مدیریت بحران، ضامن تابآوری شهری در کشور
به گزارش خبرگزاری برنا از مرکزی ، تجربه بارشهای اخیر و همچنین زلزلههای خفیف اما پیدرپی در نقاط مختلف کشور، بار دیگر ضرورت توجه جدی به مقوله مدیریت بحران در برنامهریزیهای شهری را گوشزد کرد. در سطح ملی، این مهم با رویکردی پیشگیرانه و مبتنی بر هماهنگی میانبخشی دنبال میشود.
"آمادهباش"؛ کلیدواژه اصلی مدیریت بحران
یکی از مهمترین ارکان مدیریت نوین بحران، پیشگیری و آمادگی پیش از وقوع حادثه است. آخرین نمونه از این رویکرد را میتوان در واکنش سریع دستگاهها به هشدارهای هواشناسی مشاهده کرد.
به عنوان نمونه، با صدور اخطارهای هواشناسی مبنی بر بارش برف سنگین، ستاد مدیریت بحران در استانهای درگیر وارد عمل میشود.
مسئولان مربوطه با اشاره به فعال شدن ستاد پیشگیری و مقابله با بحران از ساعاتی پیش از شروع بحران جوی، تأکید دارند: «تمامی دستگاههای خدماتی از جمله شهرداری، راهداری، هلال احمر، اورژانس، آبفا، برق و گاز در حالت آمادهباش کامل قرار میگیرند و به صورت زنجیرهای برای خدمترسانی به شهروندان همکاری میکنند.»
این هماهنگی نشاندهنده آن است که مدیریت بحران فراتر از یک نهاد خاص، یک رویکرد هماهنگکننده در سطح کلان شهری و استانی است که وظیفه دارد با ایجاد وحدت رویه میان دستگاهها، از غافلگیر شدن شهرها در برابر مخاطرات جلوگیری کند.
کاهش خطرات شهری؛ از آموزش همگانی تا ایمنسازی زیرساختها
مدیریت شهری موفق، مدیری است که بتواند خطرات تهدیدکننده جان و مال شهروندان را به حداقل برساند. این مهم تنها با تقویت زیرساختها و ارتقای آگاهی عمومی محقق میشود. کارشناسان جمعیت هلال احمر در این خصوص تأکید دارند: «مردم بیشترین تاثیر را در بحث کاهش خطرات دارند. با ایمنسازی ساختمانها و اصلاح بافتهای فرسوده میتوانند نقش موثری در هنگام وقوع زلزله ایفا کنند.» آنان میافزایند: «آموزشهای همگانی در قالب خودامدادی و کمکهای اولیه، بخش مهمی از رسالت ما را تشکیل میدهد تا شهروندان بتوانند در لحظات طلایی پس از حادثه، از خود و دیگران محافظت کنند.»
این نگاه، نشاندهنده تغییر رویکرد از مدیریت صرفاً "مقابلهای" به سمت مدیریت "پیشگیرانه" و "مشارکتمحور" است؛ رویکردی که در آن شهروندان به عنوان کنشگران اصلی کاهش خطرات شناخته میشوند.
چرخه مدیریت بحران؛ از کاهش خطر تا بازسازی
در نگرش علمی و نوین، مدیریت بحران صرفاً به مرحله پاسخ و مقابله با حادثه محدود نمیشود، بلکه شامل یک چرخه چهارمرحلهای کامل شامل «پیشگیری و کاهش خطر»، «آمادگی»، «پاسخ» و «بازسازی» است. در کشور ما، تأکید بر مرحله پیشگیری و کاهش خطر، به عنوان مقرونبهصرفهترین و مؤثرترین راهکار مقابله با سوانح طبیعی، در دستور کار متولیان امر قرار دارد.
مطالعات اخیر در زمینه «تحلیل ریسک» و «آسیبپذیری» شهرهای کشور نشان میدهد که پهنهبندی خطر لرزهای و سیلابی، یکی از الزامات اساسی برای تدوین طرحهای توسعه شهری است. به عنوان مثال، نتایج این مطالعات در کلانشهرهای مختلف نشان داده که برخی مناطق به دلیل مجاورت با گسلهای فعال یا قرارگیری در حریم رودخانههای فصلی، در زمره مناطق پرخطر محسوب میشوند. این دادههای علمی که در قالب «اطلس مخاطرات طبیعی» استانها گردآوری شده، میتواند مبنای تصمیمگیری برای صدور پروانه ساختمانی، تعیین کاربری اراضی و احداث زیرساختهای حیاتی (مانند خطوط آب، برق، گاز و ارتباطات) قرار گیرد.
تابآوری شهری و حکمرانی بحران
یکی از مفاهیم کلیدی که امروزه در ادبیات مدیریت شهری جایگاه ویژهای یافته است، مفهوم «تابآوری شهری» است. تابآوری به معنای ظرفیت یک سیستم شهری برای جذب، انطباق و بازیابی سریع از پیامدهای یک مخاطره است. در این چارچوب، نقش مدیریت بحران فراتر از یک نهاد اجرایی، به عنوان یک نهاد هماهنگکننده و سیاستگذار در نظام «حکمرانی بحران» تعریف میشود.
در سطح کشور، ارتقای تابآوری از طریق برگزاری مانورهای منظم و هدفمند با رویکرد «تمرین سناریومحور» دنبال میشود. در تازهترین مورد، مانورهای ترکیبی زلزله و آتشسوزی در مجتمعهای مسکونی پرتراکم شهرهای مختلف با هدف سنجش میزان آمادگی دستگاههای امدادی و ارزیابی «زمان پاسخگویی» اجرا میشود. کارشناسان معتقدند هرگونه کاهش در این زمان، به طور مستقیم با کاهش تلفات جانی همبستگی دارد.
مدیریت ریسک در بحرانهای پیچیده و ترکیبی
چالش پیش روی مدیریت شهری امروز، وقوع بحرانهای ساده نیست، بلکه مواجهه با «بحرانهای پیچیده و ترکیبی» است. برای نمونه، وقوع زلزله در فصل زمستان میتواند همزمان بحرانهای ثانویهای مانند آتشسوزی ناشی از نشت گاز، انسداد معابر، قطع آب و برق و همچنین بحران سرمازدگی را برای آسیبدیدگان ایجاد کند.
در چنین سناریویی، مدیریت شهری باید قادر به تأمین «پناهگاه موقت» با استانداردهای زیستی مناسب باشد. در این زمینه، شهرداریهای سراسر کشور طی تفاهمنامهای با سازمان مدیریت بحران، موظف به شناسایی و تجهیز فضاهای عمومی چندمنظوره (مانند سالنهای ورزشی، مدارس و پارکهای بزرگ) به عنوان مراکز اسکان اضطراری شدهاند. این فضاها باید از نظر دسترسی به آب شرب، سرویسهای بهداشتی و سیستم گرمایشی، خودکفا باشند تا بتوانند در شرایط قطع شبکههای مادر، به حیات خود ادامه دهند.
نقش فناوریهای نوین در پایش و هشدار سریع
استفاده از فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی یکی دیگر از ارکان تحولیافته مدیریت بحران در کشور است. راهاندازی سامانههای «هشدار سریع» برای مخاطراتی نظیر سیلابهای ناگهانی در مناطق کوهستانی و سیلخیز، نمونهای از این اقدامات است.
این سامانهها با استفاده از سنسورهای اندازهگیری سطح آب و ایستگاههای خودکار هواشناسی، دادههای لحظهای را به مراکز پایش استانی و ملی ارسال میکنند. در صورت تشخیص شرایط بحرانی، هشدار از طریق پیامک انبوه، سامانههای پیامرسان محلی و بلندگوهای هشدار در سطح شهرها و روستاهای در معرض خطر، به مردم اعلام میشود. این فرآیند که به «کاهش زمان هشدار به مردم» معروف است، فرصت طلایی برای تخلیه سریع مناطق پرخطر و کاهش آسیبپذیری اجتماعی فراهم میآورد.
چالشها و چشمانداز پیش رو
با وجود تلاشهای صورت گرفته، مدیریت بحران در شهرهای کشور با چالشهایی نیز مواجه است. وجود بافتهای فرسوده شهری به ویژه در کلانشهرها، ضرورت تسریع در نوسازی و مقاومسازی را دوچندان کرده است. در هنگام وقوع بحرانهایی مانند زلزله، این بافتها بیشترین تلفات و خسارات را متحمل میشوند. بنابراین، تعامل تنگاتنگ میان مدیریت بحران، شهرداریها و نهادهایی مانند سازمان نظام مهندسی برای رفع این معضل، یک ضرورت اجتنابناپذیر است.
در مجموع، میتوان گفت جایگاه مدیریت بحران در مدیریت شهری کشور، از یک نهاد واکنشگرا به یک نهاد سیاستگذار و هماهنگکننده در حال تحول است. تحکیم این جایگاه نیازمند تخصیص اعتبارات کافی، استفاده از فناوریهای نوین در پیشبینی مخاطرات و ارتقای مستمر فرهنگ ایمنی در میان شهروندان است تا شاهد کاهش چشمگیر خطرات شهری و افزایش تابآوری کشور در برابر بحرانها باشیم. حرکت به سمت مدیریت یکپارچه بحران، نیازمند تداوم این رویکردهای علمی، تجهیز مراکز پایش به سامانههای تصمیمیار و تقویت سرمایه اجتماعی از طریق آموزش فراگیر و مشارکتپذیری شهروندان است.



