اثرات ضربههای ورزشی دههها در مغز باقی میماند
پژوهش تازهای نشان میدهد سد محافظتی مغز که از آن با عنوان سد خونی–مغزی یاد میشود میتواند حتی دههها پس از پایان دوران حرفهای ورزشکاران رشتههای برخوردی همچنان دچار آسیب و نشت باشد؛ پدیدهای که ممکن است با کاهش تواناییهای شناختی و بروز مشکلات حافظه در سالهای بعدی زندگی ارتباط داشته باشد.
به گزارش برنا، دانشمندان برای دههها در تلاش بودهاند توضیح دهند که چگونه ضربههای مکرر به سر در جریان فعالیتهای ورزشی میتواند در سالهای بعد به اختلالات شدید حافظه مشکلات شناختی و حتی زوال عقل منجر شود. اکنون مطالعهای که نتایج آن بهتازگی در نشریه Science Translational Medicine منتشر شده است سرنخ تازهای درباره این فرایند ارائه میدهد. بر اساس این تحقیق آسیب به سد خونی–مغزی ممکن است برای سالهای طولانی پس از توقف فعالیت ورزشی ادامه پیدا کند و همین موضوع میتواند باعث فعال شدن یک پاسخ ایمنی مزمن در بدن شود.
سد خونی–مغزی ساختاری متراکم از سلولها است که دیواره رگهای خونی تغذیهکننده مغز را میپوشاند و بهعنوان یک مانع محافظ عمل میکند. این سد از ورود بسیاری از مواد بالقوه مضر موجود در خون به بافت حساس مغز جلوگیری میکند. اختلال در این ساختار میتواند باعث شود مولکولها و سلولهایی که بهطور معمول نباید وارد مغز شوند به آن نفوذ کنند.
کاترینا آکاسوگلو، عصب ایمنیشناس موسسه گلداستون در سانفرانسیسکو که در این پژوهش مشارکت نداشته است درباره اهمیت نتایج این تحقیق میگوید: این مطالعه بسیار مهم است زیرا نشان میدهد اختلال در سد خونی–مغزی میتواند سالها پس از وقوع ضربههای مغزی همچنان باقی بماند.
یکی از چالشهای اساسی در بررسی پیامدهای بلندمدت ضربه به سر این است که بسیاری از بیماریهای تخریبکننده عصبی تنها پس از مرگ فرد و از طریق بررسی بافت مغز قابل تشخیص هستند. متیو کمپبل، متخصص ژنتیک عصبعروقی و از نویسندگان اصلی این مطالعه توضیح میدهد که همین مسئله باعث شده پژوهشگران به دنبال روشهایی برای شناسایی نشانههای اولیه آسیب در افراد زنده باشند.
در این مطالعه کمپبل و همکارانش تلاش کردند بررسی کنند که آیا میتوان با مطالعه وضعیت سد خونی–مغزی در ورزشکاران زنده نشانههای هشداردهنده آسیب عصبی را شناسایی کرد یا خیر. برای این منظور آنها مغز ۴۷ ورزشکار بازنشسته را که در رشتههای برخوردی با احتمال بالای ضربه مغزی فعالیت داشتهاند اسکن کردند. این ورزشها شامل رشتههایی مانند راگبی و بوکس میشد که در آنها احتمال برخورد شدید و ضربههای مکرر به سر زیاد است. در کنار این گروه یک گروه کنترل نیز مورد بررسی قرار گرفت که شامل افراد غیرورزشکار و همچنین ورزشکاران رشتههای بدون برخورد بود.
نتایج اسکنهای مغزی نشان داد سد خونی–مغزی در ورزشکاران رشتههای برخوردی بهطور قابل توجهی نفوذپذیرتر از افراد گروه کنترل است. این در حالی است که بهطور میانگین حدود ۱۲ سال از زمان بازنشستگی این ورزشکاران گذشته بود. تحلیلهای بیشتر همچنین نشان داد افرادی که بیشترین میزان نشت در این سد محافظتی را داشتند، در آزمونهای حافظه و عملکرد شناختی نیز نتایج ضعیفتری نسبت به سایر افراد ثبت کردند.
کمپبل در توضیح اهمیت این یافتهها میگوید: این نخستین شواهد مستقیم از مغز انسان زنده است که نشان میدهد سد خونی–مغزی در افرادی که در معرض ضربههای مکرر به سر قرار داشتهاند مختل شده است.
پژوهشگران در ادامه بررسی کردند آیا آزمایشهای متداول خون که برای شناسایی آسیب مغزی استفاده میشوند میتوانند افرادی را که دچار افت شناختی شدهاند شناسایی کنند یا خیر. نتایج نشان داد این آزمایشها در تشخیص چنین مواردی چندان کارآمد نیستند. در مقابل زمانی که تیم تحقیقاتی وضعیت سیستم ایمنی شرکتکنندگان را بررسی کرد نشانههای هشداردهنده آشکار شد.
در خون ورزشکارانی که بیشترین آسیب به سد خونی–مغزی و شدیدترین افت شناختی را داشتند میزان بیشتری از گلبولهای سفید التهابی و دیگر نشانگرهای فعال شدن سیستم ایمنی مشاهده شد. این یافته نشان میدهد بدن این افراد در نوعی وضعیت التهاب مزمن و بیشفعال قرار دارد. کمپبل در این باره میگوید: به نظر میرسد این ورزشکاران بهطور سیستمیک در حالت التهاب مداوم زندگی میکنند.
به گفته پژوهشگران این نتایج نشان میدهد روشهای تصویربرداری مغزی که قادر به شناسایی نشت عروق هستند ممکن است در آینده به ابزاری مهم برای تشخیص زودهنگام افرادی تبدیل شوند که در معرض خطر ابتلا به بیماریهای شدید مغزی قرار دارند. همچنین این یافتهها میتواند به شناسایی اهداف درمانی جدید برای جلوگیری از تخریب عصبی در چنین بیمارانی کمک کند.
با وجود این کمپبل تاکید میکند که نتایج این مطالعه نباید باعث شود افراد از ورزش کردن پرهیز کنند. او میگوید: فعالیت بدنی برای سلامت مغز بسیار مفید است. آنچه ما در اینجا مشاهده میکنیم بیشتر به مواجهه طولانیمدت با ضربههای مکرر به سر مربوط میشود و نگرانی اصلی ماهیت تجمعی این ضربهها در طول زمان است.
پژوهشگران قصد دارند در گام بعدی این نتایج را در جمعیت بزرگتری از ورزشکاران بررسی کنند. کمپبل همچنین اشاره میکند که در این مطالعه تعداد زنان شرکتکننده بسیار کم بوده است؛ از مجموع ۶۲ شرکتکننده تنها هفت نفر زن بودهاند. این موضوع تا حدی به این دلیل است که در حال حاضر تعداد ورزشکاران زن بازنشسته در رشتههای برخوردی مورد بررسی کمتر از مردان است.
انتهای پیام/