چگونه یک باور آیینی به موتیف هنری بدل شد؟
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ جیرجیرک (Cicada) در اسطورهها و باورهای کهن شرق، تنها یک حشرهی صوتساز تابستانی نیست؛ بلکه نمادی عمیق از رستاخیز، جاودانگی و پاکیزگی به شمار میرود. در فرهنگ باستانی چین، این حشره جایگاهی نمادین یافت که ریشه در چرخهی خاص زندگی آن داشت؛ چرخهای که از تولد در زیر زمین آغاز میشود و با پرواز در آسمان به اوج میرسد.

از زیر خاک تا آسمان؛ چرخهای نمادین از تولد دوباره
زندگی جیرجیرک از تخمهایی آغاز میشود که در دل خاک قرار دارند. این موجود پس از گذراندن دورهای طولانی در زیر زمین، به سطح میآید، پوست میاندازد و سرانجام به حشرهای بالدار بدل میشود. همین دگردیسی تدریجی، جیرجیرک را در نگاه چینیان باستان به نماد رستاخیز و تولدی دوباره تبدیل کرد؛ مفهومی که در بسیاری از آیینها و آثار هنری آن دوران بازتاب یافته است.
حضور جیرجیرک در هنر و آیینهای تدفین
قدیمیترین تصاویر جیرجیرک بهصورت تخم، بر اشیای مفرغی مربوط به دوران کهن دیده میشود. اما اوج اهمیت نمادین این حشره را میتوان در آیینهای تدفین جستوجو کرد. از اواخر دورهی چو تا دوران هان، رسم بر آن بود که جیرجیرکی کوچک از سنگ یشم در دهان مردگان قرار دهند. این شیء نمادین، به باور آنان، ضامن حفظ جسم و نشانهای از جاودانگی روح فرد متوفی بود.

جیرجیرک؛ نماد پاکیزگی و سادگی
در کنار مفهوم جاودانگی، جیرجیرک نماد پاکیزگی نیز محسوب میشد. باور عمومی بر این بود که این حشره از شبنم تغذیه میکند و همین ویژگی، آن را به موجودی پاک و دور از آلودگیهای زمینی بدل میساخت. چنین برداشتی، جایگاه جیرجیرک را در نظام نمادین فرهنگ چین بیش از پیش تثبیت کرد.
نمادها چگونه زنده میمانند؟
مرور نقش جیرجیرک در اسطورهها نشان میدهد که چگونه یک موجود کوچک میتواند حامل مفاهیمی بزرگ، چون مرگ، زندگی دوباره و جاودانگی باشد. این نگاه نمادشناسانه که در منابعی، چون فرهنگ نگارهای نمادها به آن پرداخته شده، یادآور پیوند عمیق طبیعت، اسطوره و آیین در تمدنهای کهن است؛ پیوندی که هنوز هم میتواند الهامبخش خوانشهای فرهنگی و هنری معاصر باشد.
انتهای پیام/


