فروپاشی توهم پیروزی آمریکا در روز چهلم نبرد/ تمکین متجاوز به شروط ده‌گانه ایران

|
۱۴۰۵/۰۱/۱۹
|
۰۵:۴۰:۰۸
| کد خبر: ۲۳۲۸۰۵۹
فروپاشی توهم پیروزی آمریکا در روز چهلم نبرد/ تمکین متجاوز به شروط ده‌گانه ایران
برنا - گروه بین‌الملل: پس از گذشت چهل روز از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران، اعلام توقف عملیات نظامی از سوی واشنگتن بیش از آنکه تنها نتیجه توافقی دوطرفه باشد، بازتاب‌دهنده بن‌بست راهبردی کاخ سفید در برابر توان پدافندی و تهاجمی ایران تلقی می‌شود.

توقف عملیات نظامی از سوی واشنگتن پس از چهل روز نبرد، بیش از آنکه محصول یک توافق مرضی‌الطرفین باشد، نشان‌دهنده بن‌بست راهبردی کاخ سفید در مواجهه با شبکه پدافندی و تهاجمی ایران است. دونالد ترامپ با درک این واقعیت که ادامه درگیری می‌تواند هزینه‌های جبران‌ناپذیری بر زیرساخت‌های نظامی آمریکا در منطقه تحمیل کند، به آتش‌بس موقت روی آورده است. این عقب‌نشینی تاکتیکی، فرصتی را برای تهران فراهم آورده تا پیروزی‌های میدانی خود را در میز مذاکرات اسلام‌آباد به دستاورد‌های تثبیت‌شده حقوقی و سیاسی تبدیل کند.

تغییر محاسبات کاخ سفید

اظهارات ترامپ درباره آتش بس در فضای مجازی، بازتاب‌دهنده شکاف عمیق میان لفاظی‌های اولیه و واقعیت‌های فعلی میدان نبرد، به‌ویژه پس از خسارات وارده به پرنده‌های متجاوز در مرکز ایران است. ترامپ با گره زدن توقف حملات به درخواست مقامات پاکستان، در تلاش است تا از فشار افکار عمومی داخلی گریخته و وجهه ابرقدرتی خود را در برابر شکستِ فنی حفظ کند. این دگردیسی در ادبیات سیاسی واشنگتن، نشان‌دهنده اثرگذاری مستقیم ضربات دفاعی ایران بر دستگاه محاسباتی پنتاگون و تغییر اولویت‌های جنگی ایالات متحده در منطقه است.

اعتراف صریح به اینکه طرح ۱۰ ماده‌ای ایران مبنایی عملی برای پیشبرد مذاکرات است، به معنای فروپاشی پیش‌شرط‌های سنتی غرب و پذیرش چارچوب‌های ترسیم‌شده توسط ایران است. دشمن که پیش از این تنها زبان زور را می‌فهمید، اکنون در مقابل طرحی زانو زده که بر حقوق حاکمیتی ایران پافشاری کرده و هیچ‌گونه عقب‌نشینی از توانمندی‌های بومی را برنمی‌تابد. این پذیرش ضمنی، پیروزی بزرگی برای راهبرد دیپلماسی متکی بر میدان محسوب می‌شود که ثابت کرد پایداری فعال، تنها راه مهار زیاده‌خواهی‌های بین‌المللی است.

آتش‌بس دوهفته‌ای نه نشان از صلح‌طلبی واقعی، بلکه گویای استیصال قدرتی است که تمامی گزینه‌های نظامی خود را در برابر اراده ملی و دفاعی ایران، بی‌اثر و سوخته می‌بیند.

تحمیل اراده بر حریف مستأصل

شورای عالی امنیت ملی در بیانیه خود در رابطه با اعلام توقف آتش با تبیین دقیق دستاورد‌های جنگ تحمیلی سوم، بر این نکته تأکید دارد که دشمن در یک نبرد ترکیبی دچار شکستی انکارناپذیر شده و راهی جز تسلیم ندارد. تدابیر حکیمانه عالی‌ترین سطوح نظام و حضور حماسی مردم در صحنه، چنان پشتوانه محکمی ایجاد کرد که دشمن حتی در تصوراتش نیز چنین پاسخ‌های متقارن و موثری را پیش‌بینی نمی‌کرد. این پیروزی که با خون مطهر شهیدان مسیر انقلاب برکت یافته، اکنون در قالب یک طرح جامع به حریف دیکته شده است تا موازنه قدرت جدید را به رسمیت بشناسد.

طرح ده‌گانه پیشنهادی ایران، در واقع مانیفست جدید قدرت در منطقه است که شامل رفع کامل تحریم‌ها، خروج متجاوزان و به رسمیت شناختن حاکمیت ملی بر تمامی منابع و انرژی است. پذیرش این بند‌ها توسط آمریکا، به معنای ابطال سال‌ها تلاش آنها برای محدودسازی ایران است. این مطالبات که با نگاهی به افق‌های بلندمدت امنیتی تدوین شده، راه را بر هرگونه عهدشکنی آتی بسته و دشمن را ملزم به جبران خسارات وارده می‌کند.

ایران به صراحت اعلام کرده که هیچ نوع ضرب‌الاجل آمریکایی را معتبر نمی‌شمارد و این تهران است که زمان‌بندی و کیفیت روند مذاکرات آتی در اسلام‌آباد را مدیریت خواهد کرد. پافشاری بر ضرورت پایان جنگ در تمامی جبهه‌ها، به‌ویژه در حمایت از مقاومت قهرمان لبنان، نشان‌دهنده پیوستگی ناگسستنی ارکان جبهه حق و عدم تفکیک امنیت ملی از امنیت منطقه است. این رویکرد مقتدرانه، مانع از آن می‌شود که دشمن بخواهد با تفکیک جبهه‌ها، به پیروزی‌های مقطعی دست یابد و ساختار یکپارچه مقاومت را تحت فشار قرار دهد.

سیادت دریایی و مدیریت حاکمیتی بر شریان‌های جهانی

اظهارات صریح سید عباس عراقچی درباره وضعیت تنگه هرمز در بازه آتش‌بس نیز نشان‌دهنده حاکمیت بلامنازع ایران بر شریان اصلی اقتصاد و انرژی جهان در این برهه حساس است. توافق بر سر تردد امن، صرفا با هماهنگی و تحت نظارت کامل نیرو‌های مسلح ایران، پیامی روشن به بازار‌های جهانی است که ثبات منطقه بدون نقش‌آفرینی تهران ممکن نخواهد بود. این اقتدار میدانی، ابزاری قدرتمند در دست دیپلمات‌های کشور است تا در مذاکرات، حقوق ملت را از موضع برتر و با تکیه بر توان پدافندی مطالبه کنند.

نیرو‌های مسلح با چشمان باز و انگشتانی که همچنان روی ماشه است، بر هرگونه تحرک شناور‌های بیگانه نظارت دارند تا کوچکترین تخطی با پاسخی قاطع و پشیمان‌کننده مواجه شود. تعلیق حملات دفاعی به معنای پایان مراقبت نیست، بلکه تغییری در آرایش نظامی برای ارزیابی میزان صداقت طرف مقابل در اجرای تعهدات اولیه در جریان مذاکرات است. ایران با مدیریت هوشمندانه تردد دریایی، ثابت کرد که توانایی کنترل بحران‌های بزرگ را داراست و می‌تواند در سخت‌ترین شرایط، امنیت آبراه‌های بین‌المللی را طبق استاندارد‌های خود تأمین کند.

همچنین تقدیر از میانجی‌گری پاکستان در این فرآیند، بخشی از استراتژی هوشمندانه ایران برای تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و حذف نقش مخرب قدرت‌های فرامنطقه‌ای در معادلات امنیتی غرب آسیاست. اسلام‌آباد اکنون شاهد دیپلماسی فعالی است که در آن، ایران نه به عنوان یک طرف منفعل، بلکه به عنوان قدرت مسلط در حال ترسیم جغرافیای جدید امنیت است. این هماهنگی بی‌سابقه میان تهران و همسایگان، لرزه بر اندام رژیم‌هایی می‌اندازد که بقای خود را در حضور بیگانگان جست‌و‌جو می‌کردند و اکنون شاهد افول تدریجی نفوذ آمریکا هستند.

انزوای صهیونیسم در سایه واقع‌گرایی جدید منطقه‌ای

تسلیم واشنگتن در برابر واقعیت‌های میدان، رژیم صهیونیستی را در وضعیتی از انزوای راهبردی و ترس وجودی قرار داده که در دهه‌های اخیر برای این رژیم بی‌سابقه بوده است. گزارش‌های واصله از توقف کارزار هوایی این رژیم تحت فشار مستقیم کاخ سفید، نشان‌دهنده شکست مفتضحانه پروژه‌ای است که قصد داشت جمهوری اسلامی ایران را به زانو درآورد. اکنون تل‌آویو با حقیقتی روبروست که در آن، حتی بزرگترین حامی‌اش نیز دیگر توان پرداخت هزینه‌های سنگین درگیری با محور پیروز مقاومت را در خود نمی‌بیند.

استقبال پایتخت‌های عربی همچون قاهره و بغداد از آتش‌بس هم در واقع اعتراف نانوشته‌ای به برتری بلامنازع ایران در اداره و مهار بحران‌های نظامی پیچیده در سطح منطقه است. این کشور‌ها با درک این موضوع که ایران توانسته اراده خود را بر آمریکا تحمیل کند، به دنبال همسویی با نظم جدیدی هستند که تهران معمار اصلی آن است. این تغییر جهت دیپلماتیک، تیر خلاصی بر پیکره طرح‌های عادی‌سازی است که هدف‌شان منزوی کردن ایران بود، اما اکنون خود در محاصره قدرت نرم و سخت انقلاب هستند.

همراهی کشور‌های اسلامی با روند کنونی، بستر مناسبی را برای تثبیت پیروزی‌های میدانی در قالب معاهدات منطقه‌ای فراهم آورده و نفوذ مخرب بیگانگان را به حداقل ممکن رسانده است. پیام روشن این استقبال‌ها آن است که منطقه به بلوغی رسیده که می‌تواند بدون تکیه بر چتر حمایتی پوشالی غرب، امنیت خود را در سایه اقتدار یک قدرت بومی تضمین کند. رژیم صهیونیستی که حیاتش در گرو تنش است، اکنون در مقابل صفی از کشور‌ها قرار گرفته که پایان دوران «بزن و دررو» را به رسمیت شناخته‌اند.

مذاکرات اسلام‌آباد و تداوم نبرد در سنگر هوشمندی

مذاکرات پیش‌رو در پایتخت پاکستان، تداوم همان نبردی است که در پشت لانچر‌ها آغاز شده بود و اکنون به پشت میز‌های گفت‌و‌گو منتقل شده تا دستاورد‌های خون شهدا تثبیت شود. ایران با بی‌اعتمادی مطلق به پیشینه عهدشکنی طرف آمریکایی، تنها بر اساس اقدامات عملی و ملموس در زمین واقعی، گام‌های بعدی خود را در این فرآیند تنظیم خواهد کرد. تیم مذاکره‌کننده با پشتوانه وحدت ملی و آمادگی رزمی نیرو‌های مسلح، اجازه نخواهد داد که دشمن شکست‌خورده در میدان، با فریب‌های دیپلماتیک به اهدافش دست یابد.

حفظ انسجام داخلی و هوشیاری نخبگان در طول این دو هفته، حیاتی‌ترین عامل برای پیروزی نهایی در این نبرد اراده‌ها و خنثی‌سازی توطئه‌های احتمالی جبهه استکبار است. دشمن ممکن است بخواهد در فضای گفت‌و‌گو با ایجاد تردید یا تفرقه در جبهه داخلی، از قاطعیت مطالبات به‌حق نظام و ملت بزرگ ایران بکاهد، اما ملت ثابت کرده که یکپارچه است. جشن‌های پیروزی که در سراسر کشور جریان دارد، پیام واضحی به مذاکره‌کنندگان غربی است که با ملتی مواجه‌اند که تا رسیدن به تمامی خواسته‌هایش، میدان را نخواهد بست.

سرنوشت این مذاکرات هرچه باشد، ایران پیروز نهایی این کارزار است؛ چرا که توانسته دشمن را از موضع هجوم به موضع تدافع و تقاضای آتش‌بس و مذاکره بکشاند. اگر واشنگتن در اسلام‌آباد تسلیم واقعیت‌های ده‌گانه ایران شود، فصلی جدید از ثبات بدون دخالت آمریکا آغاز می‌شود و در غیر این صورت، دستان ما همچنان بر روی ماشه است. افق آینده، روشن و متعلق به جبهه حقی است که توانست در چهلمین روز نبرد، مستکبرترین قدرت جهان را به زانو درآورده و اراده خود را بر جغرافیای منطقه تحمیل کند.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر