثار مشابه متمایز میکند.
نقطه عطف فیلم، اعدام نخستین زندانی با بازی امیر جعفری است؛ جایی که مسئول اجرای حکم (بهرام افشاری) متوجه بیگناهی او میشود. از این لحظه به بعد، روایت وارد فاز تازهای میشود: تلاش مردی که زیر بار عذاب وجدان، میخواهد جان چهار نفر دیگر را نجات دهد؛ تلاشی که بیشتر شبیه تقلا در باتلاق بروکراسی، قانون و سیاست است تا یک مسیر روشن به سوی عدالت.
فیلم بهخوبی نشان میدهد که مرگ چقدر میتواند شتابزده باشد و عدالت چقدر کند.
در میان شخصیتها، جوان عاشق و مردی که قتل را به گردن گرفته، مظلومترین چهرهها هستند؛ نشانهای واضح از این واقعیت تلخ که گاهی بیگناهترین آدمها هم پای چوبه دار میروند. در مقابل، شخصیت دزد، تصویری عریان از چرخه فقر ارائه میدهد؛ انسانی که حتی اگر آزاد شود، با پیشانی مهرخوردهاش جایی در جامعه ندارد و دوباره به همان مسیر بازگردانده میشود.
فیلم البته بیحاشیه هم نیست. روایت قتل همسر، با وجود تأکید کلامی بر نادرست بودن خشونت، در عمل به شک مرد مشروعیت میدهد؛ جایی که گناه زن تأیید میشود و این ناخواسته میتواند نوعی سفیدنمایی شک و تهمت تلقی شود. از سوی دیگر، خط داستانی قتل ناموسی با پیوند خوردن به مسئله اتباع افغانستانی، وارد لایهای سیاسی میشود و نشان میدهد حتی بخشش اولیای دم هم همیشه قادر به توقف ماشین اعدام نیست.
از نظر اجرا، «زندهشور» فیلمی خوشساخت است؛ ریتم حسابشده، فضاسازی سرد و خفقانآور، و بازیهای کنترلشده بهویژه از سوی امیر جعفری و بهرام افشاری، بار احساسی روایت را بالا میبرد. بهرام افشاری در نقشی متفاوت، تصویری انسانی از یک مأمور اجرای حکم ارائه میدهد؛ مردی که میان وظیفه و وجدان گیر کرده است.
«زندهشور» فیلمی است درباره قضاوت، درباره فرصتهای از دسترفته، و درباره جامعهای که گاهی دیر متوجه اشتباهاتش میشود. اثری اجتماعی که بدون شعار مستقیم، مخاطب را وادار میکند به مفهوم عدالت، قصاص و مسئولیت فردی دوباره فکر کند.
«زندهشور» شاید پاسخ روشنی ندهد، اما سؤالهای مهمی مطرح میکند؛ و همین، بزرگترین امتیاز آن است.
انتهای پیام/


