وقتی تالارها، گالریها و بناهای تاریخی قربانیان بیصدای جنگ میشوند
به گزارش خبرنگار گروه فرهنک و هنر برنا؛ یک ماه از آغاز جنگ گذشته و حملات آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، علاوه بر جان مردم، زیرساختهای فرهنگی و تاریخی کشور را هدف قرار داده است.
مدرسهها، بیمارستانها، خانهها و بازارها زیر موشکها نابود میشوند و در کنار آن، تالارهای تئاتر، گالریها و بناهای تاریخی نیز آسیب دیدهاند. این آسیبها فقط خسارت به ساختمانها نیست؛ آنها زندگی مردم را تهدید میکنند، اشتغال هنرمندان و کارکنان فرهنگی را از بین میبرند و بخشی از حافظه جمعی ملت را نابود میکنند.
از تالارها تا گالریها؛ مرکز خلاقیت زیر حمله
تالار هنر، تنها تالار تخصصی تئاتر کودک و نوجوان تهران، تمامی شیشههای همکف و بالکنش شکسته شده است. سالن اصلی سالم مانده، اما با توجه به ظرفیت ۲۴۴ نفر و سالها فعالیت هنری، آسیب به نما و فضای آموزشی آن، نسل جدید هنرمندان را با محدودیت مواجه میکند.
تئاتر محراب در چهارراه امام خمینی نیز بر اثر موج انفجار، شیشهها و درهای خود را از دست داده است. این مجموعه با سه سالن مختلف و ظرفیت صدها تماشاگر، یکی از مراکز مهم رشد هنری در تهران به شمار میرود و آسیب به آن یعنی توقف فعالیتهای فرهنگی و از دست رفتن فرصتهای شغلی برای دهها هنرمند.
تئاتر هامون، گالری کاما، سینما شکوفه و مرکز گسترش سینمای مستند نیز با انفجارها و اصابت موشک آسیب دیدهاند.
در گالریها و سینماها، هنرمندان مستقل و کارکنان فرهنگی روزمره خود را از دست دادهاند و برنامههای آموزشی و نمایشها لغو شده است. در نتیجه، آسیب به این مراکز تنها خسارت فیزیکی نیست؛ اشتغال، آموزش و خلاقیت به خطر افتاده است.
میراث تاریخی و نابودی حافظه جمعی
از طرفی، آسیب به بناهای تاریخی نیز جدی است. کاخ گلستان در تهران، با بیش از دو قرن قدمت و ثبت جهانی یونسکو، شیشهها و بخشهایی از سازهاش آسیب دیده است.
میدان نقش جهان و کاخ چهلستون در اصفهان بر اثر موج انفجار ترکخوردگیهایی پیدا کردهاند. این آثار نماد تاریخ و هویت ملتاند و تخریب آنها نه فقط ضرر فرهنگی بلکه خطر اقتصادی و هویتی نیز دارد.
گردشگری و فعالیتهای مرتبط با فرهنگ و هنر، از منابع مهم درآمد و اشتغال در ایران هستند و آسیب به آنها بحران اقتصادی و اجتماعی ایجاد میکند.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی تخریب این فضاها و بناها به شکل مستقیم با مرگ و آسیب مردم در ارتباط است. حمله به مناطق غیرنظامی مانند مدرسهها، بیمارستانها و خانهها باعث کشته و زخمی شدن افراد میشود.
آسیب به مراکز فرهنگی و تاریخی هم شغل هزاران هنرمند، کارمند و استاد را نابود میکند و فعالیتهای آموزشی و اقتصادی مرتبط با هنر و گردشگری را متوقف میکند. در واقع، ویرانی فضاهای فرهنگی، هنر و تاریخ با زندگی روزمره و امنیت اقتصادی مردم گره خورده است.
جامعه جهانی کجا ایستاده است؟
با وجود این تخریب گسترده، بسیاری از نهادهای بینالمللی و دولتها هنوز به سکوت خود ادامه میدهند. سازمانهای فرهنگی جهانی و رسانههای بینالمللی بارها هشدار دادهاند که حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ یک مسئولیت انسانی و اخلاقی است، اما اکنون این هشدارها عملی نشدهاند. سکوت این نهادها و قدرتهای جهانی، در حالی که آثار ثبت جهانی و مراکز فرهنگی آسیب میبینند، به نوعی بیتفاوتی نسبت به ارزشهای انسانی و فرهنگی تعبیر میشود.
اعتراضها، فشار رسانهای و گزارشهای بینالمللی باید صداهایی باشند که از این تخریبها جلوگیری کنند. وقتی تالارها، گالریها و بناهای تاریخی آسیب میبینند، جامعه جهانی نه فقط شاهد و بیننده بلکه موظف به پاسخگویی است. هر سکوت به معنای سهمی در نابودی هویت فرهنگی یک ملت است.
فراتر از ویرانی فیزیکی؛ جنگ با فرهنگ و زندگی
آنچه زیر موشکها آسیب میبیند، فقط سنگ و سیمان نیست. تالارهایی که برای نسلهای کودک و نوجوان طراحی شدهاند، سالنهایی که هنرمندان در آن پرورش مییابند و گالریهایی که جریان هنر مستقل را شکل میدهند، اکنون تخریب شدهاند. آثار تاریخی نیز حافظه تاریخی و هویت جمعی را نمایندگی میکنند.
مرگ مردم، از دست رفتن شغل و توقف فعالیتهای فرهنگی، پیامد مستقیم و ملموس این حملات است. این بحران نشان میدهد که جنگ نه فقط علیه شهر و مردم بلکه علیه فرهنگ، هنر و تاریخ یک ملت نیز هدایت میشود.
جامعه جهانی، از سازمانهای بینالمللی تا رسانهها و نهادهای حقوق بشری، باید با مسئولیت و شفافیت پاسخگو باشند و جلوی این بیتوجهی و سکوت فاجعهآمیز را بگیرند.
انتهای پیام/