رویای «اسرائیل بزرگ» و قمار خطرناک واشنگتن

|
۱۴۰۴/۱۲/۰۵
|
۰۰:۰۱:۰۲
| کد خبر: ۲۳۱۴۹۹۹
رویای «اسرائیل بزرگ» و قمار خطرناک واشنگتن
برنا - گروه بین‌الملل: شلیک کلمات مایک هاکبی به قلب قوانین بین‌الملل، پرده از استراتژی نوین و تهاجمی واشنگتن برداشت که در آن «الهیات رادیکال» جایگزین «عقلانیت دیپلماتیک» شده است. عبور وقاحت‌آمیز از مرزهای به رسمیت شناخته شده و استناد به مفاهیم چون «حق کتاب ‌مقدس»، نه تنها حاکمیت ملی کشورهای منطقه را با تهدیدی وجودی روبرو کرده، بلکه ثابت می‌کند که پروژه «اسرائیل بزرگ» اکنون به دکترین رسمی و عملیاتی کاخ سفید تبدیل شده است.

انتصاب مایک هاکبی به عنوان سفیر ایالات متحده در تل‌آویو، فراتر از یک جابه‌جایی دیپلماتیک، گویای تغییری بنیادین در دکترین سیاست خارجی کاخ سفید بود. این مبلغ مسیحی که اکنون ردای سفارت بر تن کرده، با استناد به مفاهیم بحث‌برانگیز مذهبی و نادیده گرفتن قوانین بین‌المللی، سخن از حق الهی اسرائیل بر اراضی اشغالی به میان می‌آورد. چنین رویکردی نه تنها آتش تنش‌ها را در خاورمیانه شعله‌ورتر می‌سازد، بلکه با به چالش کشیدن حاکمیت ملی کشورهای همسایه، منطقه را در آستانه یک گسست امنیتی بی‌سابقه قرار داده و اعتبار ادعاهای صلح‌طلبانه واشنگتن را به کلی مخدوش می‌کند.

تقابل جزم‌اندیشی مذهبی با منشور سازمان ملل

استناد مایک هاکبی به «حق کتاب‌مقدس» برای توجیه اشغالگری، بدعتی خطرناک در ادبیات سیاسی مدرن محسوب می‌شود که مرزهای میان اعتقادات فردی و تعهدات بین‌المللی را از بین برده است. هاکبی با وقاحت تمام، مرزهای ترسیم شده در حقوق بین‌الملل را فدای برداشت‌های افراطی از متون کهن می‌کند و بدین ترتیب، تیشه به ریشه نظمی می‌زند که مدعیان دموکراسی در غرب سال‌هاست دم از صیانت آن می‌زنند. این رویکرد، دیپلماسی را از میز مذاکرات عقلانی به میدان جنگ‌های مذهبی کشانده و هرگونه چشم‌انداز برای صلح پایدار را در غبار تعصبات ایدئولوژیک محو می‌کند.

نادیده گرفتن عامدانه قطعنامه‌های سازمان ملل متحد و شورای امنیت توسط سفیر جدید آمریکا در سرزمین‌های اشغالی، نشان از یک استراتژی تهاجمی دارد که در آن «زور» جایگزین «حق» شده است. هاکبی با تایید ضمنی الحاق کرانه باختری، در حقیقت اعتبار امضای دولت متبوع خود در توافقنامه‌های پیشین را زیر سوال برده و به متحدان و دشمنان خود پیام می‌دهد که واشنگتن دیگر به هیچ چارچوب قانونی خارج از منافع ایدئولوژیک خود پایبند نیست. چنین رویه‌ای، آنارشیسم بین‌المللی را جایگزین نظم حقوقی می‌کند و راه را برای هرگونه تجاوزگری تحت لوای مذهب هموار می‌سازد.

واکنش یکپارچه چهارده کشور و چندین نهاد بین‌المللی به این لفاظی‌ها، نشان‌دهنده عمق خطرناک بودن این تفکر برای امنیت جمعی است. جهان اسلام و کشورهای عربی به درستی درک کرده‌اند که وقتی منطق یک دیپلمات ارشد بر پایه «مشیت الهی» برای تصاحب خاک دیگران بنا شود، هیچ مرز ملی و هیچ حاکمیتی از گزند توسعه‌طلبی در امان نخواهد بود. این اظهارات آتش‌افروزانه، همبستگی منطقه‌ای علیه سیاست‌های واشنگتن را می‌تواند تقویت کند و آمریکا را بیش از هر زمان دیگری در موضع انزوای اخلاقی و سیاسی قرار دهد.

رویای واهی «اسرائیل بزرگ» و تهدید حاکمیت ملی

پروژه «اسرائیل بزرگ» که هاکبی و نتانیاهو با وقاحت از آن سخن می‌گویند، نقشه‌ای شوم برای بازترسیم جغرافیای سیاسی منطقه از رود نیل تا فرات است. هاکبی با چراغ سبز نشان دادن به اشغالگری تا دوردست‌ترین نقاط، عملاً حاکمیت ملی کشورهای مستقلی چون مصر، اردن، سوریه و لبنان را به رسمیت نمی‌شناسد و آن‌ها را تنها بخشی از یک قلمرو مذهبی می‌پندارد. این نگرش توسعه‌طلبانه، توهینی آشکار به استقلال ملت‌های منطقه و گویای بازگشت به دوران استعمارگری با لعاب الهیات است.

بنیامین نتانیاهو نیز با بهره‌گیری از فضای ایجاد شده توسط هاکبی، خود را در یک «ماموریت تاریخی» می‌بیند که هدفی جز بلعیدن اراضی بیشتر و آواره کردن میلیون‌ها انسان دیگر ندارد. پیوند میان راست‌گرایان افراطی در تل‌آویو و صهیونیست‌های مسیحی در واشنگتن، ائتلافی ویرانگر پدید آورده که هدف نهایی آن نابودی کامل آرمان فلسطین و سیطره بر کل منابع منطقه است. این همراهی استراتژیک، ثابت می‌کند که حملات نظامی و تنش‌آفرینی‌های اخیر، نه واکنشی دفاعی، بلکه بخشی از یک نقشه از پیش طراحی شده برای کشورگشایی است.

تحلیلگران ارشد بین‌المللی بر این باورند که سکوت یا همراهی با این رویکرد، به معنای پذیرش فروپاشی مرزهای بین‌المللی در سده بیست و یکم خواهد بود. هاکبی با بی‌ملاحظگی تمام، امنیت ملی اردن و مصر را هدف قرار داده و با لفاظی‌های خود، پیمان‌های صلح چندین دهه اخیر را به ورق‌پاره‌هایی بی‌ارزش تبدیل کرده است. عواقب این تحریکات، تنها به مرزهای فلسطین محدود نخواهد ماند و می‌تواند تمام منطقه را در گردابی از جنگ‌های بی‌پایان سرزمینی فرو ببرد که پایان آن برای هیچ‌کس قابل پیش‌بینی نیست.

فریب افکار عمومی تحت لوای مسائل هسته‌ای

استقرار بی‌سابقه نیروهای نظامی آمریکا در منطقه و فشارهای مداوم بر ایران، طبق تحلیل‌های جدید، پوششی برای اجرای مرحله به مرحله پروژه اسرائیل بزرگ است. هاکبی و همفکرانش در واشنگتن با بزرگ‌نمایی تهدیدات خارجی، افکار عمومی را از اصل ماجرا که همان غصب سیستماتیک اراضی است، منحرف می‌کنند تا در سایه جنگ‌افروزی، نقشه‌های ارضی خود را پیش ببرند. این فریب استراتژیک نشان می‌دهد که مسئله هسته‌ای یا ثبات منطقه، هرگز دغدغه اصلی آن‌ها نبوده و تنها به عنوان ابزاری برای مهار مخالفان پروژه توسعه‌طلبی به کار گرفته شده است.

تمرکز بر تنش‌های نظامی با ایران، فرصتی طلایی برای رژیم صهیونیستی فراهم کرده تا در سکوت خبری و با حمایت سیاسی مطلق سفیر جدید، شهرک‌سازی‌ها را به شکلی انفجاری گسترش دهد. هاکبی با دفاع از اقدامات اسرائیل در غزه و کرانه باختری، در حقیقت به جنایات جنگی مشروعیت می‌بخشد و مسیر را برای کوچ اجباری فلسطینیان هموار می‌کند. این سیاست یعنی ایجاد بحران در یک نقطه برای پیشبرد اشغالگری در نقطه‌ای دیگر و ماهیت اصلی دیپلماسی جدید آمریکا در دوران سفارت هاکبی را افشا می‌سازد.

صاحب‌نظران معتقدند حضور گسترده ناوگان‌های آمریکایی در مدیترانه و خلیج فارس، بیش از آنکه جنبه بازدارندگی داشته باشد، نقش تضمین‌کننده امنیت برای تحرکات ارضی اسرائیل را ایفا می‌کند. هاکبی با سخنان خود ثابت کرد که واشنگتن دیگر یک میانجی‌گر نیست، بلکه به بخشی از ماشین جنگی و توسعه‌طلبی تل‌آویو تبدیل شده است. این تغییر وضعیت، ایران و سایر قدرت‌های منطقه‌ای را به این نتیجه رسانده که هدف غایی این لشکرکشی‌ها، تغییر ساختاری نقشه خاورمیانه و تثبیت هژمونی اسرائیل بر کل منطقه است.

تضاد آشکار میان ادعاهای صلح‌طلبی و واقعیت میدانی

بیانیه مشترک کشورهای منطقه به درستی به تناقض فاحش میان اظهارات هاکبی و طرح‌های صلح ادعایی دونالد ترامپ اشاره کرده است. رئیس‌جمهور آمریکا مدعی تلاش برای پایان دادن به درگیری‌هاست، اما سفیری را منصوب می‌کند که اساس وجود طرف مقابل (فلسطین) را انکار کرده و بر آتش جنگ می‌دمد. این پارادوکس سیاسی نشان می‌دهد که یا واشنگتن دچار سردرگمی استراتژیک شده و یا صلح را تنها در چارچوب تسلیم کامل ملت‌های منطقه در برابر خواسته‌های اسرائیل تعریف می‌کند.

طرح جامع پایان دادن به درگیری غزه که بر مهار تنش و ایجاد افق سیاسی تاکید داشت، با سخنان هاکبی رسماً به بن‌بست رسیده است. وقتی فرستاده ویژه یک قدرت جهانی، تصرف سرزمین‌های دیگران را «بدون اشکال» توصیف می‌کند، دیگر فضایی برای مذاکره و همزیستی مسالمت‌آمیز باقی نمی‌ماند. هاکبی با هر جمله خود، میخ جدیدی بر تابوت دیپلماسی ادعایی آمریکا کوبیده است.

هشدار تند مصر و عربستان سعودی به «بی‌ملاحظه» بودن این سخنان، گویای این واقعیت است که حتی متحدان سنتی آمریکا نیز دیگر نمی‌توانند چشم خود را بر این حجم از افراط‌گرایی ببندند. هاکبی با نادیده گرفتن حساسیت‌های جهان اسلام درباره قدس و کرانه باختری، آمریکا را به سمتی سوق می‌دهد که هزینه‌های سنگین سیاسی و اقتصادی آن تا سال‌ها بر دوش مالیات‌دهندگان آمریکایی سنگینی خواهد کرد. این تضاد میان گفتار و کردار، تیر خلاصی بر اعتبار دیپلماتیک ایالات متحده در قلب خاورمیانه شلیک کرده است.

همدستی در جنایت و رسوایی حقوق بشری

متهم کردن هاکبی به «همدستی فعال» در سیاست‌های جنایتکارانه اسرائیل توسط تهران نیز ریشه در واقعیت‌های میدانی دارد که سفیر جدید آمریکا با افتخار به آن‌ها اعتراف می‌کند. هاکبی با حمایت مطلق از اقدامات اسرائیل در غزه، عملاً مسئولیت اخلاقی و حقوقی کشتار غیرنظامیان و تخریب زیرساخت‌ها را بر عهده واشنگتن گذاشته است. او با پیوند زدن این جنایات به «مشیت الهی»، زشت‌ترین شکل سوءاستفاده از دین برای توجیه خشونت و پاکسازی قومی را به نمایش گذاشته است.

سکوت هاکبی و عدم عقب‌نشینی او از ادعاهای ارضی پس از موج محکومیت‌ها، نشان‌دهنده یک لجاجت ایدئولوژیک است که هیچ ارزشی برای جان انسان‌ها و ثبات بین‌المللی قائل نیست. او به جای تلاش برای کاهش آلام انسانی، با لفاظی‌های خود به رژیم اشغالگر جسارت می‌دهد تا با قاطعیت بیشتری به نقض حقوق بشر ادامه دهد. این رویکرد، نه تنها با قوانین بین‌المللی، بلکه با ساده‌ترین اصول اخلاق انسانی نیز در تضاد است و لکه ننگی بر پیشانی دیپلماسی قرن بیست و یکم به شمار می‌رود.

واکنش افکار عمومی جهان به این اظهارات، فراتر از بیانیه‌های دولتی، به شکل نفرت فزاینده از سیاست‌های جانبداری مطلق آمریکا بروز یافته است. هاکبی با تبدیل کردن سفارتخانه به تریبونی برای مبلغان افراطی، عملاً امنیت دیپلمات‌های آمریکایی در سراسر جهان را نیز به خطر انداخته است. این سطح از درآمیختگی با جنایات یک رژیم اشغالگر، آمریکا را در جایگاه شریک جرم قرار داده و هرگونه ادعای این کشور در خصوص دفاع از حقوق بشر را به طنزی تلخ و گزنده بدل ساخته است.

فرجام دیپلماسی تهاجمی در خاورمیانه ملتهب

تداوم سیاست‌های توسعه‌طلبانه که اکنون با صدای بلند از حنجره سفیر آمریکا شنیده می‌شود، منطقه را به سمت انفجاری بزرگ و غیرقابل مهار سوق خواهد داد. کشورهای منطقه به روشنی اعلام کرده‌اند که هیچ‌گونه حاکمیتی برای اسرائیل بر سرزمین‌های اشغالی قائل نیستند و هرگونه تلاش برای الحاق کرانه باختری با مقاومت جدی روبرو خواهد شد. هاکبی با تصور اینکه می‌تواند با اتکا به قدرت نظامی، واقعیت‌های تاریخی و جمعیتی منطقه را تغییر دهد، دچار یک خطای محاسباتی استراتژیک شده است.

تحریکات ناشی از سخنان هاکبی، گروه‌های مقاومت را در پیگیری حقوق پایمال شده ملت فلسطین مصمم‌تر کرده و زمینه را برای شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای علیه محور واشنگتن-تل‌آویو فراهم آورده است. صلح هرگز از مسیر اشغالگری و توهین به مقدسات و حاکمیت دیگران عبور نخواهد کرد؛ مسیری که هاکبی برگزیده، تنها به انزوای بیشتر اسرائیل و فرسایش قدرت نرم آمریکا منجر می‌شود. تاریخ نشان داده است که رویاهای توسعه‌طلبانه مبتنی بر ایدئولوژی‌های رادیکال، همواره با شکستی سخت و پرهزینه روبرو شده‌اند.

اصرار بر پروژه «اسرائیل بزرگ» در عصری که بیداری ملت‌ها به اوج رسیده، قماری است که بازنده نهایی آن طراحان این نقشه شوم خواهند بود. مایک هاکبی شاید در کوتاه‌مدت مورد تشویق افراط‌گرایان در کنست قرار گیرد، اما در بلندمدت، نام او به عنوان سفیری ثبت خواهد شد که با جهل دیپلماتیک خود، آخرین فرصت‌ها برای ثبات در خاورمیانه را نابود کرد. منطقه اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند خردگرایی و احترام به حقوق بین‌الملل است، نه الهیات تهاجمی و لفاظی‌های آتش‌افروزانه که ثمره‌ای جز خاکستر و ویرانی نخواهد داشت.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر